داستان پروتون و سایپا و ایران خودرو و ...
یکی از عادات نه چندان جالب ما ایرانیها آن است که خودمان را خیلی تحویل می گیریم، البته اعتماد به نفس (که جدیداً با اقتدار ملی هم گره خورده) چیز بدی نیست ولی منطق هم در عین حال چیز خوبی است، مثلاً بارها شنیده ام که می گویند مردهای ایرانی بعد از ایتالیایها خوشتیپترین مردان عالمند! و یا زنان ایرانی حرف ندارند!!، بر اساس کدام معیار خدا می داند و بعد از سر و هیکل هم می رسیم به هوش و ذکاوت سرشار ایرانی و جالب اینکه مثالهایی هم می زنیم که عذر بدتر از گناه است (یعنی برخی رفتارهای ناپسند و مجرمانه را دلیل هوش زیاد می دانیم)، آخر هم طبق معمول می رسیم به تاریخ چند هزار ساله و کورش و داریوش را نبش قبر می کنیم، در مقابل هم فکر می کنیم ژاپونیها و اصولاً هر ملتی که چشم بادامی دارد! خنگ اند و ابتکار ندارند و اگر به جایی رسیدن به خاطر خرکاریشان بوده و بس (الحمدالله این وصله ها به ما و ملت ما نمیچسبد!!).
حالا می خواهم یک مثال عینی بزنم تا معلوم شود کی باهوشتر است، مدتی پیش شرکت نه چندان معظم پروتون که به کمک فناوری انگلیسی به تازگی به جرگه خودروسازان پیوسته، تفاهم نامه ای را با شرکت ایرانی سایپا امضاء کرد که با بوق و کرنا در جراید به عنوان یک اتحاد استراتژیکی مابین دو خودروساز جهان اسلام معرفی شد، اما پس از آنکه گرد و خاکها فرو نشست و صدای شرکت ایران خودرو در آمد، معلوم شد که کلاه گشادی بر سر مجموعه خودرو سازان و خودرو فروشان ما رفته که بیا و ببین، البته مسئولین ارشد شرکت سایپا که در راستای جوانگرایی متوسط عمرشان 25 سال است! موضوع را همچنان و شدیداً تکذیب می کنند، (که این هم یکی دیگر از خواص ما ایرانیها است، یعنی اعتراف به شکست و اشتباه و سعی در جبران آن اصولاً جایی در فرهنگ ما ندارد که هیچ، کسر لاتی هم به حساب می آید!! بنابراین تنها وقتی می فهمیم یکی اشتباه کرده که مانند این مورد یکی دیگر صداش دربیاید). داستان پروتون و ایران بر می گردد به زمانی که شرکت زاگرس خودرو، به عنوان نمایندگی فروش این برند را وارد کشور کرد و برخی مدلهای آنرا نیز در بازار جای انداخت، در همین دوره که این شرکت مشغول فروختن خودرو مالزیایی به کاربر ایرانی و انتقال پول کاربر ایرانی به جیب مالزیایی بود (و البته یک مقداریش را به جیب مبارکش می گذاشت)، ایران خودرو به سازمان کنفرانس اسلامی پیشنهاد نمود یک خودرو مناسب برای بازار اسلامی تدارک ببیند و دست آخر قرار شد، با همکاری پروتون این کار صورت بگیرد و در حالی که ایران خودرو و پروتون مشغول نامه بازی در این خصوص بودند، یک دفعه تقش درآمد که پروتون همه را دور زده و از در سایپا وارد بازار کشور شده، طبق معمول هم چون ما خیلی باهوشتریم مفاد قراردادی که قراربوده همکاری استراتژیکی دو طرفه باشد تبدیل می شود به بردگی استراتژیکی طرف ایرانی برای طرف مالزیایی.
از کل این ماجرا این سئوال بدون جواب در می آید که چطوری شرکتی که توسط همان آدمهای خنگ و بیحالی که ما معتقدیم اجدادشان به تازگی از درخت پایین آمده اند، اداره می شود. سر چند تا شرکت ایرانی که به اصطلاح افتخارات صنعتی کشورند را یک جا گول می مالد. آنچنان که هنوز نفهمیدند از کجا خورده اند.


