از پشت پرده چه خبر یا تئوری توطئه
باید اعتراف کنم که اصولاً آدم بدبینی هستم و معتقدم زیر هر کاسه ای نیم کاسه ای نهفته است، بنابراین آنچه که در ادامه میخوانید زاییده همین طرز تفکر است با این توضیح که خوب اگر آدم نتواند حرفش را در بلاگ بزند پس کجا بزند!!
ظاهراً کمپین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شوی یکطرفه باراک اوباما تبدیل شده که ماشاالله دست تمام سوپراستارهای هالیوود را از پشت بسته است، باید قبول کرد که اوباما از جذابیت شخصیتی برخوردار است ولی این موضوع که جامعه آمریکایی آمادگی پذیرش یک رئیس جمهور سیاه پوست رادارد یا خیر، هنوز به صورت یک سئوال مطرح می باشد.
اگر نظر من را می خواهید می گویم آری، جامعه آمریکایی از دید اینجانب متشکل از یک لایه نازک نخبگان سیاسی و یک قشر عظیم مردم عامی است که طرز تفکر آنها با انواع و اقسام ابزارها در راستای خواسته همان لایه نازک نخبگان شکل می گیرد، همیشه شنیده ایم که آمریکا دارای راهبرد درازمدت است و با آمدن یک رئیس جمهور دموکرات یا جمهوری خواه این راهبرد کلی تغییر نمی کند، ولی آیا از خودمان پرسیده ایم که پس چه کسی راهبرد کلان این کشور را تعیین می کند و چه کسی مسئول حراست از آن است، به نظر من همین گروه نخبگان سیاسی که در پس پرده تمامی سیاستهای آمریکا حضور دارند.
و اما یکی از ابزارهای کارامد این گروه جهت شکل دهی افکار عمومی، همین تولیدات هالیوود است، کافیست کمی در گردونه زمان به عقب بازگردیم و نقشهایی که در فیلمهای هالیوودی به سیاهان واگذار می شد مرور کنیم، نقشها از رقاص و گانگستر و ورزشکار و رفتگر شروع می شود و می رسد به رئیس پلیس و ژنرال و خلبان جنگنده و کار تا جایی پیش می رود که در سال 2003 و در فیلم "بوروس، قادر مطلق"Bruce Almighty با بازی جیم کری و البته در قالب طنز، نقش خدا به یک سیاه پوست با بازی مورگان فریمن واگذار می شود!! و این موضوع در سال 2007 با تولید فیلم "ایوان، قادر مطلق" Evan Almighty تکرار می شود و اگر فکر می کنید این موضوع تصادفی است باید عرض کنم هیچ چیز در سطح مدیریت کشوری مثل آمریکا اتفاقی نیست!