مدتی پیش آگهی در یکی از روزنامه ای مالزی درج شده بود، که
مربوط به یک پیشنهاد کار در جزایر استرالیا می شد، شرایط و عایدی این شغل به قدری
غیر معمول بود که خیلیها آنرا یک نوع تبلیغ قلمداد کردند، منتها از وقتی یکی از
شبکه های تلویزیونی مالزی هم گاه و بیگاه و به بهانه های مختلف این موضوع را پیش
می کشد، قضیه جدی شده است، همین امروز در برنامه سحرگاهی شبکه 7 (موسوم به Breakfast
Show) فردی مرتبط با سازمان توریسم Queensland
Australiaدر حال گفتگو در خصوص
شرایط این پیشنهاد کاری بود.
اما قضیه از این قرار است که متقاضیان می بایست مدت 6 ماه
را در جزایر مرجانی بسیار زیبای منطقه Queensland سپری کنند، مسئولیتها بسیار ساده است جمع کردن نامه، تمیز کردن استخر!
و جمع آوری تصاویر و نمونه های از حیات آبی پیرامون جزیره، (البته این مسئولیها
بیشتر برای آن است که طرف احساس بیکاری نکند)، دانستن زبان انگلیسی و فن شنا البته
از واجبات است. اما حقوق و دستمزد از همه جالبتر است، 150 هزار دلار استرالیا برای
6 ماه اقامت در این منطقه!! بقیه جزییات هم در سایت مربوطه در دسترس است. (http://www.islandreefjob.com/)
ما که وقت ندارنیم، اگر کسی مشتاق
است این گوی و این میدان، هنوز 6 روز یاقی است!
+ نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 5:42  توسط عليرضا تقي زاده
|
از آنجاییکه تفریح برای دانشجو، به خصوص انواع مبتنی بر تحقیق آن که مجبورند ساعتهای طولانی را گوشه آزمایشگاه سپری کنند، بعضاً از نان شب واجبتر است!!، جهت اطلاع عرض می کنم نزدیکترین سالن سینما به دانشگاه USM در طبقه سوم مجتمع Queen's Bay Mall از مجموعه سینماهای زنجیره ای Golden Screen قرار دارد، قیمت بلیط هم البته متناسب با فیلم و روز یا ساعت نمایش در حدود 6 تا 10 رینگیت نوسان می کند. اطلاعات تکمیلی در این خصوص را می توانید در سایت این گروه از سینماها به ادرس http://www.gsc.com.my مشاهده نمایید.
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 7:46  توسط عليرضا تقي زاده
|
دوستی به نام "امیر حزباوی" مطلب ذیل را برای اینجانب ارسال نموده است، دیدیم بد نیست هم جهت تشکر از ایشان و هم به جهت افزایش دانش آکادمیک! سایر دوستان آنرا در اینجا تکرار کنم :
یک روز آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. در همین حین، یک روباه او را دید.
روباه: خرگوش داری چیکار میکنی؟ خرگوش: دارم پایان نامه مینویسم.
روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامت چی هست؟ خرگوش: من در مورد اینکه یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب مینویسم.
روباه: احمقانه است، هر کسی میدونه که خرگوش ها، روباه نمیخورند. خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا.
خرگوش
و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از
لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همین حال، گرگی از آنجا
رد میشد.
گرگ: خرگوش این چیه داری مینویسی؟ خرگوش: من دارم روی پایان نامم که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.
گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟ خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.
حال
ببینیم در لانه خرگوش چه خبره در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان
های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود. در گوشه
دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.
نتیجه آکادمیک: "هیچ
مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد، هیچ مهم نیست که شما اطلاعات
بدرد بخوری در مورد پایان نامهتان داشته باشید، آن چیزی که مهم است این
است که استاد راهنمای شما کیست و نظرش چیست! "
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 7:43  توسط عليرضا تقي زاده
|
ما یک موقعی در مقام انتقاد از سستی و کاهلی
صنعت خودروی ملی کشورمان یک چیزی گفتیم، یک بنده خدایی درآمد با ذکر ماخذ به ما
کامنت داد که وضعیت مالزی هم چندان دلچسب نیست و اینها هم پدر هر چه خودرو ساز
خارجی است با اخذ حقوق گمرکی کلان در می آورند و صنعت داخلیشان را توی پر قو می
گذارند و ... در هر حال اینبار ما تصمیم داریم تنها به ذکر قیمت برخی خودروهای
ساخت داخل و خارج در مالزی اشاره کنیم و تحلیل آن را هم به خودتان واگذار کنیم،
(بابا آخر به من چه که در مالزی ماشین گران است یا ارزان) البته ذکر دو نکته را لازم
می دانم اول اینکه چون مد شده همه رفرنس می دهند، ما هم در راستای Citation کردن می گوییم که مرجع این قیمتها
نشریه Autocar Aseanچاپ مالزی شماره
فوریه 2009 صفحه93 الی 101 می باشد و قیمتها به صورت
پایه محاسبه شده است. دوم اینکه جهت رفاه حال عزیزان پولدار (منظور همان دانشجویان
گوگولی مگولی سابق است) که می خواهند از این اعداد و ارقام استفاده کاربردی کنند!!
اطلاعات را سورت کردم که زیاد برای تعیین میزان تیغ زدن والدینشان دچار زحمت
نشوند!
قیمت به ریال (با فرض نرخ برابری
2800 ریال در برابر هر رینگیت)
قیمت به رینگیت
حجم موتور
نام سازنده و مدل خودرو
68,986,400
24,638
659
Perodua Kancil 660 EX
88,200,000
31,500
1332
Proton Saga 1.3 N-line
93,937,200
33,549
1124
Proton Savvy Lite
110,406,800
39,431
989
Perodua Myvi 1.0SR
115,948,000
41,410
989
Perodua Kenari GX
133,700,000
47,750
1299
Proton Wira 1.3GL sedan
149,766,400
53,488
1597
Proton Gen2 1.6 M-Line
223,916,000
79,970
1399
Kia Rio 1.4 Basic
280,252,000
100,090
1598
Toyota Corolla Altis 1.6E
378,896,000
135,320
1998
Toyota Camry 2.0E
422,464,000
150,880
1975
Hyundai Tucson 2.0 4WD
444,886,400
158,888
1598
Peugeot 207CC 1.6 VTi
559,440,000
199,800
1995
BMW 118i
643,806,800
229,931
1998
Renault Megan CC
831,286,400
296,888
2495
Mercedes-Benz C230 Avantgarde
2,391,200,000
854,000
3596
Porsche 911 Carrera
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 5:23  توسط عليرضا تقي زاده
|
البته اینجانب هر چه فکر می کنم نمی توانم دشمن بالقوه ای برای کشور بی آزار مالزی در منطقه بتراشم، ولی از آنجاییکه کارگران کشورهای سازنده سلاح هم باید نان بخورند، مالزی هم اولین زیردریایی کلاس اسکورپیون خود را از فرانسه تحویل گرفت، دومی هم تا چند وقت دیگر به نیروی دریایی سلطنتی مالزی خواهد پیوست.
این کلاس از زیردریایها از نوع دیزل - الکتریک می باشند، یعنی شبیه به نوعی که کشورمان هم در آبهای خلیج فارس و دریای عمان از آنها استفاده می کند. ظاهراً هند هم 6 عدد از همین کلاس را سفارش داده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 11:28  توسط عليرضا تقي زاده
|
این جناب "فرانک میلر" را احتمالاً می شناسید، ایشان همان شازدهی هستند که داستان فیلم 300 زاییده ذهن خلاق و البته به نظر اینجانب بیمار ایشان بود، پیشتر از آنهم داستان فیلم شهر گناه "Sin City"، از کارهای ایشان است، این بنده خدا سالها است که به خلق شخصیتهای کارتونی در Comic Book ها مشغول است منتها بعد از به تصویر کشیده شدن آثارش در هالیوود بر سر زبانها افتاده است. غرض اینکه به نظر می رسد جناب میلر از سینما هم خیلی خوشش آمده چرا که اینبار از پوست یک نویسنده بیرون آمده و در نقش کارگردان فیلم روح "the Spirit" ظاهر شده است که برعکس همیشه شخصیت آن توسط فرد دیگری به نام "ویل آیزنر" خلق شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 7:55  توسط عليرضا تقي زاده
|
دیشب به سلامتی سال چینی تحویل شود و به مناسبت این اتفاق میمون از ساعت 12 شب جماعت چینی الاصلها مشغول ترقه در کردن بودند، به شکلی که روی انفجارات چهارشنبه سوری سفید شد، از امروز هم به مدت یک هفته همه چیز تق و لقه، البته اینجانب بیدی نیستم که به این بادها بلرزم با وجود اینکه دیشب نذاشتند یک خواب راحت داشته باشم، صبح خروس خون در دانشکده حاضر شدم، اولش نه اینترنت داشتیم نه برق!! ولی آنقدر سماجت به خرج دادیم که هر دو وصل شد، خلاصه این کارمندان دانشگاه از دست ما که نه عید حالیمونه نه تعطیلی بدجور شکارند...
موضوع دیگر اینکه با وجود اکراهم از کمک نکردن به یک هموطن، از این پس اگر کسی کامنتی، میلی چیزی بزند و راهنمایی در خصوص پذیرش در مقطع لیسانس بخواهد، جوابی نخواهم داد، بارها گفته ام اینجا به درد وقتی می خورد که شما در ایران گزینه دیگری نداشته باشید، اگر کسی دوست دارد از مالزی فقط قسمتهای خوبش را بشنود به همین موسسات محترم اخذ پذیرش و ... مراجعه نماید. نه مالزی و نه هیچ کجای دیگر مدینه فاضله نیست، من هر چه ببینم و احساس کنم خوب یا بد در همین بلاگ می گویم و تنها توصیه ام به تمامی دوستان هم انتخاب هدفمند بر پایه مطالعه و با چشمان باز است.
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 7:33  توسط عليرضا تقي زاده
|
این قضیه دانگی هم داره جدی و جدیتر می شه، دیروز در روزنامه آماری آمده بود که نشان می داد میزان ابتلا به این بیماری در همین چند روزه اخیر نسبت به مدت مشابه سال گذشته 2 تا 3 برابر شده، تلویزیون هم مردم را تشویق می کند حداقل هفته ای یک بار دور و ورحانه شان را بازرسی کنند و از تجمع آب راکد که می تواند بستر تکثیر پشه ناقل این بیمار باشد، جلوگیری کنند.
هفته بعد هم که عید چینی ها است و 2 روز تعطیل رسمی داریم، غیر رسمیش را هم خدا می داند! در پینانگ که جمعیت چینی الاصلها زیاد است کاملاً جنب و جوش مربوط یه سال نوی چینی محسوس است. از در و دیوار شهر نارنگی ارزان و با کیفیت می بارد، ما که نمی دانیم ولی می گویند اینها نارنگی را خوش یمن می دانند...
موضوع اعتراض به تهاجم اسراییل به غزه این مدت اخیر در مطبوعات و تلویزیون مالزی کاملاً پر رنگ شده بود، آدم مانده قسم اقایان را باور کند و یا دم خروس را، در خطبه نماز جمعه شان اسراییل را لعن می کنند، از آنطرف آمریکا بزرگترین شریک تجاریشان است و مو لای رفاقتشان نمی رود، ظاهراً یکی به نعل بزن یکی به میخ سیاست خوبی بوده بالاخره باید به جیب شیوخ عرب هم توجه داشت ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 6:35  توسط عليرضا تقي زاده
|