یادداشتی در خصوص سفر به کیش
مثل اینکه سکونت در جزیره در خانواده اینجانب عمومیت یافته است، خودم که مدتی است به سبب تحصیل درجزیره پینانگ افامت دارم، برادر کوچکترم هم مدتی است به واسطه کاری در جزیره کیش سکونت دارد، در هر حال از فرصت بودن در ایران استفاده کردم و به منظور دیدار او هم که شده سفری به کیش داشتم، البته در گذشته به دفعات و به صورت ماموریت و یا سفر شخصی از کیش دیدن کرده ام و شاهد فراز و نشیب این جزیره در بیست سال گذشته بوده ام، از زمانی که مراکز فروش اصلی کیش (پردیس 1 و 2) در حال تاسیس بود، تا وقتی که کیش تبدیل شده بود به پاتوق چتربازها که کارشان انتقال اجناس به سایر نقاط ایران بود و تا به امروز که بدلیل کاهش اختلاف قیمت جزیره و با سایر نفاط ایران دیگر کمتر کسی برای کسب درامد به آوردن اجناس از کیش اقدام می کند.
کیش در حال حاضر 25 هزار نفر سکنه مقیم دارد، و چیزی در حدود 10 هزار خودرو نسبتاً مدل بالا در آن تردد دارند، روی هم رفته کیش سر و شکل بهتری به خود گرفته و با مجموعه ای از بهترین هتلهای ایران، مراکز خرید متعدد (بیش از 10 مرکز خرید بزرگ) و برخی جاذبه های طبیعی و تاریخی همچون سواحل ماسه ای و زیبا و آب شفاف (که ظاهراً به خاطر مرجانی بودن جزیره می باشد)، پارک آهوان و شهر زیرزمینی ... بستر خوبی برای جذب توریست به حساب می آید، ولی روی دیگر سکه واقعیتهایی است که از نزدیک شاهد آن بودم، به نظر می رسد دیدار کنندگان جزبره محدود به هموطنانی می شود که یا بدلایل مادی و یا شاید مسائل زبان و فرهنگ به جای یکی از کشورهای دور و نزدیک به کیش می آیند. از نظر تعداد توریست خارجی هم در این چند روزی که من در کیش بودم تنها مواردی که دیدم کارگران فلیپینی شاغل به کار در کشورهای حاشیه خلیج فارس بودند که به دلیل اتمام مدت ویزایشان به ناچار به کیش سفر می کنند! اینها هم از فرط فقر در گروه های 10 تا 15 نفره با هم در جایی افامت می کنند و با صید ماهی شکم خود را سیر می کنند، بنابراین در واقع توریستی نیستند که کسی آرزوی آمدنشان را داشته باشد!!
البته بنده کارشناس توریسم و یا اکوتوریسم نیستم ولی با یک نگاه ساده و کمی مقایسه مابین مالزی و کیش می توانم به جراٌت بگویم به صورت بالقوه جزیره زیبای کیش هیچ چیزی برای جذب توریست کم ندارد، ظاهراً تنها چیزی که این وسط کم است دانش مدیریت، برنامه ریزی و کمی انصاف است. برای مثال چرا باید در حالی که دولت مدعی است به شرکتهای هواپیمایی یارانه و بنزین ارزان می دهد، قیمت بلیط رفت و برگشت از تهران به کیش حدود 120 هزار تومان باشد، چرا شرکتهایی هواپیمایی نمی توانند برای این مسیر که همیشه هم مشتری دارد مدل شرکت Air Asia را پیاده کنند که گاهی بلیط 1 رینگیتی برای مسیرهایی مشابه عرضه می کند. یا اینکه چرا فروشندگان ما از ناآگاهی مشتریان خود سوء استفاده کرده و جنس بنجل چینی را به قیمت جنس اصل و یا حتی گرانتر به او می فروشند. این رفتار ممکن است در کوتاه مدت جواب دهد ولی نتیجه مخرب آن سلب اطمینان مشتریان بالقوه آینده است. به عنوان یک مثال دیگر هزینه هر دقیقه استفاده از جت اسکی در جزیره در حدود 2000 تومان است، یعنی یک تفریح 15 تا 20 دقیقه ای چیزی در حدود 40 هزار تومان آب می خورد، در حالی که قیمت یک دستگاه جت اسکی (که البته انواع چینی آن در جزیره استفاده می شود) نباید بیش از 5 میلیون تومان باشد. وضعیت امروز کیش به این منوال است که هزینه ها در مقایسه با بسیاری از نقاط توریستی دنیا بیشتر شده و این در حالی است که با توجه قوانین اسلامی حاکم بر کشور، طبیعتاً نمی توان انتظار داشت مثلاً توریست اروپایی به کیش بیاید و در گرمای 40 درچه سانتیگراد حجاب اسلامی را هم رعایت کند و بعد هم خدماتی که به او می دهیم گرانتر باشد!!