فعلاً با وجود بیش از 6000 دانشجوی ایرانی که در مالزی مشغول به تحصیلند، مقام سوم را داریم، با این سرعتی هم پیش می رویم خیلی زود از چین و اندونزی هم جلو می زنیم، که هر کدامشان چند برابر ما جمعیت دارند و کلی دلیل فرهنگی و زبانی برای آمدن به مالزی دارند. این پیشتازی به خودی خود هیچ اشکالی ندارد البته به شرطی اینکه فرض کنیم همه اینها به خاطر عشق علمی است نه چیز دیگر!
+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 12:53  توسط عليرضا تقي زاده
|
این دست و دلبازی مالاییها در تعدد بچه و بعضاً همسران! که مثل خیلی چیزهای دیگر تقلید بخش مسلمان مالزی را از فرهنگ عربی نشان می دهد، سازندگان خودروی این کشور را بدجوری به صرافت تولید خودروهای کلاس MPV (خودروی چند منظوره Multipurpose Vehicle) انداخته است. چندی پیش پروتون خودرو exora را عرضه کرد حالا هم نوبت رقیبش یعنی پرودو شده که alza را راهی بازار کند، اتفاقاً هر دو هم مورد استقبال قرار گرفته اند و پیش فروش شده اند، با توجه به اینکه این کلاس از خودروها معمولاً 7 نفره اند خودتان حدس بزنید که خانواده های مالایی چه جور رشدی داشته اند، البته هندیها و چینیها هم دست کمی از اینها ندارند و متناسب با افزایش درآمد تعداد عایله شان هم زیاد می شود و ماشین بزرگتر مورد نیاز می شود!
تصاویر ذیل به ترتیب نمای خارجی exora و alza را نشان می دهند، از دید طراحی خارجی به نظر می رسد هر دو مدل و به خصوص alza شباهت بسیاری به خودرهای مشابه تویوتا دارد، قیمتهای پایه از حدود 57000 رینگیت (در حدود 17 میلیون تومان) شروع شده و با توجه به تجهیزات مکمل به حدود 70000 رینگیت (20 میلیون تومان) بالغ می شود.


+ نوشته شده در پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 6:57  توسط عليرضا تقي زاده
|
فعلاً دانشگاه در حالت خماری به سر می برد، دانشجوها خسته از امتحانات و استادها هم خسته از بار مسئولیتها! همگی در یک توافق نانوشته به سنگرهای خود بازگشته اند، ثبت نام ترم بعد هم برای دسامبر برنامه ریزی شده و شروع کلاسها هم از اواخر همان ماه خواهد بود. البته من که چشمم آب نمی خوره با وجود در پیش بودن کریسمس و بعد هم عید سال نو چینیها حالا حالا ها دانشگاه روال عادی پیدا کند. البته این همه برای دانشجویان عادی معنی و مفهوم رفع خستگی دارد، برای دانشجویان دکتری اتفاقاً همین آرامش نسبی، کار و تمرکز بیشتری را به همراه دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 5:22  توسط عليرضا تقي زاده
|
در ایران اگر شما کاری داشته باشید، معمولاً پیدا کردن فردی که مسئول آن کار است چندان دشوار نیست، دشواری اصلی ان است که شما فرد مورد نظر را در محل مورد نظر گیر بیاندازید و با هر روشی که می دانید او را وادار یا ترغیب به انجام کارتان بکنید، حال می خواهد تهدید و دعوا باشد یا تشویق و خواهش و هزار تا راه دیگر که فقط ما ایرانیها بلد هستیم و بس!
در مالزی اگر کاری داشته باشید، بزرگترین مشکل همان فهمیدن آن است که چه کسی مسئول آن کار است! برای مثال کارتان ممکن است از نظافتچی دانشکده تا به رییس دانشکده مربوط باشد. در مالزی در حالی که می بینید به نظر همه هر کاری می کنند و خیلی هم متواضع هستند. خدای ناکرده اگر کار جدی با همین همه داشته باشد و کارتان هم کمی گیر و گور داشته باشد دیگر باید فاتحه انجام آن را بخوانید!
به صورت خلاصه در ایران هزار تا سوراخ و حفره وجود دارد که آدمها زبل کارشان را از طریق آن راه بیاندازند ولی در مالزی اصولاً حفره که هیچ، بعضی وقتها راه درستی هم برای انجام برخی امور پیش بینی نشده است. البته از آنجاییکه مالاییها خیلی خوب از تجربیاتشان استفاده می کنند (کاری که ما هیچ وقت نمی کنیم) بنابراین به احتمال خیلی زیاد در آینده پروسیجر و فرآیند انجام آن کار را ایجاد خواهند کرد، که صد البته ممکن است به عمر (درسی) شما کفاف ندهد!!
+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 8:29  توسط عليرضا تقي زاده
|
مالزی در تمام طول تاریخ خود با پدیده استعمار دست به گریبان بوده، اگر به تاریخ این کشور نگاهی داشته باشیم مشخصاً انگلیسیها، ژاپنیها (برای یک دوره کوتاه)، هلندیها، پرتقالیها، اعراب، چینیها و حتی پادشاهان سیامی این کشور را تحت استعمار خود قرار داده اند.
بنابراین چندان عجیب نیست که بعضاً مالزییها در برابر برخی از همین نمادهای استعمار که در عین حال می توانند جاذبه توریستی داشته باشند، رفتار دو گانه دارند، یعنی از طرفی مایلند به عنوان یک جاذبه توریستی آن را مطرح کنند و از طرفی خیلی هم از اینکه مستعمره بودنشان را جار بزنند دل خوشی ندارند.
یک نمونه واضح آن همین مزار جناب آقای سر فرانسیس لایت موسس کلونی انگلیسی جرج تاون و جزیره پینانگ است (سال 1786 میلادی)، که در تصویر ذیل مشاهده می نمایید، مدتها پیش مجسمه ایشان از مرکز شهر جورج تاون به موزه پینانگ منتقل شد و محل دفن او هم چندان حال و روز خوبی ندارد، البته در خبرها آمده بود که عده ای داوطلبانه به پاکسازی و مرمت محل دفن ایشان اقدام کرده اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 6:40  توسط عليرضا تقي زاده
|
همیشه برایم جالب بود بدانم چرا اسامی عربی اینقدر طول و تفصیل دارد، ما ایرانیها معمولاً اسامی دو بخشی شامل نام کوچک و نام فامیل داریم، البته در برخی مواقع پیشوندها و پسوندهایی هم به این اضافه می شود ولی در اصل هچنان از دو بخش اصلی تشکیل شده است، اعراب معمولاً از اسامی سه یا چهار بخشی برخوردارند. اسامی ایشان متشکل از اسم خودشان است به اضافه اسامی پدر، پدر بزرگ و جد ایشان که روی هم می شود 4 بخش. در واقع اعراب تمام اّبا و اجداد خود را در اسمشان به یدک می کشند! این موضوع وقتی پیچیده تر می شود که یک مرد عرب صاحب فرزند مذکری نیز می شود، که در آنصورت دوستان و اطرافیان نزدیک او را با نام فرزندش صدا می زنند. مثلاً می گویند "ابو مروان" که نشان می دهد این فرد فرزند پسری به نام "مروان"دارد، در مورد چینها، نکته متفاوت آن است که اسم فامیل مقدم بر اسم کوچک می آید، مثلاٌ در مورد استاد اینجانب، دکتر ون تت چی، "ون" اسم فامیل و "تت چی" اسم کوچک است و الی آخر.
+ نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت 6:0  توسط عليرضا تقي زاده
|
عید فطر در مالزی از چنان ارج و قربی برخوردار است که تنها می تواند با عید نوروز مقایسه شود، همه جا این جمله معرف "عید فط مبارک یا به مالایی Selamat Hari raya Aidilfitri را می شود شنید، هفته پیش اساتید دانشگاه و دانشجویان مالایی برای رفتن به شهر و روستای زادگاهشان یا به اصطلاح Balik Kampung کردن، آرام و قرار نداشتند، آنقدر که جمعه کلاسها را تعطیل کردند. فعلاً که شهر در سکوتی فرو رفته که من را به یاد تهران در ایام نوروز می اندازد. البته از لابلای اخبار تلویزیون می توان دریافت که دولت مالزی دو موضوع را بسیار جدی گرفته است، اول احتمال شیوع آنفولانزای خوکی به دلیل دید و بازدیدهای عید و دوم آمار بالای تصادفات جاده ای که به صورت روزانه اعلان می شود.
دوستی در بخش نظرات از من خواسته بود خودم و USM را بیشتر معرفی کنم، البته فکر می کنم اگر کسی حوصله داشته باشد و بلاگم را مرور کند، با اینها آشنا خواهد شد! ولی به هر حال برای دوستان کم حوصله تر عرض کنم که اینجانب دانشجوی مقطع دکتری رشته کامپیوتر دانشگاه USM مستقر در پینانگ می باشم، USM یکی از چهار دانشگاه تحقیق محور یا RU در مالزی و در حال حاضر تنها دانشگاه APEX می باشد، حوزه تخصصی اینجانب در دانشکده کامپیوتر، شبکه های کامپیوتری و یا اگر بخواهم تخصصی تر عرض کنم شبکه های Wireless نسل جدید می باشد.
پینانگ نام یک استان کشور مالزی و همچنین نام جزیره ای نسبتاً بزرگ در شمال غربی مالزی است که تا جایی که من می دانم پس از KL بزرگترین منطقه شهری مالزی محسوب می گردد. جزیره پینانگ به واسطه چند چیز مشهور است، اول زیبایی طبیعی و جاذبه های تاریخی شهر جورج تاون که در فهرست میراث فرهنگی یونسکو نیز قرار دارد، دوم تنوع غذایی این جزیره که برای شکموها مقصد مناسبی است (که اینجانب جزو این گروه نمی باشم!)، سوم مرکزیت صنعتی و فناوری که در حوالی فرودگاه بین المللی این جزیره مستقر گردیده و دست آخر وجود دانشگاه USM در جزیره که باعث جذب نزدیک به 40 هزار دانشجو به این منطقه گردیده است. البته باید از پل معرف پینانگ هم یاد کرد که با طول 9 کیلومتر جزیره را به بخش اصلی استان پینانگ متصل می کند و یکی از طولانیترین پلهای دنیا در نوع خود می باشد. (تصویر ذیل بخش مرتفع مرکزی این پل را نشان می دهد که برای تردد کشتیها از زیر آن طراحی شده است.)
خوب انشاالله که راضی شده باشید.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 6:50  توسط عليرضا تقي زاده
|
با وجود انکه دو کشور همسایه اندونزی و مالزی دارای اشتراکات فرهنگی و شباهتهای زبانی و نژادی هستند، اما همواره نوعی رقابت و یا حتی کشمکش پنهان بین دو کشور وجود دارد،و البته واضح است که اندونزی با توجه به جمعیت زیاد و فقر عمومی حاکم بر آن کشور دست بالا را در این رقابت نخواهد داشت، برای مثال تا همین اواخر بحث اصلی دو کشور موضوع تعیین حق و حقوقی مستخدمین اندونزیایی بود که در خانه های مالزی مشغول به کار هستند.
منتهی این ضعف ظاهری جلوی اعتراض گسترده شهروندان اندونزیایی را به رفتار اخیر مالاییها نگرفت، موضوع از این قرار است که مالزیاییها در یکی از برنامه های تلویزیونی شبکه دیسکاوری، نوعی رقص را به عنوان رقص سنتی خود معرفی کرده اند که بنا به ادعای طرف اندونزیایی به این کشور تعلق دارد، وزیر امور خارجه مالزی اعتراض را را مربوط به عده کوچکی از اندونزیاییها می داند ولی سفر ایشان به اندونزی و هشدار مالزی به دانشحویان این کشور در اندونزی نشان می دهد که موضوع چندان کوچک هم نیست.
جالب اینکه کشوری که اتفاقاً در موضع ضعف قرار دارد حاضر نیست گوشه ای از فرهنگ خود را بنا به هر دلیلی معامله کند حال می خواهد ترقص باشد! در حالی که کشورهای دوست و برادر شمالی و حنوبی ما در روز روشن دانشمند، ادیب و شاعر ما را مصادره می کنند و ما جیک نمی زنیم تا مبادا این عزیزان دلگیر شوند!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 14:35  توسط عليرضا تقي زاده
|
بنا به روایت The Star Online متاسفانه دو تن از اساتید دانشگاه UPM که با استفاده از مطالب منتشره بر روی اینترنت (همان روش معروف کپی و پیست!) کتاب راهنمایی تهیه نموده بودند، متهم به تقلب علمی گردیده اند، البته این دو نفر با تعلیق از خدمت روبرو نخواهند شد ولی در هر حال امتیازات حاصله از آنها پس گرفته خواهد شد.
البته به نظر اینجانب این رویداد و نحوه برخورد با بیشتر از آنکه نشان ضعف این دانشگاه و یا سیستم آموزش عالی مالزی باشد، نشانگر جدیت و شفافیت متولیان امر در مالزی است وگرنه متاسفانه به دلیل اهمیت روزافزون نشر مقاله در حوزه تحصیلات تکمیلی، بسیاری از دانشجویان و حتی اساتید وارد نوعی بازی "افزایش تعداد انتشارات شده اند"، اتفاقی که در کشور خودمان هم سالها است رواج یافته و از انجاییکه نشر یک مقاله با کیفیت علمی کار بسیار دشوار و زمان برداری است و نیازمند مهارتهایی که تنها با تمرین بسیار حاصل می گردد، نتیجه این می شود که پدیده تقلب علمی هم به دنبال آن خواهد آمد. پدیده ای که بسیاری از دانشگاه هیان به سهو یا به عمد بر روی آن چشم می بندند و سکوت را ترجیح می دهند.
منبع خبر : http://thestar.com.my/news/story.asp?file=/2009/9/15/nation/4713248&sec=nation
+ نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 6:10  توسط عليرضا تقي زاده
|
چند روزی است که باران با شدت هر چه تمامتر مشغول باریدن است، می شود گفت تا اینجا پینانگ رمضان پرباران و خنکی را داشته، جالب این است که به تجربه دریافته ام باران معمولاً صبح خیلی زود و همینطور حوالی عصر از همیشه شدیدتر می شود، ولی معمولاً در مقطعی که خورشید طلوع و یا غروب می کند برای مدتی کوتاه قطع شده و یا از شدت آن کاسته می شود و این همان زمانی است که برای رفتن به دانشگاه و برگشت از ان اختصاص می دهم، به همین خاطر با وجود آن که پیاده این مسیر را که البته زیاد هم نیست طی می کنم کمتر شده زیر بارانهای موسمی اینجا گرفتار بشوم و البته این بارانها با آنهایی که در ایران می بارد تفاوت اساسی دارد یعنی اگر بدون و چتر و حتی بعضا با چتر گرفتار آنها شوید چاره ای جز سر تا به پا خیس شدن ندارید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 14:13  توسط عليرضا تقي زاده
|
از آنجاییکه اینجانب مانند تمام دانشجویان بین الملل دانشگاه مجبور بودم درس زبان مالایی را پاس کنم، بالاخره مشغول خوردن این "آش کشک خاله" شدم، استاد محترم که قضیه را خیلی جدی می گیرد پس از هر نوبت کلاس و در حالی که هنوز پای ما به اتاق مطالعمان نرسیده، تکلیف مربوطه را برایمان email می کند که بیکار نمانیم!!
البته اگر بی انصاف نباشیم، زبان مشکلی نیست، همه چیز همانطور که نوشته می شود تلفظ می شود و بالعکس! این زبان نه تنها در مالزی بلکه در بسیاری از کشورهای این منطقه (جنوب شرقی آسیا) تکلم می شود و روی هم رفته 300 میلیون نفر قادر به تکلم به زبان مالایی می باشند. نکته جالب اینکه گروهی از ساکنان شهر کیپ تاون در آفریقای حنوبی هم به زبان مالایی تکلم می کنند.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 14:51  توسط عليرضا تقي زاده
|
بعد از کلی کشمکش، متولیان امر آموزش کشور مالزی تصمیم گرفتند، دروس علوم و ریاضی از این پس به زبان مالایی (در مدارس چینی و هندی به زبان اصلی خودشان) تدریس گردد، استدلال دولت این کشور این است که طرح آموزش ریاضی و علوم به زبان انگلیسی که به صورت یک طرح پایلوت از سال 2003 در حال اجرا بود تاثیری در کیفیت زبان انگلیسی محصلان نداشته و شاید مانعی بر سر فهم خود این دروس نیز ایجاد نموده است.
اصولاً در لایه های درونی کشور مالزی و به خصوص اکثریت مالایی آن نوعی تمایل در نگاه به شرق و جایگیزینی آن با نگاه به غرب وجود دارد، در واقع همین نوع نگاه منجر به حس خودباوریی گردید که مالزی امروز را شکل داده، شعار "مالزی می تواند" که همواره و در هر مناسبتی تکرار می شود، روحیه مردم این کشور را از عدم اعتماد به نفس ناشی از سالها استعمار به خودباوری فعلی رسانده است. ولی بدیهی است که مثل هر سیاست دیگری این سیاست هم اگر با تندروی همراه شود در دراز مدت اثر معکوس دارد، یکی از نشانه های آن هم همین کاهش توجه به زبان انگلیسی و بعضاً جایگزینی آن با توجه به زبان و فرهنگ عربی است. عدم تسلط نسل جوان مالزی به زبان انگلیسی مقایسه با نسلهای پیشین همین کشور و همینطور اقلیتها چینی و هندی می تواند یکی از پیامدهای تصمیم اخیر متولیان آموزش در این کشور باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 14:25  توسط عليرضا تقي زاده
|
بنا به خبر مندرج در روزنامه استار مورخ 7 جولای (دیروز) به تازگی 25 مورد ابتلا به انفولانزای خوکی در پینانگ مشاهده شده، ظاهراً تمامی مبتلایان شرکت کنندگان یک کنفرانس فارماکولوژی در دانشگاه USM بوده اند، البته تمامی 120 شرکت کننده این کنفرانس فعلاً در قرنطینه خانگی به سر می برند.
به نظر من این به هیج وجه کافی نیست و مسئولین دانشگاه می بایست پیشتر از این اطلاع رسانی می کردند نه اینکه خبر از طریق روزنامه ها به گوش دانشجویان برسد. در هر حال با توجه به آغاز کلاسها و بازگشت دانشجویان به دانشگاه خطر سرایت به مراتب بیشتر هم خواهد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 5:33  توسط عليرضا تقي زاده
|
کاملاً مشخص است که با حضور تلویزیون، دستگاه های پخش خانگی و ماهواره، صنعت سینما در سراسر جهان چندین شوک بزرگ را تحمل کرد ولی جالب اینکه این صنعت همچنان بر پای خود ایستاده است و هنوز هم کم نیستند آدمهایی که تماشای فیلم را در سینما به هر روش دیگری ترجیح می دهند.ا
صد البته پیشرفت سیستمهای صوتی و تصویری در حفظ قابلیت رقابتی سینما سهیم بوده است. ولی یکی از عوامل موفقیت و یا حتی دوام یک صنعت نرخ گذاری هوشمندانه خدمات با محصولات آن است، برای مثال همانطور که در یکی از پستهای قبلیم اشاره کردم، قیمت بلیط سینما در همین محدوده دانشگاه USM (مجتمع تجاری کویینزبی) در حدود 6 تا 10 رینگیت ( 1700 الی 2800 تومان) بسته به روز و ساعت نمایش متفاوت است. این در حالیست که امکانات این سینما حداقل در سطح بهترین سینماهای ایران است. حال سئوال این است که اگر در مالزی می توانند یک فیلم روز دنیا را (برای مثال سکوال جدید تراسفورمرز) به این بها اکران کنند، چرا باید بهای بلیط یک سینما در ایران که یک فیلم ایرانی را (احتمالاً با هزینه تمام شده 1 صدم فیلمی مانند ترانسفورمرز) اکران می کند، به 3000 تومان رسیده باشد/.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 6:33  توسط عليرضا تقي زاده
|
من نمی دانم در طول تاریخ در جنوب شرقی آسیا چه خبر بوده ولی هر چه بر این مردم گذشته آنها را مجبور کرده انواع و اقسام هنرهای رزم انفرادی را ابداع نمایند!!، از کاراته ژاپنی تا کونگ فوی چینی و تکواندوی کره ای. البته برخی از این سبکها تا حدی در خارج از دایره کشورهای این منطقه ناشناخته مانده است که از آنجمله می توان به Silat با هنر رزمی مالاییها اشاره کرد، این سبک مبارزه در کشورهای مالزی، اندونزی و برونئی مرسوم بوده است و درست مانند کونگ فو به عناصری همچون رقصهای سنتی نیز نفوذ نموده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 11:4  توسط عليرضا تقي زاده
|