داستان ملک و درویش و وزارت بهداشت و ...
الحمدا.. در زبان فارسی هر چه که از بابت عبارات مرتبط با فناوری و تکنیک و فن کمبود داریم (به خصوص در رشته اینجانب که نتیجه این می شود که آدم مجبور است در هر جمله سه تا کلمه فرنگی به کار ببرد و می شود غرب زده یا جو زده یا هر چی ...) به وفور ضرب المثل داریم، مثل اینکه پیشینیان ما از هر چه کم گذاشته اند از تولید ضرب المثل کم نیاورده اند، حتماً دیده اید که مادربزرگ و پدربزگها می توانند برای هر حرکتی که شما انجام می دهید و یا قصد انجامش را دارید برایتان یک ضرب المثل بیاورند...
بگذریم، این حرکات ضربتی وزارت بهداشت کشورمان که یک به یک دانشگاه های کشورهای دیگر را رد صلاحیت می کند من را یاد ضرب المثل "دو درویش که بر گلیمی بخسپند و دو پادشاه که در ملکی نگنجند" می اندازد، این وزارت علوم ما مثل همان درویشان با هر وزارت علوم کشورهای دیگر که یکبار دیپلماتهاشان به دیپلماتهای ما لبخند زده اند کنار می آید، اما وزارت بهداشت ماشاا... هیچ احدی را جز خودش قبول ندارد.
ما که متخصص در امور پزشکی نیستیم ولی آنقدر می دانیم که هر کشوری دانشگاه خوب و بد دارد، بنابراین نمی توان کل دانشگاه های یک کشور را به صورت فله ای رد صلاحیت کرد. مگر آنکه حال یا سواد بررسی یکایک آنها را نداشته باشیم. البته خدمت عزیزان دانشمند در این وزارت خانه عرض کنم، برای مثال تا جایی که من می دانم همین مالزی هم مدارک پزشکی کشورمان را در حد لیسانس قبول دارد. اینجا است که باز به مدد زبان شیرین فارسی باید گفت "چیزی که عوض دارد گله ندارد"