یک تعریف از انسان و انتقاد از آن

در میان تعاریف متعددی که توسط دانشمندان و همچنین فلاسفه برای "انسان" ارائه شده، یکی هم آن است که انسان را "حیوان لذت جو" تعریف می کند، من به شخصه با این تعریف از انسان مشکل داشته و دارم چرا که معتقدم اگر فردی "کامجویی و لذت طلبی" را هدف اصلی خود از زندگی بداند دیر یا زود به مرزهایی می رسد که می بایست از انها عبور کند، فرقی نمی کند که این مرزها اخلاقی باشند یا مرتبط با سلامتی یا هر چیز دیگر، نتیجه همواره لطمه زدن جسمانی و روحی به خود و دیگران است.

به عنوان نمونه ای برای استدلال اینجانب، فرض کنید جوانی به اینجا می آید که درس بخواند، چون این جوان پیرو فلسفه فوق یعنی لذت جویی است و کنترلی هم (حداقل از جانب خانواده) احساس نمی کند وارد مسائلی می شود که در کوتاه مدت لذت آور هم باشد و طبیتاً یک سری خطوط را در کشور خود و در میان خانواده خود مجبور به رعایت آنها بوده می شکند. خوب لذتی حاصل شده ولی نتیجه نهایی چندان جالب نیست، این جوان در عمل با آبروی خانواده اش و حتی زندگی آینده خودش معامله بدی کرده و به آنها صدمه  جبران ناپذیری وارد کرده است.

به همین خاطر است که هر موقع می شنوم کسی به دیگری می گوید از "زندگیت لذت ببر" نوعی هراس در خودم احساس می کنم، ترس از این که گوینده و یا شنونده مرزی برای خود قائل نباشند و یا شکستن مرزها را هنر بدانند! ترس از اینکه ما ایرانیها با تمام تلاشی که بیشترمان متحمل می شویم از همین که هستیم سرشکسته تر شویم، انهم به خاطر اینکه یک ایرانی دیگر دنبال لذت جویی خود بوده حال می خواهد لذت قدرت سیاسی باشد یا لذت کسب درآمد راحت از طریق قاچاق مواد مخدر یا لذت دستیابی راحت به نتیجه زحمت دیگری یا ...

هتلهای محدوده دانشگاه

من شخصاً خیلی سر و کاری با هتل ندارم مگر مواردی که برای شرکت در سمینارها مجبور به اقامت در آنها باشم، ولی این پست را برای کسانی که به هر دلیلی مجبورند برای چند روزی در اطراف دانشگاه اقامت کنند اماده کردم که کمتر سرگردان شوند، تا جایی که من می دانم مراکز اقامتی ذیل به محدوده دانشگاه نزدیکند (البته نه در حدی که بتوان مسافت را پای پیاده طی کرد):

هتل ویستانا (Vistana Hotel)

هتل آپارتمان بی سویت (B Suite)

هتل آپارتمان کریستال سویتز (The Krystal Suites Service Apartment)

هتل آپارتمان سنتوری بی سویتز (Century Bay Service Suites)

هتل ایستن (Eastin Hotel)

این مورد آخری هم جدیدترین هتل این محدوده است که همین هفته پیش جنب مرکز تجاری کوینزبی راه اندازی شد. در مورد قیمت و شرایط هم به راحتی می توایند از طریق اینترنت اطلاعات لازم را کسب کنید.


رابطه مستقیم نرخ بیکاری و تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی!

حالا چی بگیم؟

تا این اواخر اگر کسی از من راجع به تفاوت قیمتها در ایران و مالزی می پرسید، در قسمتی که می خواستم از گرانتر بودن چیزی در مالزی نسبت به ایران صحبت کنم، از قیمت نان می گفتم که به نظرم در مالزی گرانتر بود، ولی خوشبختانه با همکاری شبانه روزی بخش دولتی و خصوصی (همان محتکران سابق) در ایران این تبیعض هم از میان رفت و دیگر نان هم در ایران گرانتر از مالزی است!

در ضمن مجبورم بگم خوش به حال آنهایی که به جای رفتن به دنبال درس در دیار اجنبی و دود چراغ خوردن، همانجا تو ایران یک دکان نانوایی زدند و خودشان هم شدند شاطر تا هر موقع دلشان خواست فیتله قیمتشان را بالاتر بکشند.

در خبرها برخوردم به خبر مشکلات مالی جناب نیکلاس کیج، به نظر من ایشان هنرپیشه فوق العاده ای هستند ولی این به معنی نیست که ایشان انسان فوق العاده ای نیز هستند، فهرست داراییها و ولخرجیهای این آدم افسانه ای است، برای مثال دو جزیره، یک قلعه، جت و کشتی خصوصی و 50 ماشین که در میان آنها لامبورگینی 500 هزار دلاری شاه ایران هم به چشم می خورد، جزو مایملکشان است. در واقع این آدم مثل جارو برقی هر چه که به نظرش خوب آمده خریده و انبار کرده!

فکر کنم او خیلی به شخصیت فیلم "ارباب جنگ" که خود در آن ایفای نقش کرده نزدیک شده، آدمی که فقط پول برایش مهم است و بس!


دانشمند واقعی کیست

دیروز مستندی از سری مستندهای نشنال جوگرافی را می دیدم، مستند مربوط می شد به منطقه ای در شمال شرقی هند که به دلیل قرار گرفتن کشور بنگلادش عملا از سایر نقاط هند جدا افتاده است، جمعیت ساکن این منطقه هم در واقع چینی الاصل بودند و بیشتر مسیحی، موضوع عجیب اینکه در این منطقه هر 48 سال یکبار و همزمان با میوه دادن درختها بامبو موشهای سیاه رنگی به محصولات کشاورزی حمله می کنند و کشاورزان فقیر را دچار مصیبت می کنند.

در این مستند یک دانشمند به این منطقه سفر کرده بود تا این پدیده را بررسی کند و در صورت امکان راه کاری برای آن ارائه دهد، نمی خواهم تمام جزییات کار ایشان را و اینکه چگونه مجبور بود موشها را از داخل لانه شان با دست گرفته، یک به یک شکمشان را بشکافد تا معلوم کند چند نوزاد در شکم آنها وجود دارد و با محاسبه زمان زایمان نمودار رشد جمعیتی انها را ترسیم کند، اینجا تعریف کنم.

صد البته این بنده خدا با تحمل این همه مشقت به دنبال این نبود که مقاله ای تهیه کند و در یک ژورنال چاپ کند و حقوقش افزایش یابد، او می دانست که نتیجه تحقیق او 48 سال دیگر، یعنی زمانی که او احتمالاً زنده نخواهد بود به مردم فقیر آن ناحیه کمک می کند تا زمان هجوم موشها را بداند و محصول خود را پیش از آن برداشت کنند. 

قابل توجه برخی از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها که تمام هنرشان این است که دانشجوی بینوا  و بیدفاع را مجبور کنند مقاله ای تهیه کند و اسم ایشان را هم بالای آن بگذارد! حالا محتویات از هر کجایی که می خواهد بیاید اصلاً مهم نیست!!


تفاوت ایران و مالزی در مقوله احساس مسئولیت

در ایران اگر شما کاری داشته باشید، معمولاً پیدا  کردن فردی که مسئول آن کار است چندان دشوار نیست، دشواری اصلی ان است که شما فرد مورد نظر را در محل مورد نظر گیر بیاندازید و با هر روشی که می دانید او را وادار یا ترغیب به انجام کارتان بکنید، حال می خواهد تهدید و دعوا باشد یا تشویق و خواهش و هزار تا راه دیگر که فقط ما ایرانیها بلد هستیم و بس!

در مالزی اگر کاری داشته باشید، بزرگترین مشکل همان فهمیدن آن است که چه کسی مسئول آن کار است! برای مثال کارتان ممکن است از نظافتچی دانشکده تا به رییس دانشکده مربوط باشد. در مالزی در حالی که می بینید به نظر همه هر کاری می کنند و خیلی هم متواضع هستند. خدای ناکرده اگر کار جدی با همین همه داشته باشد و کارتان هم کمی گیر و گور داشته باشد دیگر باید فاتحه انجام آن را بخوانید!

به صورت خلاصه در ایران هزار تا سوراخ و حفره وجود دارد که آدمها زبل کارشان را از طریق آن راه بیاندازند ولی در مالزی اصولاً حفره که هیچ، بعضی وقتها راه درستی هم برای انجام برخی امور پیش بینی نشده است. البته از آنجاییکه مالاییها خیلی خوب از تجربیاتشان استفاده می کنند (کاری که ما هیچ وقت نمی کنیم) بنابراین به احتمال خیلی زیاد در آینده پروسیجر و فرآیند انجام آن کار را ایجاد خواهند کرد، که صد البته ممکن است به عمر (درسی) شما کفاف ندهد!!

پایان ترم نزدیک است

این هفته، اخرین هفته از نیمسال اول سال 2010-2009 است و بنا به رویه متداول کلاسی در این هفته برگزار نمی شود تا دانشجوها خود را برای امتحانات آماده کنند که از هفته بعد به مدت 20 روز خواهد بود. این چند هفته برای دانشجویان Mix-Mode بسیار حیاتی است، البته در خیلی از دروس فقط نمره پایانی تعیین کننده نیست و  اگر دانشجو Assignment های خود را به موقع انجام داده باشد چندان از بابت نمره دردسر نخواهد داشت.

در مقابل دانشجویان Research-Mode به غیر از موارد خاص مثل همین درس زبان مالایی، چندان نگران نمره و امتحان نیستند و اول و آخر ترم هم برایشان فرقی نمی کند! ولی به نظر کار این گروه از دانشجویان از گروه اول سختتر است. چون کلاسی در کار نیست بنابراین ارزیابی کار ایشان بر اساس فرآیند تحقیقاتیشان انجام می گیرد. و تحقیق هم از نوع کارهایی است که نمی تواند به راحتی سنجیده شود. به عبارت دیگر دانشجوی Research اگر از انگیزه قوی برخوردار نباشد و اگر self-Organized و self-Motivated نباشد کارش به جاهای باریک می کشد!

نوبت ارتقای کیفیت

بخش مهمی از موفقیت دانشگاه های مالزی در کسب رنکینگ مناسب جهانی، بدلیل حضور پررنگ دانشجویان خارجی در مقاطع تحصیلات تکمیلی این دانشگاه ها می باشد، ولی کمیت نمی تواند تا ابد این دانشگاه ها را در موقعیت مناسبشان نگاه دارد، از آنجاییکه یکی از دلایل موفقیت کلان کشور مالزی داشتن برنامه راهبردی و عمل به آن است، در این مورد نیز طبیعی است که دانشگاه هایی مانند USM دارای برنامه هایی می باشند که یک به یک به اجرا در می آورند و حال به نظر می رسد که نوبت به ارتقای کیفی رسیده، در همین راستا تعداد زیادی سمینار و Workshop در سطح دانشگاه و دانشکده های آن برگزار می گردد و البته سعی می شود که در هر نوبت با کمک تجربه حاصل از برنامه قبلی نوآوریهایی ایجاد کرد و بهره وری بالا رود، یک مورد همین همایش دانشجویی دانشکده کامپیوتر بود که چند ماه قبل در جزیره ای کوچک مجاور پینانگ برگزار شد و دانشجویان می بایست تنها با یک پوستر و بدون استفاده از کامپیوتر مقاله تحقیقاتی خود را برای دیگران پرزنت می کردند.

راستش اولین بار که با این نوع برنامه های روبرو شدم، به نظرم خنده دار و تا حدی بچه بازی رسید ولی وقتی تاثیر آن را بر دانشجویان دیدم، نظرم دگرگون شد، دانشجویان در این نوع برنامه ها خود را در محیط صمیمی و نه محیط خشک و دلهره آور سمینارهای رسمی احساس می کنند و در عین حال یاد می گیرند چگونه با انتقاد سازنده از طریق بررسی متقابل یا همان Peer review به یکدیگر کمک کنند.

البته مشخص است که دانشگاه برای برگزاری این نوع سمینارها متحمل هزینه بیشتری می شود، برای مثال در حالی که می تواند این مراسم را در همان دانشگاه و سالنهای متعدد آن برگزار کند، دانشجویان را به هتلی منتقل می کنند و دو یا سه روز هزینه هتل و شام و ناهار آنها را متقبل می شوند تا نتیجه بهتری عاید گردد. در یک مورد در همین چند روز گذشته دانشکده کامپیوتر مقدار نسبتاً زیادی هزینه کرد تا 60 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی را برای تمرین تکنیکهای نوشتن مقالات علمی و فنی به یک WorkShop سه روزه به هتلی  نسبتاً مجلل و مجاور ساحل دریا ببرد.

البته بعضی از دوستان کمی بدبینتر معتقدند اینها بودجه کلانی دارند و می خواهند هر طور شده آنرا خرج کنند ولی نظر من این است که حتی اگر این فرض باشد و حتی اگر تمام اهداف این نوع همایشها محقق نشود باز هم ارزش افزوده شده فزون بر هزینه است، به شرطی اینکه هدف و خروجی مشخص باشد. وگرنه خیلی از این نوع سمینارها در کشور خودمان هم برگزار می شود و آب از آب تکان نمی خورد!