از هر دری سخنی

دیروز خبر اول بسیاری از خبرگزاریهای غربی، کشمشی شدن! اوضاع CITIGroup بود که در عمل یکی از بزرگترین بانکهای دنیا را در تملک خود دارد. این بانک تصمیم دارد 20 درصد نیروی شاغل خود را کاهش دهد که این به معنی بیکار شدن 50 هزار نفر در سراسر جهان است.

از مالزی خبر رسید که قیمت برخی از اقلام خوراکی و به خصوص مرغ افزایش داشته است، البته احتمال می دهم شیوع دوباره Bird Flu در کشور همسایه تایلند و قطع واردات مرغ یکی از دلایل آن باشد.

دانشگاه USM  وارد تعطیلات میان ترم شده است، بازگشایی مجدد دانشگاه مطابق تقویم 22 دسامبر خواهد بود، البته ثبت نامها کما بیش از اوایل دسامبر شروع می شود.

 

حالا باز هم بگویید همه چیز گران شده است.

 اگر فکر می کنید در این چند سال اخیر همه چیز در ایران گران شده است، پس شما هم مانند من در اشتباه بوده اید، دیروز بالاخره کاشف یه عمل آمد که حداقل یک قلم جنس در ایران در این چند سال رشد منفی قیمتی را تجربه کرده است، باور نمیکنید به گزیده ای از خبر مندرج در یکی از روزنامه های صبح دیروز توجه بنمایید:

" قیمت هر کیلوگرم تریاک در ایران در سال 1382 تا یک میلیون و 205 هزار تومان رسیده بود که از آن تاریخ با روند کاهشی تا 594 هزار تومان در سال 1386 کاهش داشته است"

ضمن ابراز خرسندی امیخته با حیرت از کاهش به واقع قیمت "جنس!!" در مملکت برای افزایش اطلاعات عمومی خوانندگان محترم وبلاگ قیمت جاری برخی اقلام کاملاً حیاتی! را به نقل از روزنامه فوق ذکر می کنم :

  • هروئین، هر کیلوگرم 3 میلیون و 147 هزار تومان
  • مرفین، هر کیلوگرم 2 میلیون و 418 هزار تومان
  • تریاک، هر کیلوگرم 594 هزار تومان
  • حشیش، هر کیلوگرم 346 هزار تومان

یک خبر

عزیزی با نام آرمان مطلب ذیل را بخش نظرات قرار داده بود که با تشکر از ایشان و به جهت اهمیت موضوع آن را عیناْ در اینجا درج می نمایم:

مدیركل امور بورس و دانشجویان وزارت علوم از برنامه تغییر نگرش در نظام آموزش عالی كشور در دو مقطع كارشناسی ارشد و دكتری خبر داد.
دكتر علی اكبر متكان در گفت وگو با «ایسنا» افزود: مسئولان وزارت علوم در حال بررسی هستند تا در صورت امكان مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه ها را در سه سطح Research (تحقیق، پژوهش و گذراندن پایان نامه)، Course(گذراندن واحد درسی) و Course Research (تلفیقی از انجام فعالیت تحقیقاتی و گذراندن واحد) برگزار كنند. وی با بیان اینكه در چند سال گذشته با توسعه ظرفیت آموزش عالی اعم از دانشجو، استاد، تجهیزات، امكانات و غیره، تقاضای داوطلبان مقطع كارشناسی برای ادامه تحصیل در خارج از كشور بسیار كاهش یافته است، گفت:
در این میان با وجود افزایش چند برابری ظرفیت دوره های تحصیلات تكمیلی، متقاضی شركت در این مقاطع در دانشگاه های ایران همچنان بالا است.
متكان با بیان اینكه در حال حاضر حدود ۹۵ درصد دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در كشور مالزی، دوره تحصیلات تكمیلی را می گذرانند، تصریح كرد: این موضوع نشان می دهد كه تقاضای دانشجویان كارشناسی برای ادامه تحصیل در خارج از كشور بسیار كاهش یافته است.


وی خاطر نشان كرد: در حال حاضر برای رفع مشكل خروج دانشجویان با هزینه شخصی در مقاطع كارشناسی ارشد و دكتری در معاونت آموزشی وزارت علوم بحث ایجاد دوره كارشناسی ارشد در سه سطح Research، Course و CourseResearch مطرح است.


متكان گفت: در حال حاضر دوره های تحصیلات تكمیلی در ایران به صورت گذراندن واحد درسی و پایان نامه برگزار می شود، این در حالی است كه در اكثر كشورهای دنیا این دوره ها به صورت مجزا و تخصصی در سه سطح و به صورت گذراندن واحد درسی و یا پایان نامه و یا هر دو آنها برگزار می شود كه در این میان دانشجویی كه در دوره Research (تحقیق)، فارغ التحصیل می شود نمی تواند معلم یا استاد شود و فقط دانشجویی كه واحد درسی و پایان نامه را باهم گذرانده باشد می تواند تدریس كند.

آیا مالزی واقعاَ ارزان است؟

واقعیتش وقتی اسم مالزی و هند در خصوص ادامه تحصیل به میان می آید، بلافاصله ذهن همگان معطوف ارزاني مي گردد، تبليغات شركتها و يا افرادي هم كه در حوزه جذب و اخذ پذيرش فعالند، همين طور نشان مي دهد، حال براي اينكه ببينيم اين موضوع تا چه حد صحت دارد، لازم است تا بررسي دقيقتري در خصوص هزينه هاي اقامت و تحصيل در مالزي داشته باشيم و براي سهولت مقايسه و در يك نگاه كلان چند گروه هزينه اصلي يك دانشجو را  در نظر مي گيريم، با اين توضيح كه در اين بررسي موارد خاص و همچنين هزينه هاي مربوط به اقامت ساير همراهان دانشجو و به خصوص كودكان او منظور نشده است :

الف : شهريه دانشگاه يا كالج محل تحصيل: اگرچه در نگاه اول مقرون به صرفه جلوه مي كند ولي بايد توجه داشت كه اولاً شهريه تنها هزينه اي نيست كه به دانشگاه پرداخت مي شود و وقتي ساير هزينه ها همچون وديعه، حق بيمه و يا هزينه ويزاي دانشجويي و امثال آنها به آن اضافه مي شود ديگر آنقدرها مقرون به صرفه نخواهد بود و اين موضوع به خصوص در نيمسال اول محسوس است (براي مثال شهريه اينجانب در رشته و مقطع مربوطه به ازاي هر نيمسال تحصيلي در حدود 3000 رينگيت از جانب دانشگاه اعلان شده است ولي در نيمسال اول و در عمل ناچار به پرداخت سه برابر اين مقدار مي باشم)، تازه اين در صورتي است كه در يك دانشگاه دولتي مانند USM تحصيل كنيد وگرنه دانشگاه هاي خصوصي كه اصلاً ارزان نيستند. البته در مقام مقايسه باز هم شهريه دانشگاههاي مالزي به طور ميانگين از دانشگاه هاي داخل كشور (براي مثال دوره هاي فراگير و يا شبانه دانشگاه هاي دولتي) كمتر مي باشد.

ب : هزينه محل اقامت : درست است كه با توجه به قيمت و اجاره بهاي مسكن در تهران، اجاره بها در مالزي به نظر معقول مي آيد، ولي باز هم با توجه به تجمع دانشجويان در اطراف دانشگاه ها و جيب پر پول برخي از برادران دانشجوي عرب! كه نوعي تقاضاي كاذب ايجاد مي كند، اجاره بهايي كه يك دانشجو مجبور به پرداخت آن مي گردد عملاً بالاتر از نرم اجاره بها در ساير نقاط مي باشد. در ضمن هزينه هاي مرتبط و به خصوص هزينه برق به مراتب بيشتر از ايران خواهد بود. البته گزينه ديگري هم وجود دارد و آن هم استفاده از خوابگاه هاي دانشجويي مي باشد كه براي دانشجويان ايراني (به خصوص از لحاظ بهداشتي) چندان قابل قبول نمي باشد.

ج : هزينه خريد اسباب زندگي : اين درست است كه خريد اسباب زندگي مانند مبلمان و لوازم الكتريكي در مالزي معمولاً ارزانتر از ايران تمام  مي شود، اما بايد توجه داشت كه كيفيت اين لوازم هم به همان نسبت پايينتر است.

د : هزينه تردد: سيستم حمل و نقل عمومي در مالزي به هيچ وجه قابل اعتماد نيست در ضمن هزينه ها هم اصلاً پايين نيست، (بليط اتوبوس شهري در پينانگ از 1 تا 3 رينگيت و كرايه تاكسي 10 تا 15 رينگيت مي باشد)، البته خريد خودروي شخصي به بهاي مناسب مقدور است ولي در عوض بنزين به مراتب گرانتر از ايران است.

ه : هزينه اي خورد و خوراك روزانه : عملاً بسياري از مواد غذايي بهايي برابر يا بيشتر از ايران دارند و اگر در موارد خاصي بهاي يك كالا ارزاتر باشد در مقابل موارد عكس بسياري هم وجود دارند.

و : هزينه هاي سفر : دانشجو و يا خانواده او ناچار به تردد مابين دو كشور براي ديدار يكديگرند،  بنابراين هزينه بليط رفت و آمد نيز بايد به هزينه هاي ايشان اضافه شود.

تمام موارد فوق را در كنار اين موضوع بگذاريد كه در ايران تقريباً تمامي دانشجويان تحصيلات تكميلي مشغول به كاري هستند و از قبل آن درآمدي دارند، در حالي كه طبيعتاً در مالزي شانس يافتن كاري متناسب بسيار اندك است و دانشجوي غير بورسيه دولتي مي بايست به پولي كه از ايران ارسال مي شود متكي باشد، بنابراين و با در نظر گرفتن تمامی این موارد معلوم مي شود اگر كسي تحصيل در مالزي را ارزان مي داند يا در مقايسه با برخي كشورهاي غربي چنين مي گويد و يا خداي ناكرده ريگي در كفشش دارد وگرنه با ضعفي كه گريبانگير واحد پول كشورمان است، عملاً جاي ارزاني در جهان براي يك ايراني با سطح درآمد متوسط وجود ندارد.

تحقق رویای دکتر کینگ

حدود چهل سال قبل دکتر مارتین لوتر کینگ سخنرانی تاریخی خود را با این جمله آغاز کرد "من رویایی دارم"، در آخرین ساعات روز سه شنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۸ بخشی از رویای این مرد بزرگ به واقعیت پیوست و اولین سیاه پوست به ریاست جمهوری ایالات متحده رسید تا معلوم شود، مردم این کشور و شاید تمامی جهان تا چه حد "امید به تغییر در شرایطشان دارند"، اوباما از اولین روز کمپین خود در حدود ۲۰ ماه قبل تا دیشب که اولین سخنرانی خود را به عنوان رئیس جمهور قرائت کرد، تنها بر یک چیز پافشاری کرده و آنهم شعار "تغییر" بوده است.

البته اینجانب دو ماه قبل پیش بینی چنین روزی را کرده بودم (مراجعه کنید به نوشته "از پشت پرده چه خبر یا تئوری توطئه") و در همانجا نظر خود را اعلان نمودم ولی چیزی که حالا مهم است این است که آیا رئیس جمهور جدید آمریکا از پس این همه چالش که پیش روی دارد برخواهد آمد و یا نه، چیزی که خود اوباما هم تلویحاً در سخنرانی آغازین خود به آن اشاره کرد، آنجا که گفت "شما می دانید رئیس جمهور آمریکا هر کاری را نمی تواند انجام دهد!"

     

تبدیل ارز در پینانگ

جهت اطلاع دوستانی که در شرف سفر به پینانگ می باشند، عرض می کنم بهترین مکان جهت تبدیل ارز همراهشان صرافیهای محله هند کوچک "Little India" در شهر جرج تاون است، صرافیهای این منطقه بیشتر توسط هندیها اداره می شود و معمولاً ارزتان را به مناسبترین قیمت خرید می کنند، البته حتماً باید از چند صرافی قیمت بگیرید و دست آخر کمی هم چانه بزنید. برای پیدا کردن محله فوق مسجد کاپیتان کلینگ را بیابید که در مجاورت این محله قرار دارد و از جاذبه های توریستی پینانگ محسوب می گردد.

Manglish

مشكل برقراري ارتباط كلامي يكي از دشواريهاي اصلي دانشجويان ايراني مقيم مالزي مي باشد، متاسفانه در مالزي شما با نوع ديگري از زبان انگليسي روبرو مي باشيد كه درك آن و به طور متقابل سخن گفتن به آن به هيچ وجه آسان نيست و ربطي هم به ميزان تبحر شما در زبان انگليسي ندارد، اين مشكل كه در بسياري از مستعمره هاي پيشين بريتانيا نيز با شدت كمتر يا بيشتر وجود دارد را مي توان در ابداع نوعي از انگليسي بومي بر پايه انگليسي استاندارد دانست كه مطابق نظر بسياري از زبان شناسان از حد يك نوع لهجه فراتر مي رود و يك زبان خاص را تشكيل مي دهد، در مالزي اين زبان با عنوان Manglish شناسايي مي شود كه همانطور كه گفته شد آميخته اي از انگليسي بريتانيايي (BrE) و زبانهاي بومي مالزي همچون Bahasa melayu، Mandarin، Cantonese و Tamil مي باشد. در واقع آشي است كه هر قوميت ساكن اين سرزمين چيزي به آن افزوده است! متاسفانه دولت مالزي نيز از زمان استقلال عملاً فاقد هر گونه تشكيلاتي همچون فرهنگستان زبان به منظور نظارت و كنترل اين زبان بوده به شكلي كه به نظر مي رسد براي بسياري از مالزياييها سخن گفتن يك هموطنشان به انگليسي استاندارد نوعي "تظاهر" و "ادا" جلوه مي كند و اصرار بر كاربرد Manglish  به نوعي تعصب ملي بدل شده است. اين در حالي است كه كشور همسايه يعني سنگاپور با محدود كردن كاربرد Singlish كه نسخه مشابه انگليسي در اين كشور بوده و تشويق به كارگيري انگليسي سليس عملاً ارتباطات بين المللي خود را تقويت نموده است.

يكي از مشخصه هاي Manglish وجود اصواتي است كه به صورت پيشوند و يا پسوند در جملات اضافه مي گردند و معني مشخصي ندارند مگر ايجاد تاكيد و يا تخفيف در لحن گوينده براي مثال به كاربرد Lah در انتهاي اي جمله كه تاكيدي شبيه به معناي of Course به همراه مي آورد توجه كنيد :

“Don’t be an idiot Lah!” = احمق نباشي ها!

البته در صورتيكه دانشجو شانس بيشتري داشته باشد با اساتيدي سر و كار خواهد داشت كه دانش آموخته كشورهاي انگليسي زبانند و بالطبع انگليسي را به درستي و حداكثر با لهجه مالزيايي تكلم مي كنند. ولي در هر حال اين مشكل در سطح جامعه مالزيايي وجود دارد و اينجانب هم فعلاً راه حلي براي آن نيافته ام چرا كه توصيه به تقليد اين نوع گويش باعث مي شود فرد عملاً نوعي از انگليسي را بياموزد كه تنها به درد محيط مالزي مي خورد و بس.

سفر به اصفهان و ...

برگزاری سومین دوره " کنفرانس سالانه تجارت الکترونیک و کشورهای در حال توسعه " طی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه اول و دوم آبان (22 و 23 اکتبر 2008) در اصفهان بهانه ای شد تا دیدار مجددی از این شهر زیبا داشته باشم، البته اینجانب به شخصه مشارکتی در سمینار فوق نداشتم ولی یکی از مقالات همسرم مورد پذیرش سمینار قرار گرفته بود و حضور ایشان در سمینار الزامی بود. نکته جالب توجه اینکه میزبان نشست سال بعد این کنفرانس دانشگاه USM و محل برگزاری آن هم در پینانگ خواهد بود، به همین دلیل نمایندگان این دانشگاه هم حضور پررنگی در  کنفرانس امسال داشتند و با بهره گیری از فرصت، کمی هم برای پینانگ و دانشگاه USM تبلیغ کردند!

در این سفر دو نکته متفاوت توجه من را به خود جلب کرد، اول اینکه زاینده رود را از همیشه کم آب تر دیدم، همانطور که در تصویر مشخص است کرانه شمالی رود در مجاور پل خواجو که همیشه آن را پرآب دیده بودم به شکلی در آمده بود که بستر رود مشخص بود. در ضمن موقع پیاده روی در خیابان چهارباغ به خیابانی به نام "کوالالامپور" برخوردم، شما را نمی دانم (البته بر و بچه های اصفهانی مستثنی هستند!) ولی من که خبر نداشتم چنین خیابانی در اصفهان و آنهم در مجاورت چهارباغ وجود دارد. البته همانطور که در تصویر مشخص است این خیابان از سمت چهارباغ ورود ممنوع است و شاید این هم در عالم سیاست معنی و مفهوم خود را داشته باشد!!

حمل و نقل عمومی در پینانگ

در پینانگ هم مثل بقیه نقاط مالزی سیستم حمل و نقل عمومی مطمئن به چشم نمی خورد که اگر نظر من را بخواهید یکی از دلایل آن ارزانی و دسترس بودن خودروهای شخصی و موتورسیکلت است، قیمت بسیاری از خودروهای روز دنیا با قیمت درب کمپانی آنها تفاوت چندانی ندارد و این نشانگر دریافت حقوق گمرکی پایین از جانب دولت مالزی می باشد، علاوه بر این شهروندان مالزیایی اصولاً نیازی به پرداخت پول نقد برای خرید خودرو ندارند و تقریباً تمامی موارد به صورت قسطی و آنهم اقساط کوچک خریداری می شود. دو خودروساز بزرگ این کشور هم (پروتون و پرودو) سطح خیابانها را به  اشغال خود درآورده اند که تا جایی که من دیدیم در مقایسه با خودروسازهای وطنی ما از تولیدات بهتری برخوردارند و نشانه اش هم این که در یک بازار آزاد و رقابتی به خوبی سطح تولید خود را حفظ کرده اند، در حالی که مطمئنم اگر تعرفه 90 درصدی واردات خودرودر ایران حذف شود، حضرات ایران خودرو و سایپا چه خاکی بر سر خواهند کرد، خدا می داند!

در هر حال اگر راهتان به پینانگ ختم شد، به یاد داشته باشید که تاکسی به جز نقاط معدودی همچون فرودگاه به سختی و تنها از طریق تلفن بدست می آید ولی ظاهراً یک شرکت اتوبوسرانی موسوم به Rapid در سطح جزیره تردد می کند که هزینه استفاده از اتوبوسها و میدی بوسها آن بسته به طول مسافت از 1 تا 3 رینگیت متغییر است، شماره خطوط و مسیر حرکت آنها را نیز از روی سایت این شرکت خودتان مطالعه بفرمایید. http://www.rapidpg.com.my

دست اخر اینکه به نظر اینجانب اتوبوس داخل شهری در مالزی (یا حداقل پینانگ) یک چیزی تو مایه های سواریهای خطی خودمان می باشند، به این صورت که از یک جایی شروع می کند و به یک جایی ختم می شود و زیاد هم توی قید زمانبندی و اینچیزها نیستند!!