STARWARS در برابر STARTREK

چندی پیش فرصتی دست داد و به تماشای فیلم FANBOYS نشستم، فیلمی از ژانر کمدی  وساخته سال 2008 که داستان 4 جوان از ایالت اوهایو آمریکا را نقل می کند که از طرفداران دو آتیشه سری فیلمهای جنگهای ستاره ای ساخته جورج لوکاس هستند و تمام فکر و ذکرشان تماشای آخرین فیلم از این سری یعنی "جنگهای ستاره ای: تهدید شبح" است. مشکل اینجاست که یکی از این جوانها مبتلا به سرطان است و بنا به تشخیص پزشکان حداکثر تا سه ماه دیگر زنده است و اکران عمومی فیلم برای 6 ماه دیگر برنامه ریزی شده است، بنابراین اینها تصمیم می گیرند خود را به استودیوی فیلم سازی لوکاس برسانند و فیلم را دزدکی تماشا کنند.

فیلم FANBOYS در ظاهر فیلم کمیک ساده ای است ولی به  نظر من از آن دست فیلمهایی است که ارزش دیدن را دارد، چرا که از لایه های متعددی برخوردار است، فیلم تلویحاً تمجیدی است از "دنبال کردن رویاهایمان" حتی اگر بدانیم آخرین روزهای عمرمان را سپری می کنیم، در سطحی دیگر فیلم اثر فیلمهای "جنگهای ستاره ای" را بر نسلی از جوانان نشان می دهد و به شکل کنایه آمیزی درگیری این جوانها را با طرفداران سریال تلویزونی Startrek در تگزاس نشان می دهد (احتمالاً جوانهای قدیمی! کشورمان این سریال محبوب را که از تلویزیون ایران نیز پخش می شد به یاد دارند) که از هر فرصتی برای فحش دادن به شخصیتهای محبوب فیلمهای یکدیگر استفاده می کنند. 



Hari Raya Aidilfitri

عید فطر در مالزی از چنان ارج و قربی برخوردار است که تنها می تواند با عید نوروز مقایسه شود، همه جا این جمله معرف "عید فط مبارک یا به مالایی   Selamat Hari raya Aidilfitri را می شود شنید، هفته پیش اساتید دانشگاه و دانشجویان مالایی برای رفتن به شهر و روستای زادگاهشان یا به اصطلاح Balik Kampung کردن، آرام و قرار نداشتند، آنقدر که جمعه کلاسها را تعطیل کردند. فعلاً که شهر در سکوتی فرو رفته که من را به یاد تهران در ایام نوروز می اندازد. البته از لابلای اخبار تلویزیون می توان دریافت که دولت مالزی دو موضوع را بسیار جدی گرفته است، اول احتمال شیوع آنفولانزای خوکی به دلیل دید و بازدیدهای عید و دوم آمار بالای تصادفات جاده ای که به صورت روزانه اعلان می شود.

دوستی در بخش نظرات از من خواسته بود خودم و USM را بیشتر معرفی کنم، البته فکر می کنم اگر کسی حوصله داشته باشد و بلاگم را مرور کند، با اینها آشنا خواهد شد! ولی به هر حال برای دوستان کم حوصله تر عرض کنم که اینجانب دانشجوی مقطع دکتری رشته کامپیوتر دانشگاه USM مستقر در پینانگ می باشم،  USM یکی از چهار دانشگاه تحقیق محور یا RU در مالزی و در حال حاضر تنها دانشگاه APEX می باشد، حوزه تخصصی اینجانب در دانشکده کامپیوتر، شبکه های کامپیوتری و یا اگر بخواهم تخصصی تر عرض کنم شبکه های Wireless نسل جدید می باشد.

پینانگ نام یک استان کشور مالزی و همچنین نام جزیره ای نسبتاً بزرگ در شمال غربی مالزی است که تا جایی که من می دانم پس از KL بزرگترین منطقه شهری مالزی محسوب می گردد. جزیره پینانگ به واسطه چند چیز مشهور است، اول زیبایی طبیعی و جاذبه های تاریخی شهر جورج تاون که در فهرست میراث فرهنگی یونسکو نیز قرار دارد، دوم تنوع غذایی این جزیره که برای شکموها مقصد مناسبی است (که اینجانب جزو این گروه نمی باشم!)، سوم مرکزیت صنعتی و فناوری که در حوالی فرودگاه بین المللی این جزیره مستقر گردیده و دست آخر وجود دانشگاه USM در جزیره که باعث جذب نزدیک به 40 هزار دانشجو به این منطقه گردیده است. البته باید از پل معرف پینانگ هم یاد کرد که با طول 9 کیلومتر جزیره را به بخش اصلی استان پینانگ متصل می کند و یکی از طولانیترین پلهای دنیا در نوع خود می باشد. (تصویر ذیل بخش مرتفع مرکزی این پل را نشان می دهد که برای تردد کشتیها از زیر آن طراحی شده است.)

خوب انشاالله که راضی شده باشید.

رابطه جالب مالزی و اندونزی

با وجود انکه دو کشور همسایه اندونزی و مالزی دارای اشتراکات فرهنگی و شباهتهای زبانی و نژادی هستند، اما  همواره نوعی رقابت و یا حتی کشمکش پنهان بین دو کشور وجود دارد،و البته واضح است که اندونزی با توجه به جمعیت زیاد و فقر عمومی حاکم بر آن کشور دست بالا را در این رقابت نخواهد داشت، برای مثال تا همین اواخر بحث اصلی دو کشور موضوع تعیین حق و حقوقی مستخدمین اندونزیایی بود که در خانه های مالزی مشغول به کار هستند.

منتهی این ضعف ظاهری جلوی اعتراض گسترده شهروندان اندونزیایی را به رفتار اخیر مالاییها نگرفت، موضوع از این قرار است که مالزیاییها در یکی از برنامه های تلویزیونی شبکه دیسکاوری، نوعی رقص را به عنوان رقص سنتی خود معرفی کرده اند که بنا به ادعای طرف اندونزیایی به این کشور تعلق دارد، وزیر امور خارجه مالزی اعتراض را را مربوط به عده کوچکی از اندونزیاییها می داند ولی سفر ایشان به اندونزی و هشدار مالزی به دانشحویان این کشور در اندونزی نشان می دهد که موضوع چندان کوچک هم نیست.

جالب اینکه کشوری که اتفاقاً در موضع ضعف قرار دارد حاضر نیست گوشه ای از فرهنگ خود را بنا به هر دلیلی معامله کند حال می خواهد ترقص باشد! در حالی که کشورهای دوست و برادر شمالی و حنوبی ما در روز روشن دانشمند، ادیب و شاعر ما را مصادره می کنند و ما جیک نمی زنیم تا مبادا این عزیزان دلگیر شوند!!

وای به روزی که ... نمک!

بنا به روایت The Star Online متاسفانه دو تن از اساتید دانشگاه UPM که با استفاده از مطالب منتشره بر روی اینترنت (همان روش معروف کپی و  پیست!) کتاب راهنمایی تهیه نموده بودند، متهم به تقلب علمی گردیده اند، البته این دو نفر با تعلیق از خدمت روبرو نخواهند شد ولی در هر حال امتیازات حاصله از آنها پس گرفته خواهد شد.
البته به نظر اینجانب این رویداد و نحوه برخورد با بیشتر از آنکه نشان ضعف این دانشگاه و یا سیستم آموزش عالی مالزی باشد، نشانگر جدیت و شفافیت متولیان امر در مالزی است وگرنه متاسفانه به دلیل اهمیت روزافزون نشر مقاله در حوزه تحصیلات تکمیلی، بسیاری از دانشجویان و حتی اساتید وارد نوعی بازی "افزایش تعداد انتشارات شده اند"، اتفاقی که در کشور خودمان هم سالها است رواج یافته و از انجاییکه نشر یک مقاله با کیفیت علمی کار بسیار دشوار و زمان برداری است و نیازمند مهارتهایی که تنها با تمرین بسیار حاصل می گردد، نتیجه این می شود که پدیده تقلب علمی هم به دنبال آن خواهد آمد. پدیده ای که بسیاری از دانشگاه هیان به سهو یا به عمد بر روی آن چشم می بندند و سکوت را ترجیح می دهند.


منبع خبر : http://thestar.com.my/news/story.asp?file=/2009/9/15/nation/4713248&sec=nation

خدا بدهد برکت!

ظاهراً قرار است بخش بزرگی از سهام شرکت مخابرات ایران در یورس عرضه شود، صحبت از قیمتی در حدود 8 میلیارد دلار برای این بلوک از سهام است، حالا اگر فکر می کردیم چنین پولی در کشور وجود ندارد، سخت در اشتباه بودیم و خودمان هم خبر نداشتیم، بالاخره این شایعه همیشگی که عزیزان هموطن ما در یزد کلی پول در آن نقطه از کویر انبار کردند رنگ و بوی واقعیت گرفت، مشتری اصلی معامله فوق کنسرسیوم پیشگامان کویر یزد است که بنا به اخبار 5000 سهامدار یزدی دارد. با یک حساب سرانگشتی و به صورت فرضی یزد حداقل 5000 عدد ناقابل میلیاردر دارد! بابا خدا بدهد برکت!!

نوبت شرمساری!

در پس حلوا و حلوا کردنهایمان که دیگر دهانی را شیرین نمی کنند و شعارهایمان (حال از نوع اسطوره ای آن یا از نوع اسلامی انقلابی آن)، متاسفانه واقعیتی که خود را بیشتر می نمایاند، تفاوت حرف و عملمان است که دم به دم مانند آینه دق دربرابرمان ظاهر می شود و این یکی همانطور که بارها گفته ام نه ربطی به دولت دارد و نه با تاریخ چند هزار ساله امان سنخیتی دارد، بلکه ریشه در ضعف فرهنگی دارد و بس، نمونه اش همین رفتار  مثلاً دو هموطن در ساحل پاتیای تایلند.

اصل خبر را در سایت ایران مالزی خواندم، "مأموران تایلندی جمعه (۱۳/ شهریور) مرد ۲۸ ساله و همسر ۲۵ ساله وی را که از ایران به شهر ساحلی پاتایا ‎سفر کرده بودند دستگیر کردند. پلیس تایلند این زوج ایرانی را به‌ دلیل برقراری رابطه جنسی از روی مستی در روز جمعه در مقابل جمعیتی از تماشاچیان هیجان زده در یکی از سواحل عمومی توریستی، حدود 15 دلار جریمه کرد "

خوب این مسئله را از چند جهت می توان بررسی کرد که البته فرقی نمی کند و تمامش به شرمساری ختم می شود، البته شاید بتوان استدلال کرد رفتار دو نفر را نباید به حساب یک ملت گذاشت و ملت بزرگتر از این حرفها است و .... ولی باید توجه داشت این دو در جایی و به خاطر رفتاری جریمه شده اند که یکی از محلهای شناخته شده عیش و نوش دنیا است، اینجا دیگر ایران نبوده و سپاه یا نیروی انتظامی هم نبوده که آنها را دستگیر کرده بلکه "کلانتری تایلند"! ابه این موفقیت نایل شده است.

فرض می کنیم این دو مسلمان بوده اند (که اگر نبودند هم در اصل موضوع تفاوتی نداشت) ، ما در ماه رمضان بسر می بریم و این هم چیزی نیست که فقط ما بدانیم، همه دنیا هر روز شعارهای اسلامی را که از ناحیه ما صادر می شود مشاهده می کنند.خوب باز هم می توان استدلال کرد که آن شعارها را دولت داده و اینها ربطی به ملت ندارد، در جواب باید گفت اولاً با عرض معذرت نمی توان حساب دولت و ملت را از هم جدا کرد و مهمتر این که این دو کاری کرده اند که خلاف شئونات انسان متمدن است

دست آخر تنها می توان نتیجه گیری کنم که مشکل اصلی نه محدودیت موجود در کشور بلکه ضعف فرهنگی است که متاسفانه این یکی نه یک شبه پدید آمده و نه یک شبه درمان خواهد شد.

سرمایه گذاری کلان مالزی در خصوص ارتباطات اینترنتی بیسیم

بنا به گزارش روزنامه استار (جمعه 28 آگوست 2009)، سازندگان عمده تجهیزات مخابراتی دنیا، بازار مالزی را نشانه رفته اند، بازاری که قرار است 5.5 میلیارد رینگیت طی یکسال خرید تجهیزات مخابراتی داشته باشد، داستان از این قرار است که دولت مالزی قصد دارد به سرعت ضریب نفوذ اینترنت پر سرعت را از مقدار فعلی آن که 26 درصد است به 50 درصد برساند و در این میان فناوریهای دسترسی بیسیم مهمترین ابزار چنین رشد سریعی هستند، دو فناوری WiMAX و LTE (نسل چهارم مخابرات سیار)، کاندیداهای اصلی هستند و البته اپراتورهای بزرگ و دارای شبکه وسیع مانند DiGi، TM یا Maxis طبیعتاً شبکه نسل سوم خود را گسترش خواهند داد و به تدریج به سمت LTE جرکت خواهند کرد و تازه واردها WiMAX را ترجیح می دهند.

این برای شرکتهای سازنده تجهیزات یعنی حجم بزرگی از سفارشات، در حال حاضر گذشته از برند اول بازار که در اختیار اریسکون است، هواوی، آلکاتل نوکیا زیمنس، موتورولا، سیسکو و نورتل هر کدام سهمی از این خریدها را خواهند داشت.

قصد مقایسه نداشتم و اصولاً شرایطی که کشور ما در آن به سر می برد قابل مقایسه با هیچ کجای دنیا نیست، ولی وقتی می بینم اقتصاد آزاد (یا حداقل نسبتاً آزاد) حاکم بر مالزی، در حوزه اینترنت چقدر راحت پیش می رود واقعاً افسوس می خورم، در مالزی تعداد زیادی اپراتور و شرکت مخابراتی در حال رشد و نمو هستند،  و در نهایت مزیت اصلی را مشتری نهایی خواهد برد که انتخابهایش در حال افزایشند و کیفیت محصولی که به او عرضه می شود بهتر می گردد. در مقابل اقتصاد دولتی و غیر رقابتی حاکم بر مخابرات کشورمان، چنان کند به پیش می رود که در مقام عمل باید گفت در حال پسروی است و وقتی هم به حرکت در می آید، تنها چند شرکت نوپا و در حال ظهور را که سعی دارند سرویس بهتری ارائه دهند را زیر چرخ دنده های  خود، خرد و خمیر می کند!

تجربه هواشناسی

چند روزی است که باران با شدت هر چه تمامتر مشغول باریدن است، می شود گفت تا اینجا پینانگ رمضان پرباران و خنکی را داشته، جالب این است که به تجربه دریافته ام باران معمولاً صبح خیلی زود و همینطور حوالی عصر از همیشه شدیدتر می شود، ولی معمولاً در مقطعی که خورشید طلوع و یا غروب می کند برای مدتی کوتاه قطع شده و یا از شدت آن کاسته می شود و این همان زمانی است که برای رفتن به دانشگاه و برگشت از ان اختصاص می دهم، به همین خاطر با وجود آن که پیاده این مسیر را که البته زیاد هم نیست طی می کنم کمتر شده زیر بارانهای موسمی اینجا گرفتار بشوم و البته این بارانها با آنهایی که در ایران می بارد تفاوت اساسی دارد یعنی اگر بدون و چتر و حتی بعضا با چتر گرفتار آنها شوید چاره ای جز سر تا به پا خیس شدن ندارید. 

قلم رویایی

انسان در زندگی خود لحظه به لحظه در معرض امواج اطلاعات قرار دارد، این اطلاعات از طریق حواس انسان وارد مغز شده، پردازش و ذخیره می گردند، بنابراین شباهت زیادی مابین عملکرد ذهن انسان و یک کامپیوتر وجود دارد، و برای من کاملاٌ مسلم است که در آینده تجهیزاتی کمکی به همراه انسان خواهند بود که همزمان کلیه اطلاعات محیطی را در حافظه های فوق سریع و بسیار بزرگ خود جای خواهند داد، به این ترتیب انسانها قادر خواهند بود تا تجربیات و خاطرات خود را بعد از سالها مرور کنند، در واقع غالب فناوریهای لازم  هم اکنون هم موجودند، شاید بزرگترین چالش خلق سنسورهای بینایی با حساسیت برابر یا بیشتر از حواس انسانی و از آن مهمتر محملی برای حمل و دخیره حجم فوق العاده زیاد اطلاعات در حال دریافت از محیط باشد. امکانات و قابلیتهای چنین سیستمی بی شمارند، برای مثال شما قادر خواهد بود تجربیاتتان را از زاویه نگاهی که در حالت عادی چشم شما قادر به ضبط ان نیست بازسازی کنید (تصور کنید معلم شما بتواند آنچه را در پشت سر او اتفاق افتاده بازبینی کند!)

در هر حال این مقدمه علمی - تخیلی را گفتم تا نوعی تجهیز را معرفی کنم که به نظر من یک گام به سمت این آینده رویایی است، قلم Pulse smartpen شرکت Livescribe قادر است هر انچه را که می نویسید در حافظه خود ضبط کند و از آن مهمتر صدای محیطی را نیز یه صورت همزمان با نوشته هایتان رکورد کند، این قلم کمک بزرگی برای دانشجویانی خواهد بود که به اصطلاح سر کلاس جزوه می نویسند، با کمک Pulse Smartpen دیگر چیزی از قلم نخواهد افتد.

قیمت اعلان شده برای این قلم 150 دلار است که به نظر من با آمدن رقبای دیگر به صحنه در آینده با کاهش روبرو خواهد شد و مانند پخش کننده های MP3 خرید آن برای همگان مقدور خواهد بود. (آدرس سایت برای کسب اطلاعات بیشتر http://www.livescribe.com/smartpen)