تبليغاتX
یادداشتهای USM

یادداشتهای USM

گزیده ای از تجربياتم در خصوص حضور و تحصيل در دانشگاه USM

سریالهای تلویزیونی در مالزی

البته اگر تعداد کلمات مالایی که اینجانب بلدم را جمع بزنم به زحمت به ۱۰۰ کلمه می رسد ولی با همین سواد نصفه ونیمه مالایی هم آنقدر کنجکاو هستم که بعضی مواقع به  سریالهای تلویزیونیشان دقت کنم. البته اگر راستش را بخواهید اصلاْ نیازی به دانستن مالایی ندارید تا بفهمید که این سریالها عمدتاْ دو دسته اند در یک گروه زنها در حال نقشه کشیدن برای هوی بالقوه و یا بالفعل خود هستند و معمولاْ تا دلتان بخواهد صحنه کتک کاری و کیس کشی در این نوع سریالها می بینید البته در حالی که مرد داستان هم درست مثل آدمهای بی تقصیر سرگرم مشاهده ماجرا است.

در گروه دوم سریالها یک جادوگری یا جنی چیزی (که بر حسب اتفاق شبیه چینی الاصلها است!) سرگرم جادو و جنبل است و چند تا جوان خوب و مومن مالایی سرگرم باطل کردن جادوی ایشان.

اگر این فرض درست باشد که سریالها وفیلمهای یک کشور می تواند اینه ای از فرهنگ ان کشور باشد حال خودتان حساب کنید اوضاع درونی عوام جامعه مالایی باید از چه قرار باشد. البته به نظر اینجانب این فرض همیشه هم درست نیست.

باید آنقدر منصف بود که واقعیتها را فراموش نکرد. مالزی و فرهنگ ان هر چه که هست امسال تنها ۱۶۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی کسب کرد و دانشگاه های آن در جایگاهی قرار گرفته اند که ده ها هزار دانشجوی بین الملل را جذب کنند. این را مقایسه کنید با دانشگاهی که مفخر صنعتی کشورمان است و تعداد دانشجوی خارجی آن به زحمت به ۴۰ نفر می رسد!

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 13:13  توسط عليرضا تقي زاده  | 

فلسفه مالایی

در مالزی on time یعنی any time  این یعنی عصاره فلسفه مالایی به عبارت دیگر نباید انتظار داشته باشید که کارها همانطور که شما انتظار دارید و در همان زمان که فکر می کنید انجام پذیرد این البته چیزی نیست که خود مالازیاییها آن انکار کنند بلکه خیلی هم با افتخار آن را در بروشورهای راهنمای خارجیها هم درج می کنند! تا خیال همه را راحت کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 7:7  توسط عليرضا تقي زاده  | 

دنیای کودکان

اول اینکه اینروزها دسترسی به اینترنت برایم مشکل شده و به همین خاطر می بینید که کمتر پیدایم می شود. البته در هر حال باید حرفی برای زدن هم باشد وگرنه بقیه اش وقت تلف کردن از خودم و شما است.

عصرها در حیاط محلی که اقامت دارم محشری بر پا می شود بچه هایی از شکل و رنگ و زبان دور هم جمع می شوند و به بازی مشغول برایم جالب است که میبینم زبان و یا چهره متفاوت مانع دوستی و بازی آنها نمی شود که حتی هیجانشان را بیشتر می کند کاش دنیای بزرگترها هم همین قدر راحت و زیبا بود!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 6:20  توسط عليرضا تقي زاده  | 

افزایش ایرانیان پینانگ

مبارک است به نظر می رسد دانشجویان بیشتری از ایران متمایل به تحصیل در USM شده اند دوستی تعریف می کرد که طبق آخرین آمار مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه تعداد دانشجویان ایرانی به ۱۷۰ نفر بالغ شده که بعد از اندونزیاییهای دانشگاه بیشترین تعداد را به خود اختصاص می دهد البته عراقیها هم رتبه سوم را در اختیار دارند. این افزایش تعدد دانشجویان ایرانی البته وقتی می تواند خوب باشد که یاد بگیریم چگونه با یکدیگر و همچنین با میزبان تعامل داشته باشیم! نه اینکه خدای ناکرده کار به جایی برسد که ترجیح بدهیم قید ارتباط با هموطن را بزنیم و در لاک خود فرو برویم.

در هر حال در دانشگاه که قدم می زنید حضور عربها و زبان عربی کاملاْ محسوس است البته با توجه به این که اینها خودشان از ۴۰ کشور مختلف می آیند و از بورسهای مختلف دولت خودشان و سازمانهای اسلامی برخوردارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 12:18  توسط عليرضا تقي زاده  | 

امان از این مارمولکها

البته در مالزی مارمولک در اندازه های مختلف فراوان است و به خصوص خانمها از این موضوع چندان راضی به نظر نمی رسند ولی منظور من از این اصطلاح خود مالزیایها است که پشت آن چهره پف کردهشان کوهی از پیچیدیگی قرار دارد (البته این نظر من است ولی اگر کسی فکر می کند این جماعت خیلی ساده اند به خودش مربوط است) 

یکی از زرنگیها این طایفه این است که بین المللی بودن دانشگاه های خود را در بوق و کرنا می کنند البته ظاهر قضیه هم به همین شکل است ولی همینکه کمی بیشتر وارد ماجرا می شوید می بینید که این بی انصافها حتی زحمت ترجمه بسیاری از علائم و تابلوها و حتی اطلاعیه ها را از مالایی به خود نمی دهند نتیجه اینکه برای دانشجوی بینوای بین الملل دو راه بیشتر نمی ماند یا انکه چند تا مثلاْ دوست مالایی پیدا کند و دائم آویزان انها شود و یا اگر مثل اینجانب چندان اجتماعی نبود یک دیکشنری مالایی-انگلیسی دست بگیرید و اینور و آنور برود!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 5:45  توسط عليرضا تقي زاده  | 

پینانگ در این روزها

با اینکه هوای مالزی عموماً گرم و شرجی است، این اواخر برخی شبها هوا به حدی سرد می شد که برای خواب روانداز لازم می شد، نتیجه اینکه اینجانب چند روزی دچار سرما خوردگی شدم. دانشگاه هم که روزهای تعطیل مابین دو ترم را سپری می کند و حسابی سوت و کور است. در عوض عصرها ترافیک پینانگ آدم را یاد تهران می اندازد و نمی گذارد زیاد احساس غربت کنیم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 5:57  توسط عليرضا تقي زاده  | 

یادمان

به یاد عزیزی که در آغوش کوههای هیمالیا جای ماند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 22:52  توسط عليرضا تقي زاده  | 

بمبئی در وحشت

کشور هند چندان با پدیده تروریست و خشونت ناآشنا نیست ولی آنچه که از دیشب تا به امروز در شهر مومبای (که سابق بر این بمبئی نامیده می شد) در جریان است نمایش هولناکی از ترور است، خبرگزاریهای سراسر دنیا در 24 ساعت گذشته تمام وقت خود را به پوشش خبری اتفاقات مومبای اختصاص داده اند. از ظاهر قضیه بر می آید که گروهی مسلح در حداقل 7 نقطه شهر از جمله دو هتل لوکس بمب گذاری نموده اند و با اشغال دو هتل فوق و گروگان گرفتن کلیه ساکنان آن مشغول جنگی تمام عیار با نیروهای مسلح و امنیتی هند می باشند. ظاهراً تروریستها در به در به دنبال آمریکاییها و انگلیسیهای مقیم این شهر می باشند.

مومبای قلب اقتصاد و توریسم هند است و با 19 میلیون جمعیت یکی از بزرگترین شهرهای جهان به حساب می آید، اگر نظر من را می خواهید چنین حمله بزرگ و سراسری تنها از القاعده و شاخه های آن بر می آید و وقتی به یاد آوریم که القاعده و اصولاً طالبان دست پرورده دستگاه امنیتی رقیب دیرین هند یعنی پاکستان می باشند، به نتایج مهمی می رسیم، البته هنوز ندیده ام که مستقیماً کسی به این موضوع اشاره کند ولی کم کم زمزمه هایی در خصوص اینکه این حمله از خارج از هند ساماندهی شده است، به گوش می رسد.

در هر حال نمی دانم چرا ابعاد و شکل این حمله مرا به یاد واقعه 11 سپتامبر می اندازد و تعجب نمی کنم اگر از عواقبی مشابه، دست کم در سطح آسیا برخوردار شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 15:30  توسط عليرضا تقي زاده  | 

نمايشگاه الكامپ و تلكام و ...

چند سالي است كه نمايشگاه هاي تخصصي در حوزه كامپيوتر، الكترونيك و مخابرات به شكل درهم و قاطي پاتي! در كشورمان تحت عناويني همچون الكامپ و تلكام و چيزهايي شبيه آن برگزار مي گردد، تا آنجاييكه من به خاطر دارم هدف اين بود كه با تكيه بر بازار بزرگ و بكر كشور 70 ميليوني ايران (كه به تنهايي با جمعيت تمامي شيخ نشينهاي منطقه برابري مي كند)  رقيبي جدي براي GiTEX و يا حتي CeBit در داخل ايجاد شود كه پر واضح است كه نه تنها چنين نشد بلكه اين نمايشگاه تبديل شد به استخواني در گلو كه نه مي توان آنرا بيرون كشيد و نه مي توان آنرا قورت داد!

هر سال و تا قبل از برگزاري نمايشگاه خيل متخصصان و تحصيل كردگان حوزه هاي مرتبط شاهد هزار و يك جور دعوا و قهر و آشتي مابين دست اندركاران و شركتهاي دولتي و خصوصي و اصناف مي باشند كه سر اسم نمايشگاه تا تاريخ برگزاري و خلاصه هر چه فكرش را بكنيد با هم اختلاف دارند. بعد هم كه نمايشگاه به هر جان كندني برگزار مي شود، همه مي فهمند كه دعوا سر لحاف ملا بوده است و تقريباً هيچ كس راضي نيست، بازديد كننده متخصص از سطح نازل نمايشگاه مي نالد، بازديد كننده بيكار هم از كمبود كاتالوگ و كيسه و ... !! شركتها هم مي بينند كه كلي خرج كردند و هيچي به هيچي و خلاصه همه چيز مي ماند تا سال بعد باز هم اين دور تسلسل تكرار شود، مثل اينكه واجب است هر طور شده يك نمايشگاه تخصصي داشته باشيم و مثل خيلي از واجبات ديگر ندانيم چرا چنين مي كنيم.

بگذريم، اينجانب سالها است كه تنها براي ديدن دوستان قديمي و همكارن سابق راهي نمايشگاه الكامپ و تلكام مي شوم و خيلي در قيد و بند ارتقاء دانش و اين جور چيزها نيستم، امروز هم به رسم هر ساله راهي نمايشگاه شدم تا در اخرين روز نمايشگاه و قبل از اينكه راهي مالزي شوم صله رحم را به جاي آورده باشم! حدود ساعت 9 صبح در محل دائمي نمايشگاههاي تهران حاضر شدم و تازه متوجه شدم كه ساعت بازگشايي برخلاف سنوات گذشته ساعت 10 صبح است و اينجانب به همراه حداقل 50 هزار نفر ديگر مثل هميشه قرباني عدم اطلاع رساني صحيح شده ايم، تو اون يك ساعت و با ديدن چهره مشتاق جوانهاي جديد و قديم! داشتم فكر  مي كردم در كمتر جايي چنين اشتياقي براي ديدن جلوه هاي فناوري ديده مي شود و باز هم در كمتر جايي وقت آدمها (آنهم از نوع تحصيل كرده آن) به اين ارزاني تلف مي شود، يك ساعت ضربدر 50 هزار مي شود 50  هزار ساعت يعني معادل 30 سال كار يك متخصص كه به همين راحتي هدر شد!

اما نكته مثبت اينكه در نمايشگاه امسال وارد هر سالني مي شديد به يكي از غرفه هاي موسوم به "لاوان" برخورد مي كرديد، مدتي بود كه با فعاليت اين شركت آشنا بودم ولي نمايشگاه فرصتي شد تا با بيشتر در مورد آنها بدانم، لاوان در واقع مجموعه نسبتاً بزرگي از فروشگاه ها است كه به فروش سبدي از محصولات مرتبط با كامپيوتر مربوط به تعدادي وارد كننده و يا سازنده اقدام مي كند كه به صورت هماهنگ با يك قيمت مشخص و گارانتي قابل اعتماد انجام مي پذيرد. موسس و باني اين حركت شركت فراسو بود كه از معدود سازندگان سخت افزار در كشور مي باشد كه در حرفه خود موفق عمل كرده اند، در هر حال وقتي شرايط امروز را با كذشته مقايسه مي كنم مي بينم واقعاً خداي را بايد شكر كرد كه بازار كامپيوتر و لوازم جانبي در حال فاصله گرفتن از فضاي ستني بازار است، در بازار سنتي وقتي شما سراغ گارانتي و خدمات پس از فروش و يا حقوق مشتري را مي گرفتيد اگر خوش شانس نبوديد با چماق از شما پذيرايي به عمل مي آمد!! و اگر خوش شانس بوديد يك نگاه عاقل اندر سفيه دريافت مي كرديد، دليلش هم مشخص بود مي ديديد يك نفر كه تا ديروز در بازار تره بار و يا لباس زير فعاليت مي كرده يك شبه و به صرف داشتن پول مي شد فروشنده كامپيوتر و باقي قضايا ا خودتان حدس بزنيد، خوشبختانه در چند سال گذشته اين بازار متحول شده و امروزه مشتريان به درستي برخورداري از گارانتي را حق خود مي دانند، اميدوارم حركتهايي اينچنيني شرايط جديد را هر چه بيشتر ملموس گرداند تا خلايق براي خريد يك كامپيوتر مجبور نشوند 60 تا كارشناس رديف كنند و آخرش هم احساس كنند سرشان كلاه رفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 18:27  توسط عليرضا تقي زاده  | 

سيستم نمره دهي در دانشگاه USM

بسياري از دوستان در بخش نظرات و يا از طريق E-Mail از اينجانب در خصوص GPA و CGPA سئوالاتي نموده اند، بنابراين با كمي جستجو و مطالعه مطلبي گردآوري نمودم كه در ادامه مشاهده مي نماييد:

نمره ابزار استاندارد اساتيد و مدرسين جهت ارزيابي كار دانشجويان مي باشد، سيستم هاي نمره دهي متنوعي در سراسر جهان وجود دارد و گاهي حتي دو دانشگاه در يك كشور از دو سيستم متفاوت نمره دهي در خصوص دانشجويان خود استفاده مي نمايند. سيستم عددي GPA و ميانگين آن كه با CGPA نشان داده مي شود، در واقع تلاشي است براي مقايسه كمي سيستم هاي نمره دهي كيفي كه در بسياري از كشورها مرسوم است، در اين نوع سيستمها نمرات با حروف الفبا نمايش داده مي شوند، براي مثال نمره A نشانگر عالي بودن نتيجه، B بالاتر از متوسط، C متوسط، D حداقل نمره قبولي و F به معناي ردي مي باشد، در برخي موارد از علائم + و – نيز جهت دقيقتر كردن نمرات استفاده مي شود.

در مالزي به طور كل و در دانشگاه USM به طور خاص از سيستم نمردهي آمريكاي شمالي استفاده مي شود كه بازه نمرات آن و معادل GPA آن به شكل جدول ذيل مي باشد، با اين توضيح که اگر ميانگين نمرات يك دانشجوي كارشناسي ارشد در يك نيمسال تحصيلي كمتر از 2.5 باشد دانشجوي فوق در حالت غيرفعال (يا به عبارت ديگر مشروطي) قرار مي گيرد، اين مقدار براي دانشجوي دكتري 3.0 مي باشد :

نمره

معادل GPA

وضعيت

A

4.00

قبولي

A-

3.67

B+

3.33

B

3.00

B-

2.67

C+

2.33

C

2.00

ردي

C-

1.67

D+

1.33

D

1.00

D-

0.67

F

0.00

+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 18:28  توسط عليرضا تقي زاده  |