در ایران اگر شما کاری داشته باشید، معمولاً پیدا کردن فردی که مسئول آن کار است چندان دشوار نیست، دشواری اصلی ان است که شما فرد مورد نظر را در محل مورد نظر گیر بیاندازید و با هر روشی که می دانید او را وادار یا ترغیب به انجام کارتان بکنید، حال می خواهد تهدید و دعوا باشد یا تشویق و خواهش و هزار تا راه دیگر که فقط ما ایرانیها بلد هستیم و بس!
در مالزی اگر کاری داشته باشید، بزرگترین مشکل همان فهمیدن آن است که چه کسی مسئول آن کار است! برای مثال کارتان ممکن است از نظافتچی دانشکده تا به رییس دانشکده مربوط باشد. در مالزی در حالی که می بینید به نظر همه هر کاری می کنند و خیلی هم متواضع هستند. خدای ناکرده اگر کار جدی با همین همه داشته باشد و کارتان هم کمی گیر و گور داشته باشد دیگر باید فاتحه انجام آن را بخوانید!
به صورت خلاصه در ایران هزار تا سوراخ و حفره وجود دارد که آدمها زبل کارشان را از طریق آن راه بیاندازند ولی در مالزی اصولاً حفره که هیچ، بعضی وقتها راه درستی هم برای انجام برخی امور پیش بینی نشده است. البته از آنجاییکه مالاییها خیلی خوب از تجربیاتشان استفاده می کنند (کاری که ما هیچ وقت نمی کنیم) بنابراین به احتمال خیلی زیاد در آینده پروسیجر و فرآیند انجام آن کار را ایجاد خواهند کرد، که صد البته ممکن است به عمر (درسی) شما کفاف ندهد!!
+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 8:29  توسط عليرضا تقي زاده
|
این هفته، اخرین هفته از نیمسال اول سال 2010-2009 است و بنا به رویه متداول کلاسی در این هفته برگزار نمی شود تا دانشجوها خود را برای امتحانات آماده کنند که از هفته بعد به مدت 20 روز خواهد بود. این چند هفته برای دانشجویان Mix-Mode بسیار حیاتی است، البته در خیلی از دروس فقط نمره پایانی تعیین کننده نیست و اگر دانشجو Assignment های خود را به موقع انجام داده باشد چندان از بابت نمره دردسر نخواهد داشت.
در مقابل دانشجویان Research-Mode به غیر از موارد خاص مثل همین درس زبان مالایی، چندان نگران نمره و امتحان نیستند و اول و آخر ترم هم برایشان فرقی نمی کند! ولی به نظر کار این گروه از دانشجویان از گروه اول سختتر است. چون کلاسی در کار نیست بنابراین ارزیابی کار ایشان بر اساس فرآیند تحقیقاتیشان انجام می گیرد. و تحقیق هم از نوع کارهایی است که نمی تواند به راحتی سنجیده شود. به عبارت دیگر دانشجوی Research اگر از انگیزه قوی برخوردار نباشد و اگر self-Organized و self-Motivated نباشد کارش به جاهای باریک می کشد!
+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 8:15  توسط عليرضا تقي زاده
|
بخش مهمی از موفقیت دانشگاه های مالزی در کسب رنکینگ مناسب جهانی، بدلیل حضور پررنگ دانشجویان خارجی در مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه ها می باشد، ولی کمیت نمی تواند تا ابد این دانشگاه ها را در موقعیت مناسبشان نگاه دارد، از آنجاییکه یکی از دلایل موفقیت کلان کشور مالزی داشتن برنامه راهبردی و عمل به آن است، در این مورد نیز طبیعی است که دانشگاه هایی مانند USM دارای برنامه هایی می باشند که یک به یک به اجرا در می آورند و حال به نظر می رسد که نوبت به ارتقای کیفی رسیده، در همین راستا تعداد زیادی سمینار و Workshop در سطح دانشگاه و دانشکده های آن برگزار می گردد و البته سعی می شود که در هر نوبت با کمک تجربه حاصل از برنامه قبلی نوآوریهایی ایجاد کرد و بهره وری بالا رود، یک مورد همین همایش دانشجویی دانشکده کامپیوتر بود که چند ماه قبل در جزیره ای کوچک مجاور پینانگ برگزار شد و دانشجویان می بایست تنها با یک پوستر و بدون استفاده از کامپیوتر مقاله تحقیقاتی خود را برای دیگران پرزنت می کردند.
راستش اولین بار که با این نوع برنامه های روبرو شدم، به نظرم خنده دار و تا حدی بچه بازی رسید ولی وقتی تاثیر آن را بر دانشجویان دیدم، نظرم دگرگون شد، دانشجویان در این نوع برنامه ها خود را در محیط صمیمی و نه محیط خشک و دلهره آور سمینارهای رسمی احساس می کنند و در عین حال یاد می گیرند چگونه با انتقاد سازنده از طریق بررسی متقابل یا همان Peer review به یکدیگر کمک کنند.
البته مشخص است که دانشگاه برای برگزاری این نوع سمینارها متحمل هزینه بیشتری می شود، برای مثال در حالی که می تواند این مراسم را در همان دانشگاه و سالنهای متعدد آن برگزار کند، دانشجویان را به هتلی منتقل می کنند و دو یا سه روز هزینه هتل و شام و ناهار آنها را متقبل می شوند تا نتیجه بهتری عاید گردد. در یک مورد در همین چند روز گذشته دانشکده کامپیوتر مقدار نسبتاً زیادی هزینه کرد تا 60 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی را برای تمرین تکنیکهای نوشتن مقالات علمی و فنی به یک WorkShop سه روزه به هتلی نسبتاً مجلل و مجاور ساحل دریا ببرد.
البته بعضی از دوستان کمی بدبینتر معتقدند اینها بودجه کلانی دارند و می خواهند هر طور شده آنرا خرج کنند ولی نظر من این است که حتی اگر این فرض باشد و حتی اگر تمام اهداف این نوع همایشها محقق نشود باز هم ارزش افزوده شده فزون بر هزینه است، به شرطی اینکه هدف و خروجی مشخص باشد. وگرنه خیلی از این نوع سمینارها در کشور خودمان هم برگزار می شود و آب از آب تکان نمی خورد!
+ نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 4:56  توسط عليرضا تقي زاده
|
این درس زبان مالایی برای دانشجویان خارجی مقیم مالزی مثل "آش کشک خاله" است، یعنی در هر مقطعی که هستی و هر شرایطی که داری این دو واحد درس را باید پاس کنی، البته از حق نگذریم زبان مشکلی نیست، چندان قواعد پیچیده ای هم ندارد. واقعیش را بخواهید اگر گرفتار تز و تحقیق نبودم بدم نمی آمد وقت بیشتری برای یادگیری این زبان بگذارم.
به نظر من برای دانشجویان ایرانی این درس به اندازه سایر دانشجویان مشکل نیست، در زبان مالایی تا دلتان بخواهد کلمات انگلیسی و عربی و چندتایی فارسی وجود دارد و این کار را راحتتر می کند. البته دانشجویان عرب هم از این بابت آسوده اند ولی مشکلی که آنها دارند و ما نداریم تلفظ حرف P است که در زبان مالایی کاربرد زیادی دارد. اعراب در تلفظ صدای P دشواری زیادی دارند و آنرا کاملاً شبیه B می کنند که این در کلاس برایشان دردسر ایجاد می کرد.
بقیه جاها را نمی دانم ولی در مورد اینجانب این درس خیلی مرتب و جدی
برگزار شد و مدرس محترم هم کاملاً سخت گیری می کردند، دو تا امتحان میان
ترم داشتیم و بعد هم یک امتحان شفاهی که همین دیروز بود و تا دو سه هفته
دیگر هم امتجان چهارم که امتحان نهایی است.
در امتحان شفاهی قرار بود مدرس مربوطه که بسیار هم سختگیر است یک به یک بچه ها را به داخل کلاس صدا کند و یک سری سئوالات نه چندان دشوار هم از آنها بعمل آورد و از انجایی که اینجا اسم کوچک مهمتر از اسم فامیل است و اسم بنده هم با A شروع می شود همای سعادت اول از همه بر شانه من نشست! مدرس یک نگاهی به من کرد و از آنجاییکه حدس می زد (با توجه به سابقه حاضر به جوابیم در کلاس) آماده هستم، از زیر میز یک عدد "نعلبکی" درآوردند، گذاشتند رو میز و فرمودند "Apa Ini" یعنی "این چیست"؟ نامرد (البته به معنی مجازی آن!) تمام کتاب را گشته بود و یکی از مهجورترین کلمات را سئوال می کرد، البته برخلاف انتظار ایشان و حتی خودم این کلمه نعلبکی که در زبان مالایی می شود "Piring" همینجوری راحت به یادم آمد و با ذوق گفتم "Ini Piring"، یه هر حال هر چه بود این امتحان هم ختم به خیر شد. تا خدا خودش آخرش را ختم به خیر کند!!
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 13:32  توسط عليرضا تقي زاده
|
الحمدا.. در زبان فارسی هر چه که از بابت عبارات مرتبط با فناوری و تکنیک و فن کمبود داریم (به خصوص در رشته اینجانب که نتیجه این می شود که آدم مجبور است در هر جمله سه تا کلمه فرنگی به کار ببرد و می شود غرب زده یا جو زده یا هر چی ...) به وفور ضرب المثل داریم، مثل اینکه پیشینیان ما از هر چه کم گذاشته اند از تولید ضرب المثل کم نیاورده اند، حتماً دیده اید که مادربزرگ و پدربزگها می توانند برای هر حرکتی که شما انجام می دهید و یا قصد انجامش را دارید برایتان یک ضرب المثل بیاورند...
بگذریم، این حرکات ضربتی وزارت بهداشت کشورمان که یک به یک دانشگاه های کشورهای دیگر را رد صلاحیت می کند من را یاد ضرب المثل "دو درویش که بر گلیمی بخسپند و دو پادشاه که در ملکی نگنجند" می اندازد، این وزارت علوم ما مثل همان درویشان با هر وزارت علوم کشورهای دیگر که یکبار دیپلماتهاشان به دیپلماتهای ما لبخند زده اند کنار می آید، اما وزارت بهداشت ماشاا... هیچ احدی را جز خودش قبول ندارد.
ما که متخصص در امور پزشکی نیستیم ولی آنقدر می دانیم که هر کشوری دانشگاه خوب و بد دارد، بنابراین نمی توان کل دانشگاه های یک کشور را به صورت فله ای رد صلاحیت کرد. مگر آنکه حال یا سواد بررسی یکایک آنها را نداشته باشیم. البته خدمت عزیزان دانشمند در این وزارت خانه عرض کنم، برای مثال تا جایی که من می دانم همین مالزی هم مدارک پزشکی کشورمان را در حد لیسانس قبول دارد. اینجا است که باز به مدد زبان شیرین فارسی باید گفت "چیزی که عوض دارد گله ندارد"
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 13:5  توسط عليرضا تقي زاده
|
این جشن فارغ التحصیلی دانشگاه فضای دانشگاه، حدفاصل دانشکده کامپیوتر تا کتابخانه و مرکز IPS را به چیزی شبیه نمایشگاه بین المللی خودمان تبدیل کرده، کلی خیمه و دکه برپا شده و از ساز و آواز گرفته تا انواع بخور بخورها یا به قول مالاییها Makan به راه است. از شما چه پنهان علاوه بر دانشجوها و خانواده شان به نظر هر کسی این دور و ورها بیکار بوده در مراسم شرکت دارد!
در هر حال ما که بخیل نیستیم، ولی تحمل ازدحام اینها در حالیکه درگیر درس و تز و از همه بدتر "تیغ زده شدن" توسط دانشگاه هستی (رجود کنید به پست قبلی من در خصوص تمدید ویزایم) یک مقدار دارد مشکل می شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 14:7  توسط عليرضا تقي زاده
|
اساساً نباید رابطه ای وجود داشته باشد، ولی من امروز این رابطه را کاملاً احساس کردم، جایی که مجبور شدم جهت تمدید ویزای دانشجوییم برای یک سال آینده، 300 رینگیت بپردازم و علاوه بر این 3 بار مسیر دانشکده کامپیوتر و مرکز IPS و دفتر بین المللل دانشگاه را پای پیاده طی کنم! به تازگی دانشگاه و شاید هم اداره مهاجرت مالزی اخذ ویزا و یا تمدید آن را منوط به اخذ بیمه تکمیلی و انجام معاینات (برای دانشجویان جدید) کرده است و ظاهراً گسترش آنفولانزای خوکی نیز در اخذ این تصمیم شتاب ایجاد کرده است.
با اینکه من پسر خوبی بوده ام و خیلی پیشتر از اینها، حق بیمه تکمیلیم را پرداخت کرده بودم ولی خیلی راحت به من فهماندند (در حالی که از مدت بیمه قبلیم 4 ماه مانده بود) یا حق بیمه را مجدداً برای یک سال پرداخت می کنم و از چهار ماه باقیمانده چشم پوشی می کنم و یا ویزایم را هم به جای یکسال برای 4 ماه تمدید می کنند!
بعد از پرداختن پول زور بود که با این منطق مالایی آشنا شدم، "اصلاً مهم نیست شما قبلاً حق بیمه پرداخت کرده اید و بیمه هستید، مهم این است که موقع درخواست تمدید ویزا دوباره همان حق بیمه را بدهید تا صنعت بیمه مالزی هم نانی بخورد" اگر هم بخواهید از حق خود دفاع کنید و منطق مالایی را رد کنید "جیزتان می کنیم و در حالی که پول کامل ازتان می گیریم و 3 بار هم می بریم و می یاریمتان، ویزایتان را به جای یکسال چند ماهه صادر می کنیم".
+ نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 15:42  توسط عليرضا تقي زاده
|
تا دو روز دیگر گردهمایی دانشجویان یا همان Convocation در دانشگاه برگزار خواهد گردید و طی این مراسم که عملاً چند روز به درازا می کشد، فارغ التحصیلان دانشگاه در رده های مختلف مدارک تحصیلی خود را دریافت می کنند، هفته بعد هم که تعطیلات میان ترم است، این چند روز کلی چهره خوش و خندان از کشورهای مختلف و البته کشور خودمان ایران را می توان در دانشگاه مشاهده کرد که آمده اند تا مزد زحمت خود را بگیرند، بعضاً خوانواده ها هم ایشان را همراهی می کنند، در هر حال مبارکشان باشد و برای آنهایی که به این Convocation هم نرسیدند آرزو می کنیم انشاال..ه در مراسم بعدی به درجه فارغ التحصیلی نایل شوند. اگرچه یاد گرفتن و کسب مهارت در زندگی فارغ شدن ندارد!
+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 5:34  توسط عليرضا تقي زاده
|
نشان یا emblem دانشگاه USM از چهار عنصر اصلی تشکیل شده است :
اول هلال ماه و ستاره چهارده وجهی به نشانه اسلامی بودن کشور و تعداد فدراسیونهای آن (13 به اضافه یک دولت مرکزی)
دوم دو ببر که معرف قدرت و نشان رسمی کشور مالزی است به اضافه برگهایی که معرف شکوفایی اقتصادی کشور است.
سوم سپری که در میان دو ببر قرار دارد و به رنگ ارغوانی (رنگ رسمی دانشگاه) و منقوش به یک کتاب (نشان دانش) دو سلاح مورب (معرف وفاداری به سلطنت) و تصویر گل رسمی کشور مالزی (Hibiscus) می باشد.
آخرین بخش شعاری است با عنوان "kami Memimpin" در پایین نشان که ترجمه فارسی آن چیزی مانند "ما پیشرو هستیم" و یا "ما هدایت می کنیم" می شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 7:3  توسط عليرضا تقي زاده
|
یکی از مشکلات همیشگی دانشجوی تحصیلات تکمیلی بودن آنهم از نوع مبتنی بر تحقیق آن، داشتن و حفظ انگیزه است، برای مقایسه وقتی شما کار می کنید، بهره کارتان را ماه به ماه به شکل فیش حقوقی در اختیارتان می گذارند، وقتی هم محصل و یا دانشجوی Undergraduate هستید، حداکثر بعد از یک نیم سال تحصیلی مزد زحمتتان را می گیرید و تکلیفتان حداقل برای یک نیمسال با خودتان مشخص است، حالا تصور اینکه قرار باشد 2، 3 یا 4 سال یک تحقیق را جلو ببرید و هنوز در مورد اینکه کارتان Contribution موثری خواهد داشت، و یا Originality آن قابل قبول است و هزار تا فاکتور دیگر هر کسی اعم از خودتان، استادتان یا داورانتان یک جوری در مورد انها فکر می کنند، دچار چه معضلی هستید.
البته در این مسیر بی انتها علائمی وجود دارد که نشان بدهد شما در مسیر صحیحی قرار دارید و جناب استاد راهنما هم همنیجور جاها باید دست شما را بگیرد، ولی حالا فرض کنید استادتان یا حال ندارذ، یا سواد ندارد یا وقت ندارد و یا هیچکدامشان را ندارد، و یا شما احساس ارتباطیتان با استادتان ضعیف است (احتمالاً از بس که استادتان خوش اخلاق است!) و تجربه یک تحقیق آکادمیک را که منجر به دانش جدید و یا حداقل بسط دانش موجود شود قبلاً نداشته اید (آخه اصولاً آدم هر روز قرار نیست از این کارها بکند) نتیجه اینکه یا در اضطراب دائمی به سر می برید و یا در خواب خرگوشی و نتجه هر دو هم تقریباً یک چیز است!
در هر حال برای اینکه در این مسیر به اصطلاح کم نیاورید مجبورید با خودتان "بازی انگیزه" راه بیاندازید، یعنی هر موقع دیدید عقربه انگیزه تان به سمت قرمز رنگ نزول کرد، به اینکه دست آخر چه آدم مهمی می شوید و یا اینکه کدام مشکل بزرگ بشری را مرتفع خواهید کرد، فکر کنید! اینجوری می شوید یک دانشجوی self-Motivated که شرط لازم ادامه تحصیلتان است. البته بعضی هم که این بازی را بلد نیستند سعی می کنند یه ضد بازی دست بزنند و انگیزه دیگران را هم بگیرند که مبادا ایشان به نتیجه برسند!
+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 12:6  توسط عليرضا تقي زاده
|
روز شنبه این هفته مراسم ادای سوگند یا همان Oath taking در سالن اصلی اجتماعات دانشگاه برگزار شد، این مراسم سالی یکبار و در حضور کلیه روسای دانشگاه و دانشکده ها برگزار می گردد وشرکت در آن برای کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی اجباری است، قرار بود مراسم یکساعت و نیم به طول بکشد که با تاخیر آقایان به 3 ساعت انجامید! در هر حال کلیت قضیه این است که دانشجویان باید به صورت سمبولیک قسم بخورند (و البته به صورت همزمان) که به قوانین حاکم بر فضای دانشگاه پایبند خواهند بود. باقی مراسم در واقع نوعی خوشامد گویی به دانشجویان جدید از جانب ریاست دانشگاه و ریاست مرکز تحصیلات تکمیلی (IPS) و همچنین معارفه سایر روسای دانشکده ها بود.
آماری نیز در طی مراسم از جانب ریاست IPS ارائه شد که اگر ذهنم یاری کند به شرح ذیل بود:
تعداد درخواستهای پذیرش دانشگاه در ترم اخیر : در حدود 2500
تعداد پذیرش شده ها : در حدود 1200 نفر (یعنی کمتر از 50 درصد)
تعداد دانشجویان ثبت نام کرده : در حدود 650 نفر ( که کمتر از 150 نفر آن دانشجوی دکتری هستند)
+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 6:6  توسط عليرضا تقي زاده
|
شماره های دانشجویی دانشگاه یا حداقل دانشجویان تحصیلات تکمیلی از قاعده خاصی تبعیت می کند که شاید دانستن آن برای دانشجویان جدید الورود مفید باشد، یک شماره دانشجویی با حرف P که معرف دانشجوی تجصیلات تکمیلی (postgraduate) است شروع می شود، با یک خط فاصله و سپس یک کد سه حرفی که دانشکده و همچنین نوع دوره (کارشناسی ارشد و دکتری) را نشان می دهد، برای مثال COM نشکانگر یک دانشجوی کارشناسی ارشد (M) کامپیوتر (CO) و COD مربوط به دانشجوی دکتری همین رشته می باشد.
سپس یک عدد ترتیبی چهار رقمی که نمایشگر نوبت ثبت نام اولیه آن دانشجو در سال قرار می گیرد که با دو رقم سمت راست سال ثبت نام دنبال می شود، دانشجویان دوره های مبتنی بر تحقیق در انتهای شماره دانشجویی خود یک حرف R که مخفف Research می باشد نیز دارند.
بنابراین دانشجویی که برای مثال شماره دانشجویی آن به صورت ذیل باشد، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر از نوع مبتنی بر تحقیق می باشد که در سال 2007 با شماره ترتیبی 0089 ثبت نام نموده است.
P-COM0089/07(R)
+ نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 10:37  توسط عليرضا تقي زاده
|
در دانشگاه USM و بسیاری از دانشگاه های دیگر از کامپیوتر تحت عنوان "علم" یاد می شود، در عین حال در برخی از مراکز آکادمیک دنیا و از جمله در کشور خودمان کامپیوتر یک رشته مهندسی محسوب می گردد، کما اینکه اینجانب دوره های کارشناسی و ارشد خود را تحت عنوان مهندسی کامپیوتر سپری کرده ام.
بحث بر سر اینکه باید کامپیوتر را در ردیف علوم دیگر (برای مثال شیمی) قرار دهیم یا آنرا نوعی فناوری و محصول مهندسی شده به حساب آوریم، تقریباً به یک جواب قاطع نخواهد رسید. کامپیوتر هم مانند بسیاری علوم ریشه در منطق و ریاضیات و در مقام اول فلسفه دارد (که برخی آن را جد اعلای تمامی علوم می دانند). تحقیق در رشته کامپیوتر مانند تحقیق در بسیاری علوم تجربی مبتنی بر آزمایش فرضیات و توسعه تئوری می باشد. اما دو چیز علم کامپیوتر را متفاوت می کند، اولی جوان بودن آن در مقایسه با علومی همچون فیزیک و شیمی است و دومی آنکه خود به عنوان ابزاری جهت تسهیل و تسریع در سایر شاخه های علمی به کار گرفته می شود.
مرز علوم کامپیوتر و سایر علوم دائماً در حال تغییر و جابجایی است، برای مثال حوزه بیوانفورماتیک را در نظر بگیریم که عملاً دانشجویان فعال در آن مابین علم کامپیوتر، پردازش تصویر، پزشکی و بیولوژی قرار می گیرند. یا همین حوزه شبکه های کامپیوتری که در لایه های پایین (لایه های فیزیکی) با فیزیک و مهندسی الکترونیک و مخابرات مجاور می شود و در لایه های فوقانی (کاربردها) با طیف گسترده ای از علوم اعم از مدیریت، اقتصاد و حتی علوم اجتماعی (مثال شبکه های اجتماعی را در نظر بگیرید) در ارتباط قرار می گیرد.
به نظر اینجانب، این شرایط خاص دارای مزایای و معایبی برای دانشجویان این رشته می باشد، از طرفی تحقیق و اثبات صحت آن به خصوص در دورهای دکتری به دلیل فقدان روشهای قاطع و مشخص دشوار می گردد و از طرفی تنوع موضوعات این امکان را فراهم می کند تا دانشجویان مطابق علاقه خود موضوعی را انتخاب کنند.
در پاسخ به سئوالی که در عنوان مطرح کردم هم با رعایت احتیاط می توان کامپیوتر را هم علم و هم فناوری حاصل از روشهای مهندسی به حساب آورد، اما باید توجه داشت که دانشگاه ها حداقل از دانشجویان دکتری خود انتظار دارند تا رساله خود را به روش علمی تکمیل کنند و این یعنی اینکه برای این گروه از دانشجویان حنبه علمی کامپیوتر مهم است و نه کاربردی آن، برای روشن شدن موضوع به یک مثال ساده بسنده می کنم، ممکن است از شما به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد توسعه یک الگوریتم و تولید کد پذیرفتنی باشد ولی دانشجوی دکتری برای آنکه قادر به دفاع از تز خود باشد باید حوزه گسترده تری از علم کامپیوتر را بپیماید.
+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 9:6  توسط عليرضا تقي زاده
|
دوست عزیزی که اتفاقاً هم نام من نیز می باشند در باره بلاگ اینجانب کامنتی گذاشته بودند که البته به صورت خصوصی ارسال شده بود. با توجه با اینکه ایشان فراموش کرده بودند ایمیل خود را نیز قید کنند و امکان ارتباط مستقیم فراهم نیست، توضیحاتی جهت این دوست محترم عرض می کنم:
اول اینکه اینجانب از یکسال پیش که این بلاگ را راه اندازی کردم، بنا را بر اطلاع رسانی بدون کم و کاست گذاشتم و واضح است که در مواردی ممکن است مطلب گفته شده تعریف از USM باشد و در مواردی در راستای انتقاد و این هم طبیعت جریانات اینجا است.
دوم اینکه در چند مورد به صورت مستقیم و غیر مستقیم به APEX بودن این دانشگاه و اینکه RU نیز هست اشاره کرده ام و اینکه APEX شدن چه تاثیری بر شرایط دانشجویان دارد من تا به حال چیزی ندیده ام ولی اگر شما از مزایای آن مطلعید برای اینجانب ارسال کنید تا در صورت صحت، در همین بلاگ درج شود.
در مورد کوچک شدن فضای مطالعه، این پیشامد ناخوشایند در محل تحصیل من (دانشکده کامپیوتر) طبقه دوم و کلیه اتاقهای 211-1 الی 211-4 در حال انجام است، شما هم دانشجوی همین دانشگاه می باشید می توانید تشریف بیاورید و شرایط جدید را مشاهد کنید.
من خیلی خوشحال می شوم دوستان دیگری نیز از میان ایرانیان شاغل به تحصیل در USM از همین مدیای بلاگ که راه اندازی و نگهداری آم تنها به کمی همت نیاز دارد نقطه نظرات خود را مطرح کنند تا اینکه بلاگ من مرجع ایرانیان مشتاق به تحصیل در USM نشود. این خود شما دوست عزیز را هم شامل می شود که در این صورت جوانان مشتاق با خواندن چند وبلاگ و مقایسه آنها با یکدیگر تصویر روشنتری از وضعیت می یابند.
دست آخر اینکه اینجانب الحمدا.. نه سیاسی هستم، نه به لحاظ مالی از جایی یا کشوری حمایت می شوم نه در کار بردن و آوردن دانشجو و توریست هستم و ...، فقط دانشجو هستم و اتفاقاً با همه شرایط موجود سعی دارم آنچه که برای آن به مالزی امدم یعنی تحصیل، را به خوبی انجام دهم، من شخصاً به اصالت فردی دانشجو اعتقاد بیشتری دارم تا دانشگاه محل تحصیل، انقدر هم تجربه کرده ام که بدانم در بهترین دانشگاه های دنیا نیز کاستیهایی وجود دارد و این که دانشگاهی می شود آکسفورد، هاروارد یا ام ای تی، به خاطر در و دیوار آن نیست بلکه به خاطر فضای آکادمیک آنها، دانش اساتید و از همه مهمتر تلاش و پشتکار دانشجویان آن است. بنابراین اگر نسبت به دانشگاه محل تحصیلتان احساس تعلق و تعصب دارید در عمل با تلاش بیشتر و کسب نتایج بهتر آن را نشان دهید. نگفتن و سکوت چاره نیست.
یا حق
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 7:10  توسط عليرضا تقي زاده
|
از آنجاییکه اینجانب مانند تمام دانشجویان بین الملل دانشگاه مجبور بودم درس زبان مالایی را پاس کنم، بالاخره مشغول خوردن این "آش کشک خاله" شدم، استاد محترم که قضیه را خیلی جدی می گیرد پس از هر نوبت کلاس و در حالی که هنوز پای ما به اتاق مطالعمان نرسیده، تکلیف مربوطه را برایمان email می کند که بیکار نمانیم!!
البته اگر بی انصاف نباشیم، زبان مشکلی نیست، همه چیز همانطور که نوشته می شود تلفظ می شود و بالعکس! این زبان نه تنها در مالزی بلکه در بسیاری از کشورهای این منطقه (جنوب شرقی آسیا) تکلم می شود و روی هم رفته 300 میلیون نفر قادر به تکلم به زبان مالایی می باشند. نکته جالب اینکه گروهی از ساکنان شهر کیپ تاون در آفریقای حنوبی هم به زبان مالایی تکلم می کنند.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 14:51  توسط عليرضا تقي زاده
|