<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشتهای USM</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/</link>
<description>گزیده ای از تجربياتم در خصوص حضور و تحصيل در دانشگاه USM</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 06:51:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>رابطه مستقیم نرخ بیکاری و تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی!</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.timeshighereducation.co.uk/Pictures/web/b/s/s/Cham051109.jpg&quot; /&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 06:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حالا چی بگیم؟</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;تا این اواخر اگر کسی از من راجع به تفاوت قیمتها در ایران و مالزی می پرسید، در قسمتی که می خواستم از گرانتر بودن چیزی در مالزی نسبت به ایران صحبت کنم، از قیمت نان می گفتم که به نظرم در مالزی گرانتر بود، ولی خوشبختانه با همکاری شبانه روزی بخش دولتی و خصوصی (همان محتکران سابق) در ایران این تبیعض هم از میان رفت و دیگر نان هم در ایران گرانتر از مالزی است!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;در ضمن مجبورم بگم خوش به حال آنهایی که به جای رفتن به دنبال درس در دیار اجنبی و دود چراغ خوردن، همانجا تو ایران یک دکان نانوایی زدند و خودشان هم شدند شاطر تا هر موقع دلشان خواست فیتله قیمتشان را بالاتر بکشند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 06:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در خبرها برخوردم به خبر مشکلات مالی جناب نیکلاس کیج، به نظر من ایشان هنرپیشه فوق العاده ای هستند ولی این به معنی نیست که ایشان انسان فوق العاده ای نیز هستند، فهرست داراییها و ولخرجیهای این آدم افسانه ای است، برای مثال دو جزیره، یک قلعه، جت و کشتی خصوصی و 50 ماشین که در میان آنها لامبورگینی 500 هزار دلاری شاه ایران هم به چشم می خورد، جزو مایملکشان است. در واقع این آدم مثل جارو برقی هر چه که به نظرش خوب آمده خریده و انبار کرده!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فکر کنم او خیلی به شخصیت فیلم &quot;ارباب جنگ&quot; که خود در آن ایفای نقش کرده نزدیک شده، آدمی که فقط پول برایش مهم است و بس!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;absmiddle&quot; vspace=&quot;0&quot; src=&quot;http://celluloidheroreviews.com/images/lord-of-war.jpg&quot; /&gt; &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 04:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشمند واقعی کیست</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;دیروز مستندی از سری مستندهای نشنال جوگرافی را می دیدم، مستند مربوط می شد به منطقه ای در شمال شرقی هند که به دلیل قرار گرفتن کشور بنگلادش عملا از سایر نقاط هند جدا افتاده است، جمعیت ساکن این منطقه هم در واقع چینی الاصل بودند و بیشتر مسیحی، موضوع عجیب اینکه در این منطقه هر 48 سال یکبار و همزمان با میوه دادن درختها بامبو موشهای سیاه رنگی به محصولات کشاورزی حمله می کنند و کشاورزان فقیر را دچار مصیبت می کنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این مستند یک دانشمند به این منطقه سفر کرده بود تا این پدیده را بررسی کند و در صورت امکان راه کاری برای آن ارائه دهد، نمی خواهم تمام جزییات کار ایشان را و اینکه چگونه مجبور بود موشها را از داخل لانه شان با دست گرفته، یک به یک شکمشان را بشکافد تا معلوم کند چند نوزاد در شکم آنها وجود دارد و با محاسبه زمان زایمان نمودار رشد جمعیتی انها را ترسیم کند، اینجا تعریف کنم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;صد البته این بنده خدا با تحمل این همه مشقت به دنبال این نبود که مقاله ای تهیه کند و در یک ژورنال چاپ کند و حقوقش افزایش یابد، او می دانست که نتیجه تحقیق او 48 سال دیگر، یعنی زمانی که او احتمالاً زنده نخواهد بود به مردم فقیر آن ناحیه کمک می کند تا زمان هجوم موشها را بداند و محصول خود را پیش از آن برداشت کنند.  &lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;قابل توجه برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها که تمام هنرشان این است که دانشجوی بینوا  و بیدفاع را مجبور کنند مقاله ای تهیه کند و اسم ایشان را هم بالای آن بگذارد! حالا محتویات از هر کجایی که می خواهد بیاید اصلاً مهم نیست!!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;344&quot; width=&quot;515&quot; src=&quot;http://www.natgeotv-int.com/images/library/Great%20Bamboo%20Rat%20Plague%2007.JPG&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 03:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت ایران و مالزی در مقوله احساس مسئولیت</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در ایران اگر شما کاری داشته باشید، معمولاً پیدا  کردن فردی که مسئول آن کار است چندان دشوار نیست، دشواری اصلی ان است که شما فرد مورد نظر را در محل مورد نظر گیر بیاندازید و با هر روشی که می دانید او را وادار یا ترغیب به انجام کارتان بکنید، حال می خواهد تهدید و دعوا باشد یا تشویق و خواهش و هزار تا راه دیگر که فقط ما ایرانیها بلد هستیم و بس!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مالزی اگر کاری داشته باشید، بزرگترین مشکل همان فهمیدن آن است که چه کسی مسئول آن کار است! برای مثال کارتان ممکن است از نظافتچی دانشکده تا به رییس دانشکده مربوط باشد. در مالزی در حالی که می بینید به نظر همه هر کاری می کنند و خیلی هم متواضع هستند. خدای ناکرده اگر کار جدی با همین همه داشته باشد و کارتان هم کمی گیر و گور داشته باشد دیگر باید فاتحه انجام آن را بخوانید!&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به صورت خلاصه در ایران هزار تا سوراخ و حفره وجود دارد که آدمها زبل کارشان را از طریق آن راه بیاندازند ولی در مالزی اصولاً حفره که هیچ، بعضی وقتها راه درستی هم برای انجام برخی امور پیش بینی نشده است. البته از آنجاییکه مالاییها خیلی خوب از تجربیاتشان استفاده می کنند (کاری که ما هیچ وقت نمی کنیم) بنابراین به احتمال خیلی زیاد در آینده پروسیجر و فرآیند انجام آن کار را ایجاد خواهند کرد، که صد البته ممکن است به عمر (درسی) شما کفاف ندهد!!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 04:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پایان ترم نزدیک است</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این هفته، اخرین هفته از نیمسال اول سال 2010-2009 است و بنا به رویه متداول کلاسی در این هفته برگزار نمی شود تا دانشجوها خود را برای امتحانات آماده کنند که از هفته بعد به مدت 20 روز خواهد بود. این چند هفته برای دانشجویان Mix-Mode بسیار حیاتی است، البته در خیلی از دروس فقط نمره پایانی تعیین کننده نیست و  اگر دانشجو Assignment های خود را به موقع انجام داده باشد چندان از بابت نمره دردسر نخواهد داشت. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مقابل دانشجویان Research-Mode به غیر از موارد خاص مثل همین درس زبان مالایی، چندان نگران نمره و امتحان نیستند و اول و آخر ترم هم برایشان فرقی نمی کند! ولی به نظر کار این گروه از دانشجویان از گروه اول سختتر است. چون کلاسی در کار نیست بنابراین ارزیابی کار ایشان بر اساس فرآیند تحقیقاتیشان انجام می گیرد. و تحقیق هم از نوع کارهایی است که نمی تواند به راحتی سنجیده شود. به عبارت دیگر دانشجوی Research اگر از انگیزه قوی برخوردار نباشد و اگر self-Organized و self-Motivated نباشد کارش به جاهای باریک می کشد!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 04:44:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوبت ارتقای کیفیت</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
بخش مهمی از موفقیت دانشگاه های مالزی در کسب رنکینگ مناسب جهانی، بدلیل حضور پررنگ دانشجویان خارجی در مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه ها می باشد، ولی کمیت نمی تواند تا ابد این دانشگاه ها را در موقعیت مناسبشان نگاه دارد، از آنجاییکه یکی از دلایل موفقیت کلان کشور مالزی داشتن برنامه راهبردی و عمل به آن است، در این مورد نیز طبیعی است که دانشگاه هایی مانند USM دارای برنامه هایی می باشند که یک به یک به اجرا در می آورند و حال به نظر می رسد که نوبت به ارتقای کیفی رسیده، در همین راستا تعداد زیادی سمینار و Workshop در سطح دانشگاه و دانشکده های آن برگزار می گردد و البته سعی می شود که در هر نوبت با کمک تجربه حاصل از برنامه قبلی نوآوریهایی ایجاد کرد و بهره وری بالا رود، یک مورد همین همایش دانشجویی دانشکده کامپیوتر بود که چند ماه قبل در جزیره ای کوچک مجاور پینانگ برگزار شد و دانشجویان می بایست تنها با یک پوستر و بدون استفاده از کامپیوتر مقاله تحقیقاتی خود را برای دیگران پرزنت می کردند.&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;راستش اولین بار که با این نوع برنامه های روبرو شدم، به نظرم خنده دار و تا حدی بچه بازی رسید ولی وقتی تاثیر آن را بر دانشجویان دیدم، نظرم دگرگون شد، دانشجویان در این نوع برنامه ها خود را در محیط صمیمی و نه محیط خشک و دلهره آور سمینارهای رسمی احساس می کنند و در عین حال یاد می گیرند چگونه با انتقاد سازنده از طریق بررسی متقابل یا همان Peer review به یکدیگر کمک کنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;البته مشخص است که دانشگاه برای برگزاری این نوع سمینارها متحمل هزینه بیشتری می شود، برای مثال در حالی که می تواند این مراسم را در همان دانشگاه و سالنهای متعدد آن برگزار کند، دانشجویان را به هتلی منتقل می کنند و دو یا سه روز هزینه هتل و شام و ناهار آنها را متقبل می شوند تا نتیجه بهتری عاید گردد. در یک مورد در همین چند روز گذشته دانشکده کامپیوتر مقدار نسبتاً زیادی هزینه کرد تا 60 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی را برای تمرین تکنیکهای نوشتن مقالات علمی و فنی به یک WorkShop سه روزه به هتلی  نسبتاً مجلل و مجاور ساحل دریا ببرد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; البته بعضی از دوستان کمی بدبینتر معتقدند اینها بودجه کلانی دارند و می خواهند هر طور شده آنرا خرج کنند ولی نظر من این است که حتی اگر این فرض باشد و حتی اگر تمام اهداف این نوع همایشها محقق نشود باز هم ارزش افزوده شده فزون بر هزینه است، به شرطی اینکه هدف و خروجی مشخص باشد. وگرنه خیلی از این نوع سمینارها در کشور خودمان هم برگزار می شود و آب از آب تکان نمی خورد!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 01:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Apa ini</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
این درس زبان مالایی برای دانشجویان خارجی مقیم مالزی مثل &quot;آش کشک خاله&quot; است، یعنی در هر مقطعی که هستی و هر شرایطی که داری این دو واحد درس را باید پاس کنی، البته از حق نگذریم زبان مشکلی نیست، چندان قواعد پیچیده ای هم ندارد. واقعیش را بخواهید اگر گرفتار تز و تحقیق نبودم بدم نمی آمد وقت بیشتری برای یادگیری این زبان بگذارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر من برای دانشجویان ایرانی این درس به اندازه سایر دانشجویان مشکل نیست، در زبان مالایی تا دلتان بخواهد کلمات انگلیسی و عربی و چندتایی فارسی وجود دارد و این کار را راحتتر می کند. البته دانشجویان عرب هم از این بابت آسوده اند ولی مشکلی که آنها دارند و ما نداریم تلفظ حرف P است که در زبان مالایی کاربرد زیادی دارد. اعراب در تلفظ صدای P دشواری زیادی دارند و آنرا کاملاً شبیه B  می کنند که این در کلاس برایشان دردسر ایجاد می کرد.&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بقیه جاها را نمی دانم ولی در مورد اینجانب این درس خیلی مرتب و جدی
برگزار شد و مدرس محترم هم کاملاً سخت گیری می کردند، دو تا امتحان میان
ترم داشتیم و بعد هم یک امتحان شفاهی که همین دیروز بود و تا دو سه هفته
دیگر هم امتجان چهارم که امتحان نهایی است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; در امتحان شفاهی قرار بود مدرس مربوطه که بسیار هم سختگیر است یک به یک بچه ها را به داخل کلاس صدا کند و یک سری سئوالات نه چندان دشوار هم از آنها بعمل آورد و از انجایی که اینجا اسم کوچک مهمتر از اسم فامیل است و اسم بنده هم با A شروع می شود همای سعادت اول از همه بر شانه من نشست! مدرس یک نگاهی به من کرد و از آنجاییکه حدس می زد (با توجه به سابقه حاضر به جوابیم در کلاس) آماده هستم، از زیر میز یک عدد &quot;نعلبکی&quot; درآوردند، گذاشتند رو میز و فرمودند &quot;Apa Ini&quot; یعنی &quot;این چیست&quot;؟ نامرد (البته به معنی مجازی آن!) تمام کتاب را گشته بود و یکی از مهجورترین کلمات را سئوال می کرد، البته برخلاف انتظار ایشان و حتی خودم این کلمه نعلبکی که در زبان مالایی می شود &quot;Piring&quot; همینجوری راحت به یادم آمد و با ذوق گفتم &quot;Ini Piring&quot;، یه هر حال هر چه بود این امتحان هم ختم به خیر شد. تا خدا خودش آخرش را ختم به خیر کند!!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 10:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان ملک و درویش و وزارت بهداشت و ...</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;الحمدا.. در زبان فارسی هر چه که از بابت عبارات مرتبط با فناوری و تکنیک و فن کمبود داریم (به خصوص در رشته اینجانب که نتیجه این می شود که آدم مجبور است در هر جمله سه تا کلمه فرنگی به کار ببرد و می شود غرب زده یا جو زده یا هر چی ...) به وفور ضرب المثل داریم، مثل اینکه پیشینیان ما از هر چه کم گذاشته اند از تولید ضرب المثل کم نیاورده اند، حتماً دیده اید که مادربزرگ و پدربزگها می توانند برای هر حرکتی که شما انجام می دهید و یا قصد انجامش را دارید برایتان یک ضرب المثل بیاورند...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; بگذریم، این حرکات ضربتی وزارت بهداشت کشورمان که یک به یک دانشگاه های کشورهای دیگر را رد صلاحیت می کند من را یاد ضرب المثل &quot;دو درویش که بر گلیمی بخسپند و دو پادشاه که در ملکی نگنجند&quot; می  اندازد، این وزارت علوم ما مثل همان درویشان با هر وزارت علوم کشورهای دیگر که یکبار دیپلماتهاشان به دیپلماتهای ما لبخند زده اند کنار می آید، اما وزارت بهداشت ماشاا... هیچ احدی را جز خودش قبول ندارد. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ما که متخصص در امور پزشکی نیستیم ولی آنقدر می دانیم که هر کشوری دانشگاه خوب و بد دارد، بنابراین نمی توان کل دانشگاه های یک کشور را به صورت فله ای رد صلاحیت کرد. مگر آنکه حال یا سواد بررسی یکایک آنها را نداشته باشیم. البته خدمت عزیزان دانشمند در این وزارت خانه عرض کنم، برای مثال تا جایی که من می دانم همین مالزی هم مدارک پزشکی کشورمان را در حد لیسانس قبول دارد. اینجا است که باز به مدد زبان شیرین فارسی باید گفت &quot;چیزی که عوض دارد گله ندارد&quot;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 09:34:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خانه تکانی</title>
<link>http://arashbowman.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این قسمت پیوندها از آن قسمتهایی است که آدم یک بار ایجادش می کند و بعد اصلاً یادش می رود همچین چیزی وجود داشته! ما هم همان اوایل راه اندازی این بلاگ یک چندتا آدرس که بلد بودیم و برای بقیه هم مفید می دانستیم تو این قسمت گذاشتیم، امروز بعد از مدتها به این آدرسها سری زدم و کلی پشیمان شدم که چرا زودتر این کار را نکرده بودم، مثلاً در یک مورد یک سایتی اصلاً از بیخ و بن وجود نداشت و ما هنوز به ان لینک داده بودیم و یا یک سایتی که قرار بود اطلاع رسانی موضوعات مربوط به مالزی را در بر داشته باشد، شده بود سایت تبلیغی یک صرافی و قس الی هذا ... خلاصه یک جورایی اینها را اصلاح کردیم که خدای ناکرده مراجعان بلاگ از راه بدر نشوند!  &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 09:16:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=arashbowman&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>arashbowman</dc:creator>
<guid>http://arashbowman.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
