تبليغاتX
یادداشتهای USM

یادداشتهای USM

گزیده ای از تجربياتم در خصوص حضور و تحصيل در دانشگاه USM

به امید دیدار

خدمت عزیزان همراه عرض کنم به دلیل مشغله زیاد فعلاً امکان فعال نگاه داشتن بلاگ وجود ندارد، انشاء ا... در اولین فرصت با پستهای مفید باز خواهم گشت، در ضمن طبیعتاً امکان رسیدگی به کامنتها و e-mailهای مرتبط نیز وجود نخواهد داشت.



+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 6:40  توسط عليرضا تقي زاده  | 

سیاست من در خصوص پاسخگویی به نامه های وارده

اخیراً چند مورد در خصوص پاسخگویی به نامه ها پیش آمد که لازم می دانم مواردی را در اینجا و همین یکبار قید کنم:

متاسفانه در حال حاضر به نظر می رسد با وجود چند صد دانشجوی ایرانی مقیم پینانگ و دانشگاه USM، تنها بلاگ فعال مرتبط همین بلاگ "یادداشتهای USM" باشد، نمی دانم این را به حساب چه بگذارم، ولی به هر حال باعث شده تا من تعداد زیادی نامه حاوی انواع و اقسام درخواستها دریافت می کنم. پاسخ دادن به تمام این نامه ها به دلایل ذیل برایم مقدور نیست:

درخواست انجام شده متناسب با اطلاعات من نیست.

پاسخ مشابه بارها در همین بلاگ و یا بلاگهای دیگر قید شده ولی فرد سئوال کننده حاضر نیست به خود زحمت دهد و به دنبال آن بگردد. (و معلوم است که چه نوع دانشجویی از این نوع آدم تولید می شود)

لحن نامه بی ادبانه و یا طلبکارانه است که این یکی هم متاسفانه گوشه ای از فرهنگ گهربار ما ایرانیها است.

و در موارد بسیار معدود مشغله زیاد باعث شده تا نامه ای لابه لای نامه های دیگر پنهان شود.

با تمام این  احوالات سعی کرده  ام بیش از نیمی از نامه ها را پاسخ دهم، با وجود آنکه کمتر پیش آمده تا یکی از همین دوستان پس از وارد شدن به دانشگاه بخواهند از من تشکر کنند (که البته نیازی هم نیست)، من در مدت اقامتم در مالزی صحنه های از رفتارهای هموطنان را با یکدیگر مشاهده کرده ام که تمام تصوراتم را وارونه کرده، گفتن آنها هم فایده ای ندارد چون آنهایی که می دانند که می فهمند، و بحث با انهایی که نمی فهمند هم از آن کارهای عبث است، حتی بیشتر از نوشتن بلاگ!


+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 5:27  توسط عليرضا تقي زاده  | 

جدول مقایسه نسبی نمرات آزمونهای استاندارد زبان

TOEIC TOEFL TOEFL TOEFL IELTS
Paper CBT IBT
0 - 250 0 - 310 0 - 30 0 - 8 0 - 1
310 - 343 33 - 60 18-Sep 1 - 1.5
255 - 400 347 - 393 63 - 90 19 - 29 2 - 2.5
397 - 433 93 - 120 30 - 40 3 - 3.5
405 - 600 437 - 473 123 - 150 41 - 52 4
477 - 510 153 - 180 53 - 64 4.5 - 5
605 - 780 513 - 547 183 - 210 65 - 78 5.5 - 6
550 - 587 213 - 240 79 - 95 6.5 - 7
785 - 990 590 - 677 243 - 300 96 - 120 7.5 - 9



+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 6:33  توسط عليرضا تقي زاده  | 

معضل به نام "تقلب علمی"

در دانشکده شنیده می شود که متولیان تصمیم گرفته اند تا نوعی پاکسازی در خصوص مقالات منتشره از جانب دانشجویان و احتمالاً کادر علمی به عمل آورند، به این ترتیب که حتی مقالاتی را مدتها پیش منتشر شده اند مورد بررسی قرار می دهند و در صورت مشاهده هر نوع تقلب علمی، علاوه بر اینکه موسسه متنشر کننده را در جریان می گذارند و خواستار حذف مقاله مربوطه می شوند با افراد خاطی هم برخورد می کنند.

نمی دانم این موضوع تا چه حد صحت دارد، که اگر درست باشد کار بسیار خوبی است، واقعیت این است که متاسفانه اغلب کنفرانسها و حتی بسیاری از نشریات، کیفیت را فدای منافع مادی کرده اند و فرایند درستی برای بررسی اعتبار و دست اول بودن مقالات منتشره ندارند، به عبارت دیگر عبور از داوران این نوع سمینارها (البته اگر داوری وجود داشته باشد) برای بعضی دانشجویان متقلب مثل آب خوردن شده است.

از طرفی دیگر نمی شود از تمام دانشجویان خواست تا مقالات خود را بالاجبار در نشریات دارای IF منتشر کنند، چرا که فرایند بررسی و پذیرش این نشریات هم به راحتی تا دو سال! به طول می کشد. نتیجه اینکه بهترین راه مراقبت بیشتر از جانب خود دانشگاه ها است. چرا که با هر تقلب علمی این تنها دانشجو نیست که به زیر سئوال می رود بلکه اساتید راهنما، دانشکده و دانشگاه مربوطه و شاید تمام سیستم علمی یک کشور زیر سئوال برود، یعنی همان اتفاقی که برای کشورمان رخ داده و برگرداندن این آبروی رفته به زحمت و زمان بسیار نیاز دارد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 16:56  توسط عليرضا تقي زاده  | 

عکس از "باد"

در خبرها آمده بود که سرکار خانم هدیه تهرانی نمایشگاه عکسی از باد، آب و آتش و درخت و ... در تهران به راه انداخته اند و ظاهراً جماعت هنر دوست هم از سر و کول همدیگر بالا می رفتند که عکسهای ایشان یا شاید هم خود ایشان! را تماشا کنند.

والا ما که هنرمند نیستیم و احوالات این جماعت برایمان کمی غریب است، چیزی که غریبتر است اینکه چطور خانه هنرمندان که همواره از بی پولی می نالید یک دفعه 220 میلیون تومان پول را به صورت وام صرف نمایشگاه عکاسی ایشان می کند، فکر کنم با انتشار این خبر تمام عکاسهای موسسه نشنال جوگرافی از همین فردا استعفا بدهند و راهی ایران شوند، خوب بیچاره ها حق دارند فکر کنم اگر ازشان بپرسیم یکصدا اعلام می کنند، "ما چیمون از این هدیه خانم کمتره، ما که بهتر از  "باد" و "آب" و "درخت" عکس می گیریم"!

در ضمن سرکار خانم تهرانی اعلام کردند "من دیگه تو ایران نمایشگاه نمی زارم، می رم خارج نمایشگاه می زارم" یا اعلان این خبر هم نیکل کیدمن و مگان فاکس دچار افسردگی ناشی از عدم اطمینان از آینده شغلی خود شده اند و تحت مراقبت پزشکی قرار گرفتند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 3:51  توسط عليرضا تقي زاده  | 

کلامی در خصوص دانش خرس شمالی!

اول می خواستم در مورد روابط روسیه و ایران چیزی بنویسم ولی به نظر اونهایی که در ایران هستند از بابت سیاسی قضیه خیلی بیشتر می دانند، من هم که اینروزها آنقدر  درگیر تز و تحقیقم هستم که کم کم همه چیز را از دریچه همان می بینم! خلاصه اینکه با همه بلاهایی که این روسها به سر ما  و خیلی کشورهای دیگر آورده اند از حق نباید بگذریم که دانشمندان روس و به طور دقیقتر اتحاد جماهیر شوروری خدمات بزرگی به حوزه  دانش به خصوص دانش پایه کرده اند که به نظر من در بسیاری از موارد جز محیطهای آکادمیک  و آدمهایی که خودشان درگیر تحقیقات پایه هستند از عمق و اهمیت این تحقیقات بی اطلاعند.

برای نمونه من در حوزه مطالعاتی خودم که مربوط به شبکه های کامپیوتری است، از تئوری احتمالات برای مدل سازی و مطالعه برخی پدیده ای تصادفی استفاده می کنم، تئوری احتمالات امروزه شاخه کاملاً شناخته شده ای از ریاضیات است ولی تا 50 سال گذشته این تنها ریاضیدانهای روس بودند که بر روی این تئوری کار می کردند، یا به عنوان نمونه دیگر تنها تکنیکی که برای نوآوری به صورت ساختیافته موسوم به TRIZ در دنیا وجود دارد، ساخته و پرداخته دانشمندان روس است ولی همین تکنیک امروزه توسط بزرگترین شرکتهای آمریکایی همچون اینتل به کار گرفته می شود. به نظر من دنیای دانش به شدت به دانشمندانی که در اتحاد حماهیر شوروی و بعضاً در شرایط غیر انسانی تحقیق می کردند، وامدار است، در حالی که بسیاری از اینها از حداقل استانداردهای زندگی همکاران غربی خود برخوردار نبودند و نتیجه کارشان در زمان حیاتشان جز در پشت دیوارهای آهنین کمونیسم، جایی اجازه انتشار نداشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:52  توسط عليرضا تقي زاده  | 

جلسه وایوا یا "وای وای!"

واقعیت نه چندان دلچسبی که در خصوص تحصیلات تکمیلی دانشجویان بین الملل در دانشگاه های مالزی وجود دارد، عدم وجود ارتباط مناسب و راه گشا مابین اغلب دانشجویان و اساتید آنها است که اگر بخواهم به دلایل اصلی آن اشاره کنم به ترتیب ضعف در زبان انگلیسی (بیشتر از جانب دانشجو و در برخی موارد از جانب استاد)، تنبلی و از زیر کار دررویی (بیشتر از طرف استاد و در برخی موارد دانشجو!)، بی اطلاعی استاد از موضوع تحقیق دانشجو و بلاخره و متاسفانه عاملی که این اواخر به عوامل فوق اضافه شده، تعداد بیش از حد دانشجویان یک استاد است که عملاً فرصت هر گونه تعامل سازنده ای را از استاد راهنما می گیرد.

همه این موارد دست به دست هم می دهد تا وقتی نوبت دفاع از تز یا به اصلاح جلسه Viva می رسد، دوستان به کنایه به آن لقب جلسه "وای وای" می دهند. جالب اینکه در این جلسه عملاً استاد راهنما مسئولیت چندانی ندارد و این دانشجو است که موظف است در برابر داوران از رساله خود دفاع کند، این وسط به نظر می رسد چیزی گم شده و آن هم حس مسئولیت شناسی یک استاد راهنما  است  که عملاً هیچگاه به چالش کشیده نمی شود چون او  مجبور نیست از چیزی دفاع کند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 4:54  توسط عليرضا تقي زاده  | 

پیشتازی از نوع دیگر.

فعلاً با وجود بیش از 6000 دانشجوی ایرانی که در مالزی مشغول به تحصیلند، مقام سوم را داریم، با این سرعتی هم پیش می رویم خیلی زود از چین و اندونزی هم جلو می زنیم، که هر کدامشان چند برابر ما جمعیت دارند و کلی دلیل فرهنگی و زبانی برای آمدن به مالزی دارند. این پیشتازی به خودی خود هیچ اشکالی ندارد البته به شرطی اینکه فرض کنیم همه اینها به خاطر عشق علمی است نه چیز دیگر!

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 12:53  توسط عليرضا تقي زاده  | 

پیش به سوی MPV

این دست و دلبازی مالاییها در تعدد بچه و بعضاً همسران! که مثل خیلی چیزهای دیگر تقلید بخش مسلمان مالزی را از فرهنگ عربی نشان می دهد، سازندگان خودروی این کشور را بدجوری به صرافت تولید خودروهای کلاس MPV (خودروی چند منظوره Multipurpose Vehicle)  انداخته است. چندی پیش پروتون خودرو exora  را عرضه کرد حالا هم نوبت رقیبش یعنی پرودو شده که alza را راهی بازار کند، اتفاقاً هر دو هم مورد استقبال قرار گرفته اند و پیش فروش شده اند، با توجه به اینکه این کلاس از خودروها معمولاً 7 نفره اند خودتان حدس بزنید که خانواده های مالایی چه جور رشدی داشته اند، البته هندیها و چینیها هم دست کمی از اینها ندارند و متناسب با افزایش درآمد تعداد عایله شان هم زیاد می شود و ماشین بزرگتر مورد نیاز می شود!

تصاویر ذیل به ترتیب نمای خارجی exora و alza را نشان می دهند، از دید طراحی خارجی به نظر می رسد هر دو مدل و به خصوص alza شباهت بسیاری به خودرهای مشابه تویوتا دارد، قیمتهای پایه از حدود 57000 رینگیت (در حدود 17 میلیون تومان) شروع شده و با توجه به تجهیزات مکمل به حدود 70000 رینگیت (20 میلیون تومان) بالغ می شود.



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 6:57  توسط عليرضا تقي زاده  | 

فعلاً ...

فعلاً دانشگاه در حالت خماری به سر می برد، دانشجوها خسته از امتحانات و استادها هم خسته از بار مسئولیتها! همگی در یک توافق نانوشته به سنگرهای خود بازگشته اند، ثبت نام ترم بعد هم برای دسامبر  برنامه ریزی شده و شروع کلاسها هم از اواخر همان ماه خواهد بود. البته من که چشمم آب نمی خوره با وجود  در  پیش بودن کریسمس و بعد هم عید سال نو چینیها حالا حالا ها دانشگاه روال عادی پیدا کند. البته این همه برای دانشجویان عادی معنی و مفهوم رفع خستگی دارد، برای دانشجویان دکتری اتفاقاً همین آرامش نسبی، کار و تمرکز بیشتری را به همراه دارد.  

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 5:22  توسط عليرضا تقي زاده  | 

یک تعریف از انسان و انتقاد از آن

در میان تعاریف متعددی که توسط دانشمندان و همچنین فلاسفه برای "انسان" ارائه شده، یکی هم آن است که انسان را "حیوان لذت جو" تعریف می کند، من به شخصه با این تعریف از انسان مشکل داشته و دارم چرا که معتقدم اگر فردی "کامجویی و لذت طلبی" را هدف اصلی خود از زندگی بداند دیر یا زود به مرزهایی می رسد که می بایست از انها عبور کند، فرقی نمی کند که این مرزها اخلاقی باشند یا مرتبط با سلامتی یا هر چیز دیگر، نتیجه همواره لطمه زدن جسمانی و روحی به خود و دیگران است.

به عنوان نمونه ای برای استدلال اینجانب، فرض کنید جوانی به اینجا می آید که درس بخواند، چون این جوان پیرو فلسفه فوق یعنی لذت جویی است و کنترلی هم (حداقل از جانب خانواده) احساس نمی کند وارد مسائلی می شود که در کوتاه مدت لذت آور هم باشد و طبیتاً یک سری خطوط را در کشور خود و در میان خانواده خود مجبور به رعایت آنها بوده می شکند. خوب لذتی حاصل شده ولی نتیجه نهایی چندان جالب نیست، این جوان در عمل با آبروی خانواده اش و حتی زندگی آینده خودش معامله بدی کرده و به آنها صدمه  جبران ناپذیری وارد کرده است.

به همین خاطر است که هر موقع می شنوم کسی به دیگری می گوید از "زندگیت لذت ببر" نوعی هراس در خودم احساس می کنم، ترس از این که گوینده و یا شنونده مرزی برای خود قائل نباشند و یا شکستن مرزها را هنر بدانند! ترس از اینکه ما ایرانیها با تمام تلاشی که بیشترمان متحمل می شویم از همین که هستیم سرشکسته تر شویم، انهم به خاطر اینکه یک ایرانی دیگر دنبال لذت جویی خود بوده حال می خواهد لذت قدرت سیاسی باشد یا لذت کسب درآمد راحت از طریق قاچاق مواد مخدر یا لذت دستیابی راحت به نتیجه زحمت دیگری یا ...

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 9:40  توسط عليرضا تقي زاده  | 

هتلهای محدوده دانشگاه

من شخصاً خیلی سر و کاری با هتل ندارم مگر مواردی که برای شرکت در سمینارها مجبور به اقامت در آنها باشم، ولی این پست را برای کسانی که به هر دلیلی مجبورند برای چند روزی در اطراف دانشگاه اقامت کنند اماده کردم که کمتر سرگردان شوند، تا جایی که من می دانم مراکز اقامتی ذیل به محدوده دانشگاه نزدیکند (البته نه در حدی که بتوان مسافت را پای پیاده طی کرد):

هتل ویستانا (Vistana Hotel)

هتل آپارتمان بی سویت (B Suite)

هتل آپارتمان کریستال سویتز (The Krystal Suites Service Apartment)

هتل آپارتمان سنتوری بی سویتز (Century Bay Service Suites)

هتل ایستن (Eastin Hotel)

این مورد آخری هم جدیدترین هتل این محدوده است که همین هفته پیش جنب مرکز تجاری کوینزبی راه اندازی شد. در مورد قیمت و شرایط هم به راحتی می توایند از طریق اینترنت اطلاعات لازم را کسب کنید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 6:38  توسط عليرضا تقي زاده  | 

رابطه مستقیم نرخ بیکاری و تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی!

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آبان1388ساعت 10:22  توسط عليرضا تقي زاده  | 

حالا چی بگیم؟

تا این اواخر اگر کسی از من راجع به تفاوت قیمتها در ایران و مالزی می پرسید، در قسمتی که می خواستم از گرانتر بودن چیزی در مالزی نسبت به ایران صحبت کنم، از قیمت نان می گفتم که به نظرم در مالزی گرانتر بود، ولی خوشبختانه با همکاری شبانه روزی بخش دولتی و خصوصی (همان محتکران سابق) در ایران این تبیعض هم از میان رفت و دیگر نان هم در ایران گرانتر از مالزی است!

در ضمن مجبورم بگم خوش به حال آنهایی که به جای رفتن به دنبال درس در دیار اجنبی و دود چراغ خوردن، همانجا تو ایران یک دکان نانوایی زدند و خودشان هم شدند شاطر تا هر موقع دلشان خواست فیتله قیمتشان را بالاتر بکشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 9:52  توسط عليرضا تقي زاده  | 

در خبرها برخوردم به خبر مشکلات مالی جناب نیکلاس کیج، به نظر من ایشان هنرپیشه فوق العاده ای هستند ولی این به معنی نیست که ایشان انسان فوق العاده ای نیز هستند، فهرست داراییها و ولخرجیهای این آدم افسانه ای است، برای مثال دو جزیره، یک قلعه، جت و کشتی خصوصی و 50 ماشین که در میان آنها لامبورگینی 500 هزار دلاری شاه ایران هم به چشم می خورد، جزو مایملکشان است. در واقع این آدم مثل جارو برقی هر چه که به نظرش خوب آمده خریده و انبار کرده!

فکر کنم او خیلی به شخصیت فیلم "ارباب جنگ" که خود در آن ایفای نقش کرده نزدیک شده، آدمی که فقط پول برایش مهم است و بس!


+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 7:55  توسط عليرضا تقي زاده  |