معضل به نام "تقلب علمی"

در دانشکده شنیده می شود که متولیان تصمیم گرفته اند تا نوعی پاکسازی در خصوص مقالات منتشره از جانب دانشجویان و احتمالاً کادر علمی به عمل آورند، به این ترتیب که حتی مقالاتی را مدتها پیش منتشر شده اند مورد بررسی قرار می دهند و در صورت مشاهده هر نوع تقلب علمی، علاوه بر اینکه موسسه متنشر کننده را در جریان می گذارند و خواستار حذف مقاله مربوطه می شوند با افراد خاطی هم برخورد می کنند.

نمی دانم این موضوع تا چه حد صحت دارد، که اگر درست باشد کار بسیار خوبی است، واقعیت این است که متاسفانه اغلب کنفرانسها و حتی بسیاری از نشریات، کیفیت را فدای منافع مادی کرده اند و فرایند درستی برای بررسی اعتبار و دست اول بودن مقالات منتشره ندارند، به عبارت دیگر عبور از داوران این نوع سمینارها (البته اگر داوری وجود داشته باشد) برای بعضی دانشجویان متقلب مثل آب خوردن شده است.

از طرفی دیگر نمی شود از تمام دانشجویان خواست تا مقالات خود را بالاجبار در نشریات دارای IF منتشر کنند، چرا که فرایند بررسی و پذیرش این نشریات هم به راحتی تا دو سال! به طول می کشد. نتیجه اینکه بهترین راه مراقبت بیشتر از جانب خود دانشگاه ها است. چرا که با هر تقلب علمی این تنها دانشجو نیست که به زیر سئوال می رود بلکه اساتید راهنما، دانشکده و دانشگاه مربوطه و شاید تمام سیستم علمی یک کشور زیر سئوال برود، یعنی همان اتفاقی که برای کشورمان رخ داده و برگرداندن این آبروی رفته به زحمت و زمان بسیار نیاز دارد. 

جلسه وایوا یا "وای وای!"

واقعیت نه چندان دلچسبی که در خصوص تحصیلات تکمیلی دانشجویان بین الملل در دانشگاه های مالزی وجود دارد، عدم وجود ارتباط مناسب و راه گشا مابین اغلب دانشجویان و اساتید آنها است که اگر بخواهم به دلایل اصلی آن اشاره کنم به ترتیب ضعف در زبان انگلیسی (بیشتر از جانب دانشجو و در برخی موارد از جانب استاد)، تنبلی و از زیر کار دررویی (بیشتر از طرف استاد و در برخی موارد دانشجو!)، بی اطلاعی استاد از موضوع تحقیق دانشجو و بلاخره و متاسفانه عاملی که این اواخر به عوامل فوق اضافه شده، تعداد بیش از حد دانشجویان یک استاد است که عملاً فرصت هر گونه تعامل سازنده ای را از استاد راهنما می گیرد.

همه این موارد دست به دست هم می دهد تا وقتی نوبت دفاع از تز یا به اصلاح جلسه Viva می رسد، دوستان به کنایه به آن لقب جلسه "وای وای" می دهند. جالب اینکه در این جلسه عملاً استاد راهنما مسئولیت چندانی ندارد و این دانشجو است که موظف است در برابر داوران از رساله خود دفاع کند، این وسط به نظر می رسد چیزی گم شده و آن هم حس مسئولیت شناسی یک استاد راهنما  است  که عملاً هیچگاه به چالش کشیده نمی شود چون او  مجبور نیست از چیزی دفاع کند.


هتلهای محدوده دانشگاه

من شخصاً خیلی سر و کاری با هتل ندارم مگر مواردی که برای شرکت در سمینارها مجبور به اقامت در آنها باشم، ولی این پست را برای کسانی که به هر دلیلی مجبورند برای چند روزی در اطراف دانشگاه اقامت کنند اماده کردم که کمتر سرگردان شوند، تا جایی که من می دانم مراکز اقامتی ذیل به محدوده دانشگاه نزدیکند (البته نه در حدی که بتوان مسافت را پای پیاده طی کرد):

هتل ویستانا (Vistana Hotel)

هتل آپارتمان بی سویت (B Suite)

هتل آپارتمان کریستال سویتز (The Krystal Suites Service Apartment)

هتل آپارتمان سنتوری بی سویتز (Century Bay Service Suites)

هتل ایستن (Eastin Hotel)

این مورد آخری هم جدیدترین هتل این محدوده است که همین هفته پیش جنب مرکز تجاری کوینزبی راه اندازی شد. در مورد قیمت و شرایط هم به راحتی می توایند از طریق اینترنت اطلاعات لازم را کسب کنید.


تفاوت ایران و مالزی در مقوله احساس مسئولیت

در ایران اگر شما کاری داشته باشید، معمولاً پیدا  کردن فردی که مسئول آن کار است چندان دشوار نیست، دشواری اصلی ان است که شما فرد مورد نظر را در محل مورد نظر گیر بیاندازید و با هر روشی که می دانید او را وادار یا ترغیب به انجام کارتان بکنید، حال می خواهد تهدید و دعوا باشد یا تشویق و خواهش و هزار تا راه دیگر که فقط ما ایرانیها بلد هستیم و بس!

در مالزی اگر کاری داشته باشید، بزرگترین مشکل همان فهمیدن آن است که چه کسی مسئول آن کار است! برای مثال کارتان ممکن است از نظافتچی دانشکده تا به رییس دانشکده مربوط باشد. در مالزی در حالی که می بینید به نظر همه هر کاری می کنند و خیلی هم متواضع هستند. خدای ناکرده اگر کار جدی با همین همه داشته باشد و کارتان هم کمی گیر و گور داشته باشد دیگر باید فاتحه انجام آن را بخوانید!

به صورت خلاصه در ایران هزار تا سوراخ و حفره وجود دارد که آدمها زبل کارشان را از طریق آن راه بیاندازند ولی در مالزی اصولاً حفره که هیچ، بعضی وقتها راه درستی هم برای انجام برخی امور پیش بینی نشده است. البته از آنجاییکه مالاییها خیلی خوب از تجربیاتشان استفاده می کنند (کاری که ما هیچ وقت نمی کنیم) بنابراین به احتمال خیلی زیاد در آینده پروسیجر و فرآیند انجام آن کار را ایجاد خواهند کرد، که صد البته ممکن است به عمر (درسی) شما کفاف ندهد!!

پایان ترم نزدیک است

این هفته، اخرین هفته از نیمسال اول سال 2010-2009 است و بنا به رویه متداول کلاسی در این هفته برگزار نمی شود تا دانشجوها خود را برای امتحانات آماده کنند که از هفته بعد به مدت 20 روز خواهد بود. این چند هفته برای دانشجویان Mix-Mode بسیار حیاتی است، البته در خیلی از دروس فقط نمره پایانی تعیین کننده نیست و  اگر دانشجو Assignment های خود را به موقع انجام داده باشد چندان از بابت نمره دردسر نخواهد داشت.

در مقابل دانشجویان Research-Mode به غیر از موارد خاص مثل همین درس زبان مالایی، چندان نگران نمره و امتحان نیستند و اول و آخر ترم هم برایشان فرقی نمی کند! ولی به نظر کار این گروه از دانشجویان از گروه اول سختتر است. چون کلاسی در کار نیست بنابراین ارزیابی کار ایشان بر اساس فرآیند تحقیقاتیشان انجام می گیرد. و تحقیق هم از نوع کارهایی است که نمی تواند به راحتی سنجیده شود. به عبارت دیگر دانشجوی Research اگر از انگیزه قوی برخوردار نباشد و اگر self-Organized و self-Motivated نباشد کارش به جاهای باریک می کشد!

نوبت ارتقای کیفیت

بخش مهمی از موفقیت دانشگاه های مالزی در کسب رنکینگ مناسب جهانی، بدلیل حضور پررنگ دانشجویان خارجی در مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه ها می باشد، ولی کمیت نمی تواند تا ابد این دانشگاه ها را در موقعیت مناسبشان نگاه دارد، از آنجاییکه یکی از دلایل موفقیت کلان کشور مالزی داشتن برنامه راهبردی و عمل به آن است، در این مورد نیز طبیعی است که دانشگاه هایی مانند USM دارای برنامه هایی می باشند که یک به یک به اجرا در می آورند و حال به نظر می رسد که نوبت به ارتقای کیفی رسیده، در همین راستا تعداد زیادی سمینار و Workshop در سطح دانشگاه و دانشکده های آن برگزار می گردد و البته سعی می شود که در هر نوبت با کمک تجربه حاصل از برنامه قبلی نوآوریهایی ایجاد کرد و بهره وری بالا رود، یک مورد همین همایش دانشجویی دانشکده کامپیوتر بود که چند ماه قبل در جزیره ای کوچک مجاور پینانگ برگزار شد و دانشجویان می بایست تنها با یک پوستر و بدون استفاده از کامپیوتر مقاله تحقیقاتی خود را برای دیگران پرزنت می کردند.

راستش اولین بار که با این نوع برنامه های روبرو شدم، به نظرم خنده دار و تا حدی بچه بازی رسید ولی وقتی تاثیر آن را بر دانشجویان دیدم، نظرم دگرگون شد، دانشجویان در این نوع برنامه ها خود را در محیط صمیمی و نه محیط خشک و دلهره آور سمینارهای رسمی احساس می کنند و در عین حال یاد می گیرند چگونه با انتقاد سازنده از طریق بررسی متقابل یا همان Peer review به یکدیگر کمک کنند.

البته مشخص است که دانشگاه برای برگزاری این نوع سمینارها متحمل هزینه بیشتری می شود، برای مثال در حالی که می تواند این مراسم را در همان دانشگاه و سالنهای متعدد آن برگزار کند، دانشجویان را به هتلی منتقل می کنند و دو یا سه روز هزینه هتل و شام و ناهار آنها را متقبل می شوند تا نتیجه بهتری عاید گردد. در یک مورد در همین چند روز گذشته دانشکده کامپیوتر مقدار نسبتاً زیادی هزینه کرد تا 60 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی را برای تمرین تکنیکهای نوشتن مقالات علمی و فنی به یک WorkShop سه روزه به هتلی  نسبتاً مجلل و مجاور ساحل دریا ببرد.

البته بعضی از دوستان کمی بدبینتر معتقدند اینها بودجه کلانی دارند و می خواهند هر طور شده آنرا خرج کنند ولی نظر من این است که حتی اگر این فرض باشد و حتی اگر تمام اهداف این نوع همایشها محقق نشود باز هم ارزش افزوده شده فزون بر هزینه است، به شرطی اینکه هدف و خروجی مشخص باشد. وگرنه خیلی از این نوع سمینارها در کشور خودمان هم برگزار می شود و آب از آب تکان نمی خورد!

Apa ini

این درس زبان مالایی برای دانشجویان خارجی مقیم مالزی مثل "آش کشک خاله" است، یعنی در هر مقطعی که هستی و هر شرایطی که داری این دو واحد درس را باید پاس کنی، البته از حق نگذریم زبان مشکلی نیست، چندان قواعد پیچیده ای هم ندارد. واقعیش را بخواهید اگر گرفتار تز و تحقیق نبودم بدم نمی آمد وقت بیشتری برای یادگیری این زبان بگذارم.

به نظر من برای دانشجویان ایرانی این درس به اندازه سایر دانشجویان مشکل نیست، در زبان مالایی تا دلتان بخواهد کلمات انگلیسی و عربی و چندتایی فارسی وجود دارد و این کار را راحتتر می کند. البته دانشجویان عرب هم از این بابت آسوده اند ولی مشکلی که آنها دارند و ما نداریم تلفظ حرف P است که در زبان مالایی کاربرد زیادی دارد. اعراب در تلفظ صدای P دشواری زیادی دارند و آنرا کاملاً شبیه B  می کنند که این در کلاس برایشان دردسر ایجاد می کرد.

بقیه جاها را نمی دانم ولی در مورد اینجانب این درس خیلی مرتب و جدی برگزار شد و مدرس محترم هم کاملاً سخت گیری می کردند، دو تا امتحان میان ترم داشتیم و بعد هم یک امتحان شفاهی که همین دیروز بود و تا دو سه هفته دیگر هم امتجان چهارم که امتحان نهایی است.

در امتحان شفاهی قرار بود مدرس مربوطه که بسیار هم سختگیر است یک به یک بچه ها را به داخل کلاس صدا کند و یک سری سئوالات نه چندان دشوار هم از آنها بعمل آورد و از انجایی که اینجا اسم کوچک مهمتر از اسم فامیل است و اسم بنده هم با A شروع می شود همای سعادت اول از همه بر شانه من نشست! مدرس یک نگاهی به من کرد و از آنجاییکه حدس می زد (با توجه به سابقه حاضر به جوابیم در کلاس) آماده هستم، از زیر میز یک عدد "نعلبکی" درآوردند، گذاشتند رو میز و فرمودند "Apa Ini" یعنی "این چیست"؟ نامرد (البته به معنی مجازی آن!) تمام کتاب را گشته بود و یکی از مهجورترین کلمات را سئوال می کرد، البته برخلاف انتظار ایشان و حتی خودم این کلمه نعلبکی که در زبان مالایی می شود "Piring" همینجوری راحت به یادم آمد و با ذوق گفتم "Ini Piring"، یه هر حال هر چه بود این امتحان هم ختم به خیر شد. تا خدا خودش آخرش را ختم به خیر کند!!

داستان ملک و درویش و وزارت بهداشت و ...

الحمدا.. در زبان فارسی هر چه که از بابت عبارات مرتبط با فناوری و تکنیک و فن کمبود داریم (به خصوص در رشته اینجانب که نتیجه این می شود که آدم مجبور است در هر جمله سه تا کلمه فرنگی به کار ببرد و می شود غرب زده یا جو زده یا هر چی ...) به وفور ضرب المثل داریم، مثل اینکه پیشینیان ما از هر چه کم گذاشته اند از تولید ضرب المثل کم نیاورده اند، حتماً دیده اید که مادربزرگ و پدربزگها می توانند برای هر حرکتی که شما انجام می دهید و یا قصد انجامش را دارید برایتان یک ضرب المثل بیاورند...

بگذریم، این حرکات ضربتی وزارت بهداشت کشورمان که یک به یک دانشگاه های کشورهای دیگر را رد صلاحیت می کند من را یاد ضرب المثل "دو درویش که بر گلیمی بخسپند و دو پادشاه که در ملکی نگنجند" می  اندازد، این وزارت علوم ما مثل همان درویشان با هر وزارت علوم کشورهای دیگر که یکبار دیپلماتهاشان به دیپلماتهای ما لبخند زده اند کنار می آید، اما وزارت بهداشت ماشاا... هیچ احدی را جز خودش قبول ندارد.

ما که متخصص در امور پزشکی نیستیم ولی آنقدر می دانیم که هر کشوری دانشگاه خوب و بد دارد، بنابراین نمی توان کل دانشگاه های یک کشور را به صورت فله ای رد صلاحیت کرد. مگر آنکه حال یا سواد بررسی یکایک آنها را نداشته باشیم. البته خدمت عزیزان دانشمند در این وزارت خانه عرض کنم، برای مثال تا جایی که من می دانم همین مالزی هم مدارک پزشکی کشورمان را در حد لیسانس قبول دارد. اینجا است که باز به مدد زبان شیرین فارسی باید گفت "چیزی که عوض دارد گله ندارد"


جشن فارغ التحصیلی ادامه دارد

این جشن فارغ التحصیلی دانشگاه فضای دانشگاه، حدفاصل دانشکده کامپیوتر تا کتابخانه و مرکز IPS  را به چیزی شبیه نمایشگاه بین المللی خودمان تبدیل کرده، کلی خیمه و دکه برپا شده و از ساز و آواز گرفته تا انواع بخور بخورها یا به قول مالاییها Makan به راه است. از شما چه پنهان علاوه بر دانشجوها و خانواده شان به نظر هر کسی این دور و ورها بیکار بوده در مراسم شرکت دارد!

در هر حال ما که بخیل نیستیم، ولی تحمل ازدحام اینها در حالیکه درگیر درس و تز و از همه بدتر "تیغ زده شدن" توسط دانشگاه هستی (رجود کنید به پست قبلی من در خصوص تمدید ویزایم) یک مقدار دارد مشکل می شود.


رابطه بیمه و ویزا و آنفولانزای خوکی

اساساً نباید رابطه ای وجود داشته باشد، ولی من امروز این رابطه را کاملاً احساس کردم، جایی که مجبور شدم جهت تمدید ویزای دانشجوییم برای یک سال آینده، 300 رینگیت بپردازم و علاوه بر این 3 بار مسیر دانشکده کامپیوتر و مرکز IPS و دفتر بین المللل دانشگاه را پای پیاده طی کنم! به تازگی دانشگاه و شاید هم اداره مهاجرت مالزی اخذ ویزا و یا تمدید آن را منوط به اخذ بیمه تکمیلی  و انجام معاینات (برای دانشجویان جدید) کرده است و ظاهراً  گسترش آنفولانزای خوکی نیز در اخذ این تصمیم  شتاب ایجاد کرده است.

با اینکه من پسر خوبی بوده ام و خیلی پیشتر از اینها، حق بیمه تکمیلیم را پرداخت کرده بودم ولی خیلی راحت به من فهماندند (در حالی که از مدت بیمه قبلیم 4 ماه مانده بود) یا حق بیمه را مجدداً برای یک سال پرداخت می کنم و از چهار ماه باقیمانده چشم پوشی می کنم و یا ویزایم را هم به جای یکسال برای 4 ماه تمدید می کنند!

بعد از پرداختن پول زور بود که با این منطق مالایی آشنا شدم، "اصلاً مهم نیست شما قبلاً حق بیمه پرداخت کرده اید و بیمه هستید، مهم این است که موقع درخواست تمدید ویزا دوباره همان حق بیمه را بدهید تا صنعت بیمه مالزی هم نانی بخورد" اگر هم بخواهید از حق خود دفاع کنید و منطق مالایی را رد کنید "جیزتان می کنیم و در حالی که پول کامل ازتان می گیریم و 3 بار هم می بریم و می یاریمتان، ویزایتان را به جای یکسال چند ماهه صادر می کنیم".

مراسم Convocation

تا دو روز دیگر گردهمایی دانشجویان یا همان Convocation در دانشگاه برگزار خواهد گردید و طی این مراسم که عملاً چند روز به درازا می کشد، فارغ التحصیلان دانشگاه در رده های مختلف مدارک تحصیلی خود را دریافت می کنند، هفته بعد هم که تعطیلات میان ترم است، این چند روز کلی چهره خوش و خندان از کشورهای مختلف و البته کشور خودمان ایران را می توان در دانشگاه مشاهده کرد که آمده اند تا مزد زحمت خود را بگیرند، بعضاً خوانواده ها هم ایشان را همراهی می کنند، در هر حال مبارکشان باشد و برای آنهایی که به این Convocation هم نرسیدند آرزو می کنیم انشاال..ه در مراسم بعدی به درجه فارغ التحصیلی نایل شوند. اگرچه یاد گرفتن و کسب مهارت در زندگی فارغ شدن ندارد! 

نشان دانشگاه USM

نشان یا emblem دانشگاه USM از چهار عنصر اصلی تشکیل شده است :

اول هلال ماه و ستاره چهارده وجهی به نشانه اسلامی بودن کشور و تعداد فدراسیونهای آن (13 به اضافه یک دولت مرکزی)

دوم دو ببر که معرف قدرت و نشان رسمی کشور مالزی است به اضافه برگهایی که معرف شکوفایی اقتصادی کشور است.

سوم سپری که در میان دو ببر قرار دارد و به رنگ ارغوانی (رنگ رسمی دانشگاه) و منقوش به یک کتاب (نشان دانش) دو سلاح مورب (معرف وفاداری به سلطنت) و تصویر گل رسمی کشور مالزی (Hibiscus) می باشد.

آخرین بخش شعاری است با عنوان "kami Memimpin" در پایین نشان که ترجمه فارسی آن چیزی مانند "ما پیشرو هستیم" و یا "ما هدایت می کنیم" می شود.



مهترین عامل : انگیزه

یکی از مشکلات همیشگی دانشجوی تحصیلات تکمیلی بودن آنهم از نوع مبتنی بر تحقیق آن، داشتن و حفظ انگیزه است، برای مقایسه وقتی شما کار می کنید، بهره کارتان را ماه به ماه به شکل فیش حقوقی در اختیارتان می گذارند، وقتی هم محصل و یا دانشجوی Undergraduate هستید، حداکثر بعد از یک نیم سال تحصیلی مزد زحمتتان را می گیرید و تکلیفتان حداقل برای یک نیمسال با خودتان مشخص است، حالا تصور اینکه قرار باشد 2، 3 یا 4 سال یک تحقیق را جلو ببرید و هنوز در مورد اینکه کارتان Contribution موثری خواهد داشت، و یا Originality آن قابل قبول است و هزار تا فاکتور دیگر هر کسی اعم از خودتان، استادتان یا داورانتان یک جوری در مورد انها فکر می کنند، دچار چه معضلی هستید.

البته در این مسیر بی انتها علائمی وجود دارد که نشان بدهد شما در مسیر صحیحی قرار دارید و جناب استاد راهنما هم همنیجور جاها باید دست شما را بگیرد، ولی حالا فرض کنید استادتان یا حال ندارذ، یا سواد ندارد یا وقت ندارد و یا هیچکدامشان را ندارد، و یا شما احساس ارتباطیتان با استادتان ضعیف است (احتمالاً از بس که استادتان خوش اخلاق است!)  و تجربه یک تحقیق آکادمیک را که منجر به دانش جدید و یا حداقل بسط دانش موجود شود قبلاً نداشته اید (آخه اصولاً آدم هر روز قرار نیست از این کارها بکند) نتیجه اینکه یا در اضطراب دائمی به سر می برید و یا در خواب خرگوشی و نتجه هر دو هم تقریباً یک چیز است!

در هر حال برای اینکه در این مسیر به اصطلاح کم نیاورید مجبورید با خودتان "بازی انگیزه" راه بیاندازید، یعنی هر موقع دیدید عقربه انگیزه تان به سمت قرمز رنگ نزول کرد، به اینکه دست آخر چه آدم مهمی می شوید و یا اینکه کدام مشکل بزرگ بشری را مرتفع خواهید کرد، فکر کنید! اینجوری می شوید یک دانشجوی self-Motivated که شرط لازم ادامه تحصیلتان است. البته بعضی هم که این بازی را بلد نیستند سعی می کنند یه ضد بازی دست بزنند و انگیزه دیگران را هم بگیرند که مبادا ایشان به نتیجه برسند!


مراسم OATH taking

روز شنبه این هفته مراسم ادای سوگند یا همان Oath taking در سالن اصلی اجتماعات دانشگاه برگزار شد، این مراسم سالی یکبار و در حضور کلیه روسای دانشگاه و دانشکده ها برگزار می گردد وشرکت در آن برای کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی اجباری است، قرار بود مراسم یکساعت و نیم به طول بکشد که با تاخیر آقایان به 3 ساعت انجامید! در هر حال کلیت قضیه این است که دانشجویان باید به صورت سمبولیک قسم بخورند (و البته به صورت همزمان) که به قوانین حاکم بر فضای دانشگاه پایبند خواهند بود. باقی مراسم در واقع نوعی خوشامد گویی به دانشجویان جدید از جانب ریاست دانشگاه و ریاست مرکز تحصیلات تکمیلی (IPS) و همچنین معارفه سایر روسای دانشکده ها بود.

آماری نیز در طی مراسم از جانب ریاست IPS ارائه شد که اگر ذهنم یاری کند به شرح ذیل بود:

تعداد درخواستهای پذیرش دانشگاه در ترم اخیر : در حدود 2500

تعداد پذیرش شده ها : در حدود 1200 نفر (یعنی کمتر از 50 درصد)

تعداد دانشجویان ثبت نام کرده : در حدود 650 نفر ( که کمتر از 150 نفر آن دانشجوی دکتری هستند)


فرمت شماره های دانشجویی در USM

شماره های دانشجویی دانشگاه یا حداقل دانشجویان تحصیلات تکمیلی از قاعده خاصی تبعیت می کند که شاید دانستن آن برای دانشجویان جدید الورود مفید باشد، یک شماره دانشجویی با حرف P که معرف دانشجوی تجصیلات تکمیلی (postgraduate) است شروع می شود، با یک خط فاصله و سپس یک کد سه حرفی که  دانشکده و همچنین نوع دوره (کارشناسی ارشد و دکتری) را نشان می دهد، برای مثال COM نشکانگر یک دانشجوی کارشناسی ارشد (M) کامپیوتر (CO) و  COD مربوط به دانشجوی دکتری همین رشته می باشد.

سپس یک عدد ترتیبی چهار رقمی که نمایشگر نوبت ثبت نام اولیه آن دانشجو در سال قرار می گیرد که با دو رقم سمت راست سال ثبت نام دنبال می شود، دانشجویان دوره های مبتنی بر تحقیق در انتهای شماره دانشجویی خود یک حرف R که مخفف Research می باشد نیز دارند.

بنابراین دانشجویی که برای مثال شماره دانشجویی آن به صورت ذیل باشد، دانشجوی دوره کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر از نوع مبتنی بر تحقیق می باشد که در سال 2007 با شماره ترتیبی 0089 ثبت نام نموده است.

P-COM0089/07(R)