تبليغاتX
یادداشتهای USM

دانشکده علوم کامپیوتر دانشگاه USM در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو دارد، دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد در دو گروه Mix-Mode و Research-Based طبقه بندی می شوند، گروه اول که سیستم تحصیلیشان شبیه به روش متدوال در کشورمان است، می بایست 20 واحد درسی و 20 واحد پروژه را با موفقیت پشت سر بگذارند که معمولاً دو یا سه نیم سال تحصیلی به طول می کشد. انواع Research-Based هم شبیه به دانشجویان دوره دکتری بر اساس تز تحقیقی خود ارزیابی و فارغ التحصیل می شوند.

البته اخذ و پاس دروسی مانند زبان مالایی برای کلیه دانشجویان بین الملل اجباری است, علاوه بر این از نیم سال گذشته دو درس "روش تحقیق" و "الگوریتمهای پیشرفته" نیز به دروس پیش نیاز دوره های Research اضافه شده است، بنابراین هر دانشجوی دکتری و کارشناسی ارشد صرفه نظر از نوع برنامه تحصیلیش می بایست 10 واحد درسی (2 واحد زبان مالایی و 8 واحد شامل دو درس فوق) را با موفقیت بگذراند، البته دانشجو این حق را دارد که در طول تحصیل و بسته به نظر خود این دروس را اخذ نماید و نیازی نیست که همه دروس در همان ترم اول اخذ نماید.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 6:49 |

دو سقوط پیاپی هواپیماهای ایرباس در شرایطی شبیه به هم در داخل اقیانوس، شرایط نامطلوبی را برای این کنسرسیوم اروپایی ایجاد کرده است، سقوط چند هفته پیش هواپیمای ایرباس خطوط هوایی فرانسه و سقوط اخیر هواپیمای یمنی، بحث امنیت پروازهای ایرباس را جدی کرده است.

واقعیت ان است که سال 2008 یکی از ایمنترین سالها برای پروازهای هوایی بود ولی به نظر می رسد که سال 2009 چندان بدون دردسر نخواهد بود، هنوز علت واقعی هر دو سانحه نامعلوم است ولی احتمال می رود که صاعقه سیستمهای الکترونیکی هواپیما را مختل کرده و باعث سقوط آن شده است.

در دوره کارشناسی ارشد و در درس "سیستمهای تحمل پذبر خطا" به خاطر علاقه ای که به صنایع هوایی داشتم و دارم، موضوع پروژه خودم را بررسی سیستمهای کامپیوتر هواپیماهای ایرباس انتخاب کرده بودم، به یاد دارم که از میزان تجهیزات کامپیوتری و سیستم "پرواز با سیم" این نوع هواپیماها سخت هیجان زده شده بودم که یک سر و گردن از رقیب آمریکایی خود "بویینگ" برتر بود. ولی حتی همان موقع این بحث جدی بود که اتکای بیش از حد به سیستمهای الکترونیک پرواز در ایرباس می تواند باعث سانحه شود. البته باز هم باید منتظر ماند و نظر کارشناسان را در خصوص این سوانح دید ولی به نظرم با توجه به این که بخش قابل توجهی از پروازهای بین المللی شرکتهای هواپیمایی کشورمان با این استفاده از ایرباس انجام می گیرد باید کارشناسان صنایع هوایی کشورمان با جدیدت و دسترسی به گزارشهای فنی این سوانح را دنبال کنند.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 6:20 |

کمتر از یک هفته  به آغاز سال تحصیلی جدید 2009-2010 در دانشگاه مانده است و جنب و جوش زیادی در دانشگاه به چشم می خورد، دلیل آن هم حضور دانشجویان جدید Undergraduate و همینطور Postgraduate های نوع Mix می باشد. اصولاً به جز دانشجویان Postgraduate نوع Research که در تمام طول سال امکان شروع تحصیل خود را دارند، باقی دانشجویان در همین ایام وارد دانشگاه می شوند.

چیزی که واضح است حضور کثیری از هموطنانمان در دانشگاه است، به گفته دوستی تعداد ایرانیان USM به 300 نفر بالغ شده است، البته آمار صحیح طبیعتاً باید از اداره IPS دانشگاه استعلام شود. ولی افزایش تعداد دانشجویان آشکار است.

کاری به دلایل این موضوع ندارم و فکر می کنم هر حرکتی در زندگی انسان اگر با فکر و برنامه صحیح و برخاسته از یک دلیل منطقی باشد، می تواند به یک تجربه گرانقدر تبدیل شود و البته برعکس، موضوعی که آشکار است تغییری است که در نوع متقاضیان تحصیل در مالزی در حال رخ دادن است. با یک نگاه به دانشجویان قدیمی تر و مقایسه آن با تازه واردان مشخص می شود که در گذشته غالب دانشجویان از میان کارکنان و مربیان مراکز دانشگاهی کشور بودند که به صورت ماموریت اداری، فرصت مطالعاتی و یا مرخصی بدون حقوق برای تکمیل تحصیلات خود در مقطع دکتری و با همراهی همسر و فرزند مالزی می آمدند، در حالی که اکثریت دانشجویان جدید دارای وابستگی شغلی و حرفه ای با ایران نیستند، جوانتر و مجرد می باشند و تحصیل در مالزی را را از مقاطعی مانند کارشناسی ارشد و حتی کارشناسی شروع می کنند.

به نظرم متولیان امر می بایست در برنامه ریزیهای خود برای این طیف جدید بازنگری اساسی داشته باشند، در گروه اول به دلیل وابستگیها و شرایط سنی نرخ بازگشت به کشور به طور طبیعی بالا است ولی گروه دوم اجباری از این جهت برای خود احساس نمی کنند و اگر فرض این باشد که کشور مان برای پیشرفت به دانش، تجربه و توان این جوانان نیاز دارد، باید برای برای جذب آنها اقدام کند وگرنه هستند کشورهای دیگری که  برای جذب آنها برنامه ریزی می کنند! 

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در پنجشنبه 11 تیر1388 و ساعت 7:12 |

کاملاً مشخص است که با حضور تلویزیون، دستگاه های پخش خانگی و ماهواره، صنعت سینما در سراسر جهان چندین شوک بزرگ را تحمل کرد ولی جالب اینکه این صنعت همچنان بر پای خود ایستاده است و هنوز هم کم نیستند آدمهایی که تماشای فیلم را در سینما به هر روش دیگری ترجیح می دهند.ا

صد البته پیشرفت سیستمهای صوتی و تصویری در حفظ قابلیت رقابتی سینما سهیم بوده است. ولی یکی از عوامل موفقیت و یا حتی دوام یک صنعت نرخ گذاری هوشمندانه خدمات با محصولات آن است، برای مثال همانطور که در یکی از پستهای قبلیم اشاره کردم، قیمت بلیط سینما در همین محدوده دانشگاه USM (مجتمع تجاری کویینزبی) در حدود 6 تا 10 رینگیت ( 1700 الی 2800 تومان) بسته به روز و ساعت نمایش متفاوت است. این در حالیست که امکانات این سینما حداقل در سطح بهترین سینماهای ایران است. حال سئوال این است که اگر در مالزی می توانند یک فیلم روز دنیا را (برای مثال سکوال جدید تراسفورمرز) به این بها اکران کنند، چرا باید بهای بلیط یک سینما در ایران که یک فیلم ایرانی را (احتمالاً با هزینه تمام شده 1 صدم فیلمی مانند ترانسفورمرز) اکران می کند، به 3000 تومان رسیده باشد/.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در چهارشنبه 10 تیر1388 و ساعت 6:33 |

یکی از فاکتورهای اصلی رشد رتبه دانشگاه های مالزی در رنکینگهای جهانی، تعدد دانشجویان و بعضاً اساتید بین الملل در این دانشگاه ها می باشد، در واقع از سه فاکتور اصلی، تعداد دانشجوی بین الملل، تعداد مقالات دارای نمایه ISI و میزان رجوع به مقالات، فاکتور اول که شاید راحتترین هم بوده رشد چشمگیر داشته و همچنان دارد، نمونه اش هم اینکه این چند روزه من و سایر همدوره ای ها را از اتاق مطالعه دانشجویان دکتری به جای دیگری منتقل کرده اند و به قول خودشان مشغول renovation اتاق هستند، حالا این یعنی چه؟ یعنی اینکه هر فضایی را که قبلاً به یک دانشجو اختصاص داشت به چهار دانشجو خواهند داد! البته به نظر من فضای کمتر قابل تحمل است، چیزی که بیشتر آزار دهنده خواهد بود آن است که سر سوپروایزها از این هم شلوغتر می شود، و همین وقت اندکی را که به هر دانشجو اختصاص می دهند نخواهند داشت،

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در یکشنبه 7 تیر1388 و ساعت 6:55 |

آماری را می دیدم که حاکی از استقبال اندک مالزیاییها از تحصیلات تکمیلی بود، دولت مالزی امسال 10000 ظرفیت برای پذیرش دانشجویان مالایی در دو مقطع تحصیلات تکمیلی ایجاد کرده و تا اکنون که یک هفته به آغاز سال تحصیلی مانده تنها 3500 نفر ثبت نام داشته اند که تنها 200 انها در مقطع دکتری بوده، می توان فرض کرد که مالاییها خودشان برای تحصیلات تکمیلی به کشورهای دیگر می روند و دانشگاه های مالزی را برای ما خالی می گذارند! یا اینکه اصولاً علاقه ای به یا دلیلی برای ادامه تحصیل ندارند که این دومی محتمل تر است.

واقعیت آن است که برای پیشرفت یک کشور نیروی کار خبره با مدرک تحصیلی کارشناسی، که تحت یک مدیریت درست و برنامه ریزی مدون قرار داشته باشد بیشتر لازم است تا دارندگان مدارک دکتری که یا به دلیل نبودن ادامه تحقیقاتشان باید از کشور بروند و یا اگر ماندند و خیلی هم خوش شانس بودند، پستی می گیرند که از عهده یک کارشناس (البته نوع واقعی آن) هم برمی آید.

عشق و علاقه ای که ما در کشورمان به مدارک تحصیلی و عناوینی همچون دکتر و مهندس داریم مثل خیلی چیزهای دیگرمان منحصر به فرد است! بارها چه در مقطع کاریم و چه در مقطع تحصیلیم دیده ام که برای شرکتهای بزرگ و پیشرو در حوزه فناوری، یک نیروی زبده و خبره به اندازه یگ گروه دارندگان PhD ارزش دارد. در واقع از شما انتظار دارند که کار بلد باشید و تن به کار بدهید تا انکه مدرکتان را نمایش بدهید، البته برای آنکه به شما بر نخورد خیلی محترمانه می گویند، شما "Over Qualify" هستید!!

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در پنجشنبه 4 تیر1388 و ساعت 13:22 |

خوب به سلامتی یکی از اثرات حضور پررنگ ایرانیها بر روی اینترنت، خود را نشان داد و Google در یک واکنش به این شرایط، سرویس ترجمه خود را به زبان فارسی نیز تعمیم داد، اصل خبر از طریق ComputerWorld منتشر شد، در حال حاضر این سرویس جهت ترجمه متون از فارسی و همچنین به فارسی در آدرس اینترنتی http://translate.google.com در دسترس می باشد.


+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 13:26 |

اینکه بارها گفته شد که برخی دانشگاه ها در مالزی تحقیق محور یا آنطور که اینجا مرسوم است RU هستند در واقع موضوعی است که سال 2006 و تصمیم دولت مالزی بر ارتقاء 4 دانشگاه آن کشور و از جمله USM به سطح RU بازمی گردد، هدف آن است که در دانشگاه های RU فرهنگ تحقیق نهادینه شود و ابزار آن هم از یک سو استخدام کادر آکادمیک مجرب و از سوی دیگر جذب دانشجویان نخبه سایر کشورهای در قالب دانشجوی تحصیلات تکمیلی می باشد، بنابراین اگر می بینیم از همان مقطع زمانی به یکباره بورسهای دانشجویی تحت عناوین مختلف و به صورت گسترده ای در اختیار دانشجویان قرار می گیرد، در واقع باید اهداف دراز مدت دولت مالزی را مد نظر قرار دهیم، هدف فعلی مالزی کسب جایگاه در میان 100 دانشگاه برتر دنیا است و دانشگاه های رده RU موظفند با ارتقاء سطح کمی و کیفی تحصیلات تکمیلی و افزایش تعداد مقالات خود در مجلات دارای نمایه ISI و همچنین افزایش نسبت ارجاعات به این مقالات هر ساله گزارشی از عملکرد خود  به دولت ارائه دهند و در غیر اینصورت رتبه RU خود را از دست می دهند و به تبع آن بودجه های تحقیقاتی آنها به شدت کاهش می یابد. 

البته سیاست راهبردی فوق مخالفانی نیز دارد که معتقدند با این روش دانشگاه های مالزی آنقدر در دام جذب دانشجوی بین الملل افتاده اند که عملاً از دانشجویان مالزیایی تهی شده اند، چیزی که اینجانب هم عملاً در USM مشاهده می کنم، حضور کمرنگ مالزیاییها در مقاطع تحصیلات تکمیلی حداقل در همین دانشکده کامپیوتر کاملاً محسوس است. 

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 5:59 |

دانشکده کامپیوتر دانشگاه USM هر ساله نوعی کنفرانس دانشجویی در قالب Colloquium برگزار می کند که امسال نوبت نهم آن با خوش سلیقگی متولیان دانشکده در محیطی مناسب و در جزیره ای کوچک در نزدیکی پینانگ برگزار گردید، جزیره فوق که موسوم به Jerejak می باشد به دلیل شهرت تاریخی آن به داشتن یک زندان به "آلکاتراس مالزی" نیز موسوم است.

در هر حال سمینار فوق طی دو روز برگزار شد و تقریباً تمام دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشکده نتایج فعالیتهای خود را برای سایرین ارائه دادند، از نکاتی که به نظرم جالب بود یکی اینکه برای متفاوت بودن سمینار قرار شد کسی ازفناوری نوین استفاده نکند بنابراین به هر دانشجو یک قطعه مقوا و یک عدد ماژیک داده شد تا به بهترین نحوی که می تواند موضوع تز یا مقاله خود را ارائه دهد، در ضمن دانشجویان به گروههای 10 نفره تقسیم شدند تا در محلی که خود انتخاب می کنند (مثلاً ساحل دریا و یا داخل جنگل) پرزنت خود را داشته باشند، تمام این ترتیبات بر روی هم محیط دوستانه ای را برقرار کرد که دانشجویان و به خصوص آنهایی که تجربه کمتری در ارائه داشتند در محیطی دوستانه به بحث و تبادل نظر بپردازند که تا آنجایی که من دیدم بسیار هم موفق بود.  

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 29 خرداد1388 و ساعت 5:44 |

خبری که اینجانب در پست قبلی به آن اشاره کردم، در همان تاریخ در حداقل یکی از کانالهای تلویزیونی مالزی (ntv7) و صبح روز بعد در روزنامه sun منعکس شده بود، اصولاً خبر خوبی نبود و من هم چیزی را بدون آنکه از آن مطمئن باشم به این شکل در بلاگ درج نمی کنم.

در اصل خبر آمده بود که تعدادی کتاب مربوط به انقلاب اسلامی نیز در چمدان بوده است، خواننده ای هم برای من کامنت گذاشته بود که چرا شما این را برجسته نکردید، در جواب این عزیز می گویم که اولاً مبداء پرواز فوق دوبی بوده است، دوماً از شیطنت مالایی ها نباید غافل شد و سوماً آیا واقعاً باید تصور کنیم یک مجموعه آنقدر خنگ بوده که برای صادر کردن پیام انقلاب کتابهای مربوطه را به همراه ماده مخدر در یک چمدان بگذارد! و ارسال کند. آیا اصولاً باید با وجود اینهمه امکانات ارتباطی، با کتاب پیام ارسال کرد!

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 22 خرداد1388 و ساعت 6:58 |


خوب در حالی که کاندیدهای ریاست جمهوری مشغول تکه پاره کردن یکدیگر و جد و آباد یکدیگر بودند، خبر رسید دو عدد ایرانی نامحترم به همراه حدود 20 کیلوگرم ماده "شیشه" در فرودگاه KL دستگیر شدند، البته این بندگان خدا مدعی بودند اینها شیشه نیست بلکه یخ است که آورده اند تا میوه هایشان تازه بماند! خلاصه اگر همینجور پیش برود، چیزی به نام آبرو برای ایرانی و ایران باقی نمی ماند. 

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در سه شنبه 19 خرداد1388 و ساعت 5:29 |

آزمونهای بین المللی سنجش مهارتهای مرتبط با زبان انگلیسی محدود به تافل یا آیتلس نمی شود ولی از آنجاییکه معمولاٌ همیشه یک چیزی مثل پذیرش گرفتن از یک دانشگاه آنور آب و یا اصولاً مهاجرت به آنور آب! باید باشد تا ما در یک آزمونی شرکت کنیم، آزمونهای دیگر مثل همین TOEIC خیلی برایمان آشنا نیستند.

آزمون توییک، توسط ETS سازماندهی می شود (یعنی همان متولی تافل) و هدف آن، سنجش مهارت برقراری ارتباط نوشتاری یا کلامی در یک محیط بین المللی کاری یا آموزشی  است که به صورت دو آزمون مستقل (درک مطلب و شنیداری، تکلم و نوشتاری) برگزار می شود و نمره عددی آن چیزی تا سقف 1000 می باشد.

بسیاری برای آنکه شانس استخدام خود را در یک محیط بین الملل افزایش دهند اقدام به شرکت در آزمون توییک می کنند، ولی معمول این است که شرکتهای بزرگ برای ارتقاء سطح شغلی کارمندانشان از آنها می خواهند که نمره مشخصی را در آزمون توییک کسب کنند، مثلاً شرکت ماتسوشیتا (که در ایران بیشتر به اسم پاناسونیک معروف است) برای کلیه مدیران خود حداقل نمره توییک 600 را در نظر گرفته است.

بد نیست شرکتهای دولتی کشورمان هم در راستای قانونمداری و ضابطه مندی هم که شده یک همچنین ملاکهایی را برای ارتقاء مدیرانشان در نظر بگیرند، یا حداقل محض رضای خدا هم شده برای مدیرانی که سالی 12 ماه به ماموریتهای خارجی گسیل می شوند چنین شرطی را اجباری کنند تا اینطوری نشود که عده ای از کیسه مردم و به صورت توریستی! به ماموریت خارج از کشور تشریف ببرند.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت 14:15 |

دانشگاه USM مدتی است که در رده دانشگاه های APEX قرار گرفته و حالا این یعنی چه و چه مزیتی برای دانشجویانی مانند من دارد، ما که چیزی احساس نکرده بودیم تا اینکه این یکی دو روزه اخیر دانشگاه به شکل غیر معمولی شلوغ شده بود، بعد معلوم شد که ظاهراً اسامی 8000 نفر به اشتباه به عنوان پذیرفته شدگان مقطع کارشناسی از طرف دانشگاه اعلان شده و بعد که این بندگان خدا به همراه خانواده اشان از نقاط دور و نزدیک به USM آمده اند معلوم شده که دانشگاه اشتباه کرده و اینها از میان 22000 نفر متقاضی اولیه حداقل شرایط را داشتند.

این اتفاق دو چیز را برای من معلوم کرد اول اینکه این بندگان خدا هم خیلی راحت وارد دانشگاه نمی شوند و برای مثال از میان 22 هزار نفر متقاضی چیزی در حدود 3000 نفر دست آخر پذیرفته می شوند. دوم اینکه در حالیکه دانشگاه های دولتی مالزی به صورت متمرکز پذیرش دانشجوی کارشناسی دارند، USM به خاطر APEX شدنش می تواند راساً اقدام به پذیرش دانشجو کند.

البته تمام اینها مربوط به شهروندان مالزیایی بود و ربطی به نحوه پذیرش دانشجوی بین الملل ندارد، بنابراین از دوستان جوانی که به خاطر فرار از سربازی یا برداشتن روسری می خواهند رنج غربت را به خود هموار کنند خواهشمندم از اینجانب در خصوص نحوه پذیرش سئولی نفرمایند. تا دلتان بخواهد شرکت و آدم ریز و درشت در خصوص پذیرش دانشجو (که در بیشتر مواقع معادل بدبخت کردن خود دانشجو و تمام خانواده اش می باشد!) فعالیت دارند.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 12:16 |

مثل اینکه سکونت در جزیره در خانواده اینجانب عمومیت یافته است، خودم که مدتی است به سبب تحصیل درجزیره پینانگ افامت دارم، برادر کوچکترم هم مدتی است به واسطه کاری در جزیره کیش سکونت دارد، در هر حال از فرصت بودن در ایران استفاده کردم و به منظور دیدار او هم که شده سفری به کیش داشتم، البته در گذشته به دفعات و به صورت ماموریت و یا سفر شخصی از کیش دیدن کرده ام و شاهد فراز و نشیب این جزیره در بیست سال گذشته بوده ام، از زمانی که مراکز فروش اصلی کیش (پردیس 1 و 2) در حال تاسیس بود، تا وقتی که کیش تبدیل شده بود به پاتوق چتربازها که کارشان انتقال اجناس به سایر نقاط ایران بود و تا به امروز که بدلیل کاهش اختلاف قیمت جزیره و با سایر نفاط ایران دیگر کمتر کسی برای کسب درامد به آوردن اجناس از کیش اقدام می کند.

کیش در حال حاضر 25 هزار نفر سکنه مقیم دارد، و چیزی در حدود 10 هزار خودرو نسبتاً مدل بالا در آن تردد دارند، روی هم رفته  کیش سر و شکل بهتری به خود گرفته و با مجموعه ای از بهترین هتلهای ایران، مراکز خرید متعدد (بیش از 10 مرکز خرید بزرگ) و برخی جاذبه های طبیعی و تاریخی همچون سواحل ماسه ای و زیبا و آب شفاف (که ظاهراً به خاطر مرجانی بودن جزیره می باشد)، پارک آهوان و شهر زیرزمینی ... بستر خوبی برای جذب توریست به حساب می آید، ولی روی دیگر سکه واقعیتهایی است که از نزدیک شاهد آن بودم، به نظر می رسد دیدار کنندگان جزبره محدود به هموطنانی می شود که یا بدلایل مادی و یا شاید مسائل زبان و فرهنگ به جای یکی از کشورهای دور و نزدیک به کیش می آیند. از نظر تعداد توریست خارجی هم در این چند روزی که من در کیش بودم تنها مواردی که دیدم کارگران فلیپینی شاغل به کار در کشورهای حاشیه خلیج فارس بودند که به دلیل اتمام مدت ویزایشان به ناچار به کیش سفر می کنند! اینها هم از فرط فقر در گروه های 10 تا 15 نفره با هم در جایی افامت می کنند و با صید ماهی شکم خود را سیر می کنند، بنابراین در واقع توریستی نیستند که کسی آرزوی آمدنشان را داشته باشد!!

 البته بنده کارشناس توریسم و یا اکوتوریسم نیستم ولی با یک نگاه ساده و کمی مقایسه مابین مالزی و کیش می توانم به جراٌت بگویم به صورت بالقوه جزیره زیبای کیش هیچ چیزی برای جذب توریست کم ندارد، ظاهراً تنها چیزی که این وسط کم است دانش مدیریت، برنامه ریزی و کمی انصاف است. برای مثال چرا باید در حالی که  دولت مدعی است به شرکتهای هواپیمایی یارانه و بنزین ارزان می دهد، قیمت بلیط رفت و برگشت از تهران به کیش حدود 120 هزار تومان باشد، چرا شرکتهایی هواپیمایی نمی توانند برای این مسیر که همیشه هم مشتری دارد مدل شرکت Air Asia را پیاده کنند که گاهی بلیط 1 رینگیتی برای مسیرهایی مشابه عرضه می کند. یا اینکه چرا فروشندگان ما از ناآگاهی مشتریان خود سوء استفاده کرده و جنس بنجل چینی را به قیمت جنس اصل و یا حتی گرانتر به او می فروشند. این رفتار ممکن است در کوتاه مدت جواب دهد ولی نتیجه مخرب آن سلب اطمینان مشتریان بالقوه آینده است. به عنوان یک مثال دیگر هزینه هر دقیقه استفاده از جت اسکی در جزیره در حدود 2000 تومان است، یعنی یک تفریح 15 تا 20 دقیقه ای چیزی در حدود 40 هزار تومان آب می خورد، در حالی که قیمت یک دستگاه جت اسکی (که البته انواع چینی آن در جزیره استفاده می شود) نباید بیش از 5 میلیون تومان باشد. وضعیت امروز کیش به این منوال است که هزینه ها در مقایسه با بسیاری از نقاط توریستی دنیا بیشتر شده و این در حالی است که با توجه قوانین اسلامی حاکم بر کشور، طبیعتاً نمی توان انتظار داشت مثلاً توریست اروپایی به کیش بیاید و در گرمای 40 درچه سانتیگراد حجاب اسلامی را هم رعایت کند و بعد هم خدماتی که به او می دهیم گرانتر باشد!!
+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت 13:18 |

بیست و دومین دوره نمایشگاه کتاب در حال برگزاری است و اینبار هم مصلی تهران میزبان خیل عظیم مشتاقان کتاب می باشد، راستش را بخواهید نمایشگاه کتاب را با همه کاستیها و ضعفهایش به چند دلیل دوست دارم، اول اینکه همیشه دیده ام کتاب و کتابخانی باعث شده است اقشار گوناگون جامعه از مذهبی و روحانی گرفته تا سکولار و غیره زیر یک سقف جمع شوند، نوجوانهایی 13، 14 ساله را میبینم که با شوق و ذوق کتابها را ورق می زنند و در مقابل کهنسالانی یا حتی "معلولین حرکتی" را می بینم که به زحمت راه خود را در میان جمعیت باز می کنند، اینها همه در جامعه ای رخ می دهد که می گویند متوسط مطالعه هر فرد در آن به چند دقیقه در سال محدود می شود، (نمی دانم چطور اینهمه تناقض در جامعه ایرانی پدیدار شده، ولی می دانم شاید این یکی از همان خصوصیات منحصر به فردی باشد که ایرانی را هر کجای دنیا و با هر سطحی از زندگی، برای کشورش دلتنگ می کند!!)

در هر حال اگر اشتباه نکنم چند روز پیش وزیر  ارشاد طی سخنرانی به مناسبت بازگشایی همین نمایشگاه عنوان کرده اند که متوسط مطالعه هر ایرانی در حال حاضر 20 دقیقه در روز است که اگر این آمار درست باشد، باز هم جای شکرش باقی است که از آنچه فکر می کردیم به مرتب بیشتر است.

دلیل دیگر اینکه برگزاری این نمایشگاه را کاری درست می دانم، کمکی است که به چرخه اقتصادی صنعت نشر در کشور می کند، بسیاری از ناشران، مولفان و مترجمان چشم امیدشان به همین نمایشگاه است و شاید نیمی از درآمد سالانه شان از طریق فروش همین نمایشگاه فراهم شود.

سخن آخر اینکه فکر می کنم انتقال نمایشگاه کتاب از محل قبلی آن به مصلی تهران، تصمیم درستی بوده، به نظر می رسد با وجود پارکینگهای فراوان، ترافیک اطراف نمایشگاه هم بهتر از سابق شده است، ضمن اینکه فضای روحانی مصلی رنگ و بوی فرهنگیتری به نمایشگاه داده است. اگرچه به دلیل واقع شدن محل مصلی در مرز طرح تردد زوج و فرد و عدم اطلاع رسانی (که دیگر برایمان عادت شده!)  امثال بنده امروز یکشنبه به دلیل زوج بودن شماره پلاک خودرو شخصیم در خیابانهای اطراف مصلی سرگردان شدم و دست آخر مجبور شدم خودرویم را یک فرسخ دورتر پارک کنم! فکر می کنم اگر مطابق معمول این اواخر از خودرویم استفاده نمی کردم راحتتر بودم.

+ نوشته شده توسط عليرضا تقي زاده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت 15:23 |