در مسیر کوالا به تهران با دو برادر همسفر بودم که برای بررسی شرایط تحصیل فرزندان دخترشان در مالزی به آن دیار سفر کرده بودند، ایشان اصرار داشتند که باید اسم فرزندانشان را در یک دانشگاه خصوصی و در رشته MBA ثبت کنند و البته پس از دیدن شرایط دانشگاه های خصوصی مالزی به این نتیجه رسیده بودند که به غیر از یکی دو مورد خاص این گروه از دانشگاه ها علاوه بر اخذ شهریه های سنگین به لحاظ اخلاقی از فضای مناسبی بر خوردار نیستند. تا اینجای ماجرا به من ربطی نداشت و به قول معروف "صلاح ملک خویش خسروان دانند" ولی موضوع کاملاً متفاوتی نظر من را به خود جلب کرد، این دو برادر هر کدام دو دستگاه Laptop با قیمت مناسب (در حدود 600 هزار تومان) خریداری کرده بودند و از خرید خود هم راضی بودند، موقعی که نمونه ای از آنها را به من نشان دادند متوجه شدم دستگاه ها از مارک Lenovo و در واقع گونه ای از کامپیوتر های موبایل می باشند که عموماً از قیمتی در همین حدود برخوردارند، البته دلم نیامد توی ذوق این عزیزان بزنم ولی از آنجاییکه این نوع دستگاه ها شباهت زیادی به یک Laptop دارند و به سادگی توسط افراد معمولی به عنوان Laptop خریداری می شوند، لازم است به برخی تفاوتهای کلیدی آنها اشاره کنم.
شرکتهای سازنده laptop چند سالی است که در واکنش به تهدید تجهیزات PDA و گوشیهای موبایل Smart ساخت رده جدید از کامپیوترهای بسیار کوچک و البته ارزان را در دستور کار خود قرار داده اند، برای مثال می توان به سری EeePC شرکت ایسوس اشاره کرد که در بازار ایران نیز در دسترس می باشد، این نوع از کامپیوترها عموماً از صفحه نمایشی در حدود 10 اینچ برخوردارند که برای تماشای مکرر DVD چندان مناسب نیستند، در بسیاری از مواقع فاقد درایو نوری می باشند و به جای HDD از SDD که نوعی حافظه فلش است استفاده می کنند که بدلیل گرانی نسبی SDD طبیعتاً از ظرفیتهای کمتری (کمتر از 40 گیگابایت) برخوردارند و بالاخره اینکه پردازنده این مدلها عموماً از سری Atom شرکت اینتل می باشد که با "دو هسته ایها" به لحاظ کارایی قابل مقایسه نمی باشند. البته اینجانب معتقدم هر رده از کامپیوترها داری کاربران خاص خود می باشند و مهم آن است که استفاده کننده با مطالعه مشخصات دستگاه مورد نظر و تطبیق آن با نیازهای خود به یک نتیجه مناسب دست یابد.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 مهر1387ساعت 16:34  توسط عليرضا تقي زاده
|
تصویر ذیل محل استقرار دانشکده کامپیوتر دانشگاه USM را که نزدیک درب ورودی ضلع جنوبی و پشت مسجد می باشد نشان می دهد، با این توضیح که تصویر فوق از ناحیه Sungai Duo در حاشیه دانشگاه که اتفاقاً محل تجمع ایرانیها نیز می باشد، گرفته شده است.

+ نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 6:27  توسط عليرضا تقي زاده
|
یک توضیح ضروری
به منظور روشن شدن ذهن افکار عمومی! اعلام می دارم زمان حضور من در مالزی به درازا نکشید و به دلیل علاقه شدید به مام میهن خود را هر طور شده به تهران رساندم، تا اگر خدا بخواهد و گوش شیطان کر شود و ... ترم آینده دوباره راهی دیار نم زده مالزی شوم. با این توصیه اضافی که دوستانی که در پینانگ به سر می برند تا می توانند نفس عمیق بکشند، من در مسیر جاده ساوه و وقتی در میان انبوهی از کامیونها گیر افتاده بودم تازه فهمیدم هوای خوب یعنی چه، در مقابل به دوستانی که در تهرانند توصیه می کنم تا می توانند از آب گوارای تهران بخورند که در پینانگ همچین آبی گیر نمی آید، زیاده عرضی نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 7:15  توسط عليرضا تقي زاده
|
چیزهایی است که شما تنها در صورتی شانس مشاهده آن را می یابید که افتخار پرواز با هواپیمایی ملی ایران یا همان ایران ایر نصیبتان شود :
موقعی که به کانتر تحویل بار و صدور کارت پرواز مراجعه می کنید، با خیل جمعیتی مواجه می شوید که گویی اسم صف و نظم به گوششان نخورده است، یکی با صدای بلندی که به عربده شبیه است از سر صف با ته صف شوخی می کند، هر کس روی به سمتی دارد، در یک چشم به هم زدن دوستیهایی عاشقانه شکل می گیرد که به ماچهای آبدار (اشتباه نکنید منظورم مابین جنس مشابه است) منجر می شود و در لحظه ای دیگر خصومت بالا می گیرد، پشتیها دائماً با چمدان و چرخ دستی پشت پای شما را نوازش می کنند، در جلوی کانتر بازار من بمیرم تو نمیری و عجز و لابه داغ است، اغلب اضافه وزن دارند، آنهم نه یک کیلو و دو کیلو بلکه 50 کیلو!!، اگر بارت کم باشد به یکباره مورد توجه قرار می گیری و البته بعد از تمام شدن کارشان (گذشتن خر از پل) بار دیگر تو را نمی شناسند!
در پروازهای برون مرزی به درون مرزی، قبل از سوار شدن به هواپیما و همینطور بعد از آن بزرگترین موضوع بحث خانمها آن است که آیا باید مانتو خود را موقع ورود به هواپیما به تن کنند، حین عبور از مرز هوایی و یا موقع رسیدن به تهران و در طول پرواز هم هر کدام دویست بار روسری خود بر سر می کنند و از سر برمی دارند!
در سالن انتظار و پیش از سوار شدن به هواپیما، کافی است تا مسئولین مربوط در شعاع چند ده متری حرکت مشکوکی انجام دهند، آنوقت است که خیل جمعیت درست مثل اینکه قرار است درب بهشت بر رویشان باز شود به سمت کانتر مربوطه حمله می کنند، در این لحظه دوستیهای چند دقیقه پیش به همان سرعتی که پدید آمده بود رخت بر می بندد. مسئولین مربوطه هر چه خودشان را می کشند که بابا هیچ خبری نیست و “Please be seated” هیچ کسی گوشش بدهکار نیست.
در طول پرواز مهمانداران در مقاطع نسبتاً طولانی از نظرها پنهان می شوند و تنها وقتی ظاهر می شوند که می خواهند خوراکی مابین مسافران تقسیم کنند، رویم به دیوار تو گوی انگار میهماندار فقط مسئول پروار بندی است و بس! البته در عوض در این مقاطع هواپیما در اشغال مسافرین قرار می گیرد و شما شاهد تظاهرت و تجمعات نه چندان آرام بسیاری در راهروهای هواپیما خواهید بود. اگر کسی که قبلاً تجربه پرواز با ایران ایر را نداشته این صحنه را ببیند به یاد شورشهای کشتی در قرون 17 و 18 می افتد!
در پروازهای ایران ایر درست برعکس همه جای دنیا این شما هستید که موظفید به خدمه پرواز لبخند بزنید و از آنها تشکر کنید، در مقابل آنها هم اگر خوششان آمد به شما جواب می دهند.
بعد از فرود و حتی قبل از اینکه خدمه پروازی از مسافران خواهش کنند که تا باز شدن درها در جای خود بمانند، همه در یک حرکت هماهنگ کیف به دست پشت در هواپیما صف کشیده اند.
در مقصد هم به خصوص اگر آن مقصد تهران باشد شما شاهد رقابت بی رحمانه ای مابین مسافران در عبور از کنترل گذرنامه، تحویل بار و گمرگ می باشید و این دور تسلسل همچنان ادامه دارد.
البته واجب است در کنار تمامی انتقاداتم و برای اینکه بی انصاف نباشم به این اشاره کنم که حتی در سایتهای نظر سنجی خارجی از دو چیز ایران ایر تعریف شده است، اول مهارت فوق العاده خلبانان که در فرود آرام انها خود را نشان می دهد ودوم کیفیت، مزه و حجم غذای سرو شده در طول پرواز که از بسیاری از ایرلاینهای دیگر بهتر است.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 7:11  توسط عليرضا تقي زاده
|
دانشجویان دانشگاه USM ناچار به سفر محل استقرار این دانشگاه در پینانگ می باشند، حتماً راه های متعددی برای این امر وجود دارد که اینجانب فعلاً راه هوایی آن را از طریق استفاده از پروازهای شرکت هواپیمایی مالزی امتحان کرده ام، با این توضیح که آنچه در ادامه آمده است در خصوص بلیطهایی است که به صورت ترانزیت از طریق هواپیمایی ایران ایر خریداری شده باشد و مقصد نهایی نیز کمپ اصلی دانشگاه در جزیره پینانگ باشد.
مسافرین مالزی در بدو امر وارد ترمینال بین الملل فرودگاه KL موسوم به ترمینال ستلایت می شود، قطارهای سریع (موسوم به ایروترین) این مسافران را به ترمینال داخلی فرودگاه می برند، از این جا مسیر مسافران پینانگ جدا خواهد شد، این گروه می بایست به یکی از Transfer Counter های موجود مراجعه کرده و با تسلیم بلیط خود کارت پروازی جدید خود را گرفته، سپس به کنترل پاسپورت مربوط به مسافرین ترانزیت مراجعه کرده و همزمان کارت اظهارنامه گمرگ را کامل نمایند. پس از عبور از این مراحل تنها می ماند مراجعه به گیت مورد نظر (A1 الی A11 و B1 الی B11) و سوار شدن به هواپیما. لازم به ذکر است که این ترانزیت اصطلاحاً به International to Domestic Transfer موسوم است.
توجه : موقع تحویل بار در کانتر چک این فرودگاه امام حتماً به مامور مربوطه گوشزد کنید که مایل هستید بار خود را در مقصد نهایی یعنی پینانگ تحویل بگیرید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 15:38  توسط عليرضا تقي زاده
|
این روزها گرفتاری و دوندگی اجازه رسیدگی به بلاگ را نمی دهد، از این نظر متاسفم ولی سعی می کنم به نامه های رسیده در اسرع وقت پاسخ دهم.
در خصوص مناسبترین خط تلفن تا جایی که من دیده ام دوستان ازسیم کارتهای پیش پرداخت Maxis موسوم به Hotlink استفاده میکنند، هزینه خرید خط تنها 8 رینگیت است ولی پیشنهاد می کنم حداقل در شروع 30 رینگیت شارژ به آن اضافه کنید، عیبش هم البته این است که می بایست شارژ خود را در 30 روز مصرف کنید وگرنه خط یک طرفه می شود تا آنکه دوباره آنرا شارژ کنید و در صورت عدم استفاده مجدد تا 60 روز بعد خط به طور کامل قطع میشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 11:51  توسط عليرضا تقي زاده
|
سالها است که کشور تازه کشور شده امارات و شیخکهای آن دائماً برای جزایر ایرانی خلیج فارس و یحتمل کل خلیج فارس نقشه در سر می پروراند و در حرکتی متقابل، هماهنگ و میهن پرستانه!! هموطنان ایرانی هر چه دارند و ندارند به شکل خرید ملک و تاسیس شرکت و واردات مجدد به شکم این شیوخ می ریزند. در حال حاضر 25 درصد کل واردات کشورمان از مبداء امارات می باشد و در خصوص حجم سرمایه ای که از کشور خارج و در این شیخ نشین انباشته شده خدا عالم است. خوب معلوم است وقتی این همه ثروت از ایران خارج و به دبی وارد شود در کشورمان فقر می ماند و آنجا همه چیز از خانه گرفته تا ماشین و البته فواحش روس و اوکراینی ترگل ورگل می شوند. بعد هم این عزیزان هموطن بسیارمیهن پرست!! به کشورشان که می رسند دماغشان را می گیرند که پیف پیف بو می دهد!!
این مقدمه را گفتم که به خبری از وخامت اوضاع دبی اشاره کنم، ظاهراً تنزل شرایط اقتصادی، تورم 8 درصدی دوسال اخیر، افزایش جرم و جنایت که البته به آفریقایی و اوکراینی تبارها نسبت داده می شود و البته خوش خدمتی به عمو سام بالاخره به تجار ایرانی فشار آورده که به فکر جابجا کردن سرمایه خود باشند. گزینه های مختلفی اعم از گوانگجو (چین)، هنگ کنگ، سنگاپور و مالزی مطرح گردیده که ظاهراً مالزی در اولویت قراردارد.
خبر فوق برای من یکی یکجورهایی خوشایند بود، البته نه به این جهت که پول مملکت از دوبی درآید و به جای دیگری سرازیر شود حال مالزی باشد و یا جای دیگر (اینجانب اگر راه دیگری داشتم همین چندرغازشهریه دانشگاه را هم به اقتصاد کشوری دیگر تزریق نمی کردم!)، بلکه از این جهت که هیچ منطقی حکم نمی کند آب بر آسیاب دشمنت بریزی و در حالیکه او به تکه ای از خاک کشورت نظر دارد تو به اقتصاد او کمک کنی، در هر حال اینجانب با تمام وجود آرزو می کنم ایرانی پول و سرمایه خود را در داخل کشور خودش به کار اندازد، خودش سود منصفانه ای ببرد، مالیاتش را بپردازد، اشتغال ایجاد کند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورد. یعنی همان کاری که اغلب این اجنبیهای خدانشناس می کنند، تازه نه ادعای مسلمانی دارند و نه شعار وطن پرستی سر می دهند و تاریخشان هم به جای چند هزار سال حداکثر به چند صد سال می رسد.
+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387ساعت 22:15  توسط عليرضا تقي زاده
|
از وقتی شروع به نوشتن این بلاگ کردم، هدفم چیزی جز گفتن حقیقت انهم بدون کم و کاست نبوده و نیست. به جز موارد متفرقه، بیشتر آن چه که در خصوص دانشگاه و پیرامون آن می نویسم یا تجربه خودم بوده و یا اطلاعاتی است که از منابع معتبر بدست آورده ام، همچنین در حد خودم سعی کرده ام پاسخ دوستانی را که از طریق نظرسنجی و یا پست الکترونیک موضوعی و یا سئوالی مطرح کرده اند فراهم کنم. کما اینکه خود نیز سئوالاتی داشته ام که برخی دوستان لطف کرده و پاسخ آن را داده اند. اگر هم موردی پیش بیاید که از جانب من بی پاسخ بماند تنها مواردی است که یا اطلاعات کافی در خصوص آن ندارم و نمی خواهم خدای ناکرده کسی را با اطلاعات غلط به اشتباه اندازم و یا می دانم شخص سئوال کننده پاسخ خود را با یکبار مراجعه به سایت دانشگاه خواهد گرفت، برای مثال از من سئوال شده زمان آغاز نیمسال بعدی دانشگاه چه موقع است؟ طبیعی است که شخص سئوال کننده می تواند به راحتی و با مراجعه به سایت دانشگاه به تقویم آموزشی سال جاری تحصیلی (۲۰۰۹-۲۰۰۸) دست یابد. توصیه من به عنوان یک برادر به تمامی خواهران و برادران عزیزم آن است که در صورتیکه مایل به تحصیل در هر دانشگاهی در آنسوی آب می باشند با نحوه کسب اطلاعات از طریق اینترنت آشنا شوند و اگر خدای ناکرده احساس می کنند به لحاظ درک زبان انگلیسی نوشتاری هم مشکل دارند به هیچ وجه به صلاحشان نیست که بدون رفع این مشکل به خارج از مرزهای کشورمان بروند، برای ادامه تحصیل هیچ وقت دیر نیست.
موفق باشید.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 23:26  توسط عليرضا تقي زاده
|
از آنجاییکه اساساً ما ایرانیها به دلیل سیاستهای دوستانه سیاستمداران کشورمان با دنیا، باید خودمان را بکشیم تا اعتبار مالی را که هر بچه مدرسه ای در خارج دارد کسب کنیم و باز با توجه به اینکه موج تجارت الکترونیکی منتظر ما نمی شود. هر روز که می گذرد انجام خریدهای Online و Offline الکترونیکی با کارتهای معتبری مانند MasterCard برای ما دست نیافتنی تر می شود. نتیجه اینکه درست مثل قرون وسطی مجبوریم یک خروار پول کاغذی را باخودمان اینور و آنور بکشیم و به همین خاطر به شدت مورد علاقه دزدها و جیب برهای محترم قرار داریم!!
در هر حال و با توجه به اینکه شنیده بودم می توان به جای MasterCard اعتباری از نوع Debit آن هم استفاده کرد، یک مطالعه اولیه ای در این خصوص به عمل آوردم که نتیجه آن را در ادامه خواهید دید، با این توضیح که خودم این مورد را تجربه نکرده ام، بنابراین نمی توانم صحت و سقم آن را تضمین کنم:
Debit Master Card بسیار شبیه به کارتهای ATM می باشد (با این تفاوت که از گستردگی پذیرشی مشابه MasterCard اعتباری بر خوردار است) به عبارت دیگر می بایست یک حساب جاری یا پس انداز کوتاه مدت با حداقل موجودی (که مورد به مورد فرق می کند ولی معمولاً از 1000 رینگیت تجاوز نمی کند) در یکی از بانکهای ارائه دهنده این نوع کارتها باز کنید و هر گونه پرداخت و یا برداشت از کارتتان مستقیماً از حسابتان کسر خواهد شد. در حال حاضر دو بانک مالزیایی AFFINBank (http://www.affinbank.com.my) وEON bank (http://www.eonbank.com.my) چنین سرویسی را ارائه می دهند. در AFFINBank پس از پر کردن فرم درخواست، کارت پس از 10 روز و از طریق پست برایتان ارسال می گردد که قبل از استفاده می بایست از طریق شماره تلفنی که بانک در اختیار شما می گذارد آنرا فعال کنید.
برای استفاده از Debit Master Card ناچار به پرداخت هزینه ای سالیانه می باشد که در حدود 20 رینگیت می باشد و هر گونه تراکنش مالی و در یافت صورت حساب از دستگاه های ATM سایر بانکها نیز هزینه ای چند رینگیتی برایتان دربردارد، در عوض تراکنشهای مالی با این کارت از جوایزی بر خوردار است و به مانده حساب شما (اگر از نوع پس انداز باشد) سود مصوب همان بانک هم تعلق می گیرد. یکی از مزایای استفاده از Debit Master Card نسبت به نوع اعتباری آن است که در هر صورت نمی توان بیش از میزان موجودی شما از آن استفاده کرد! علاوه بر این می توان برای آن سقف استفاده روزانه مشخص کرد که تنها از طریق تلفن مستقیم صاحب حساب به بانک قابل افزایش است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 13:44  توسط عليرضا تقي زاده
|
سفارت مالزی در تهران (ولنجک، مابین خیابانهای 18 و 20)، در طول هفته و با استثنای روزهای جمعه و شنبه پذیرش دارد، جهت اخذ ویزای Social با مدت حداکثر دو ماه متقاضی می بایست فرم مخصوص درخواست ویزا را در دو نسخه و به زبان انگلیسی تکمیل نموده و پس از الصاق عکس بر روی آنها به همراه مدارک ذیل و همچنین 5700 تومان هزینه صدور ویزا به مامور پذیرش ارائه دهد، مدت معمول برای آماده شدن ویزا نیز حدود یک هفته می باشد.
-
اصل و کپی بلیط سفر به مالزی
-
اصل و کپی پاسپورت
-
یک برگ گواهی بانکی مبنی بر وجود حداقل 4 میلیون تومان در حساب شما.
-
دو قطعه عکس جهت الصاق بر روی فرمهای درخواست ویزا.
+ نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت 22:55  توسط عليرضا تقي زاده
|
مدتی بود که طوفانهای پیاپی همچون "گوستاو" و "آیک" سواحل شرقی آمریکا را نشانه رفته بود و البته هرچه که بودند با برجای گذاشتن خساراتی به پایان رسیدند، ولی این بار طوفان بس سهیمتر و از نوع اقتصادی در حال درنوردیدن بازارهای مالی آمریکاست و به مصداق آنکه می گویند " اگر اقتصاد آمریکا عطسه کند، اقتصاد جهانی می چاید" خودتان حساب کنید تاثیر این اتفاق در کشورهای دیگر چه خواهد بود، وخامت اوضاع امروز صبح به یکباره خود را با کاهش دو درصدی ارزش دلار که شدیدترین افت ارزش طی سالیان اخیر بوده، نشان داد. قیمت نفت با جهشی باورنکردنی بشکه ای 25 دلار افزایش یافت و همینطور قیمت طلا و سایر فلزات پر ارزش.
کاری به دلایل اصلی وخامت اوضاع اقتصادی در آمریکا ندارم و نه تنها اقتصاد دان نمی باشم بلکه هیچ گونه ادعایی هم در این مورد ندارم، اما معتقدم لزوم ندارد دکتری اقتصاد داشته باشی تا اثرات تورم زای افزایش قیمت نفت را در اقتصاد جهانی احساس کنی، تازه این حال و روز کشورهایی است که ازعلم اقتصاد برخوردارند و به آن پایبند وگرنه خدا باید به داد ما برسد، از هم اکنون و به سادگی می توان پیشبینی کرد، تورم در کشور بیشتر و بیشتر می شود، نرخ بیکاری افزایش می یابد و هزار و یک معضل اجتماعی و امنیتی در پی آن تشدید می شود و متاسفانه اولین و بیشترین قربانیان چنین اتفاقاتی اقشار متوسط و ضعیف جامعه اند. بنابراین بیایید دست به دعا برداریم که نفت از این که هست گرانتر نشود!!
+ نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1387ساعت 16:55  توسط عليرضا تقي زاده
|